خانه / فریبا کلاهی (پەڕە 4)

فریبا کلاهی

روزنامه نگار و مدیر مسئول پایگاه خبری آیین باور

مناطق کم برخوردار در اولویت تخصیص اعتبار آسیب اجتماعی

تخصیص اعتبارات کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی با اولویت مناطق کم تر برخوردار صورت می گیرد

سرپرست معاونت سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار البرز با بیان اینکه کنترل وکاهش آسیبهای اجتماعی، آموزش حقوق شهروندی و ارتقا سرمایه اجتماعی سه اولویت مهم کاری استان در حوزه اجتماعی است، گفت: اعتبارات کاهش آسیب‌های اجتماعی به البرز از سوی وزارت کشور تخصیص داده می شود.

فردی با بیان این مطلب در جلسه هماهنگی و بررسی برنامه های دستگاه های اجتماعی و فرهنگی در خصوص اختصاص اعتبارات اجتماعی جهت کاهش اسیب های اجتماعی اظهار داشت: سازمان امور اجتماعی وزارت کشور هر ساله برای کاهش اسیب های اجتماعی استان ها اعتباراتی را تخصیص و ابلاغ می کند.
وی با بیان اینکه استان البرز بعنوان ایران کوچک سرشار از خرده فرهنگ هاست تصریح کرد:  باید کار با حساسیت پیش برود.
معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی افزود: اعتبارات مذکور به دلیل زمان محدود و جلوگیری از بازگشت اعتبار نیازمند برنامه ریزی اجتماعی و فرهنگی متولی می باشد  که بایستی از سوی دستگاه های متولی به طور دقیق انجام گیرد.
وی افزود: ادارات و دستگاه های اجرایی ذیربط در تهیه برنامه های مربوطه نگاه ویژه و خاص به مناطق کم تر برخوردار داشته باشند.
فردی گفت:  اعتبارات اختصاص یافته برای تعمیر و تجهیز مراکز اجتماعی و فرهنگی مناطق حاشیه نشین استان مانند مراکز اموزشی ورزشی بهداشتی فرهنگی و هنری کتابخانه و … که در اولویت قرار دارند.

وی افزود: توجه به مناطق کم تر برخوردار و ارائه امکانات و خدمات در این مناطق موجب کاهش آسیب های اجتماعی در این مناطق خواهد شد.

۸۸۸ سال پس از خیام ؛این قافله عمر عجب میگذرد

آیین باور- عُمَر خَیّام نیشابوری (نام کامل: غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خَیّام نیشابوری) (زاده ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ در نیشابور – درگذشته ۱۲ آذر ۵۱۰ در نیشابور)  که خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النّیسابوری هم نامیده شده‌است، همه‌چیزدان، فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و رباعی‌سرای ایرانی در دوره سلجوقی است.

گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی اوست و لقبش «حجّه الحق» بوده‌است، ولی آوازه وی بیشتر با انگیزه نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آن‌که رباعیات خیام را به بیشترِ زبان‌های زنده برگردان نموده‌اند، ادوارد فیتزجرالد  رباعیات او را به زبان انگلیسی برگردانده است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب زمین شده‌است.

دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن در باره او می گوید: می‌دانید که خیام عنصر خاصی است در ادبیات فارسی، خاصّ از این جهت که هم شاعر است. هم نیست. بیشتر عالم شناخته شده. در زمان خود به این عنوان معروف بوده است. گذشته از آن درست روشن نیست که چه تعداد رباعی گفته و یا اصلاً این رباعی‌های منسوب به او تا چه مقدار به او مربوطند. چنانکه می‌بینیم چند سوال و ابهام در برابر نامش هست.نخست به عنوان عالم یعنی ریاضیدان، متفکر، فیلسوف و کسی که در ستاره شناسی کار می‌کرده معروف شده. ولی بعد موضوع شاعریش مطرح گردیده. می‌دانید که وی تا حدود صد سال پیش در ایران شاعر معروفی نبود. نام او به عنوان شاعر در میان بود، ولی کسی او را به عنوان یک گوینده صاحب دیوان به شمار نمی‌آورد. بیشتر شعر به سبک «خیامی» رواج داشت، که دیگران به تقلید او می‌سرودند. واقعیت آنست که شهرتش از زمانی بالا گرفت که فیتز جرالد انگلیسی تعدادی رباعی‌ها را به اسم او ترجمه کرد و انتشار داد و بعد از این، شهرت او از انگلستان شروع شد و به سراسر جهان سرایت کرد. از نظر خود ما هم، باید اعتراف کرد که فیتز جرالد ما را متوجه اهمیت شاعری خیام کرد. و این از عجایب است که کسی که از همه کمتر در زبان فارسی شعر گفته، در جهان معروف‌ترین شاعر ایران شود.


آغاز زندگی
هر چند از تاریخ ولادت دقیق وی هیچ اطلاعی دردست نیست اما د رکتابهای معتبر قدیمی از وی بسیار یاد شده که معروف ترین آنها چهار مقاله ای نظامی عروضی سمرقندی است.

نویسندگان بر یک نکته اذعان دارند که وی به تمام فنون و معلومات زمان خود تسلط کامل داشت و در فلسفه، حکمت و ریاضیات سرآمد دوران بود. اما با همه ی فرزانگی و دانایی، خیام مردی صریج الهجه بود و هیچگاه ا زبیان واقعیت و حقیقت ترسی به خود راه نمی داد. و بههمین سبب بسیاری از ویژگی او را حمل بر تندخویی وی دانسته اند. داستان زیر مصداقی بر این ادعاست:
« گویند فقیهی هر روز صبح پیش از برآمدن آفتاب نزد خیام می رفت و درس حکمت می خواند و چون به میان مردم می آمد از او به بدی یاد می کرد. عمر خیام یکبار چندتن را با طبل و بوق درخانه ی خود پنهان کرد. چون فقیه به عادت خودبه خانه ی و ی امد خیام فرمان داد تا طبل ها و بو قها را به صدا درآورند. مرد از هر سوی در خانه ای او گرد آمدند. عمر گفت:ای مردم نیشابور این فقیه شماست که هر روز در همین هنگام نزد من می آید و درس حکمت می آمود و آنگاه پیش شما از من به ن حوی که میدانید یاد می کند، اگر من همان باشم که او می گوید پس چرا از من علم می آموزد و اگر چنین نیست پس چرا از استاد خود به بدی یاد می کند »
از این دست داستانها و حکایت ها که از سندیت معتبری نیزبرخوردار است درکتابها مختلفی ذکر گردیده که نشان از روج آزاد اندیش خیام داشته است.

ویژگی های شخصیتی خیام
آنچه مسلماست تمامی ابزرگان علم و ادب که باخیام معاصر بوده اند از وی به بزرگی یاد کرده ان و نام وی را با احترام برده اند و« نیروی ادراک، هوش، و سعت دایره ای اطلاعات و سلطه کمل وی را بر علوم نقلی ستوده اند.» از قوه حافظه خیام داستانی نقل شده که د رجای خود شگفت و جالب توجه است:
«نقل می کنندکه خیام کتابی را در اصفهان هفت مرتبه مرورکرد و سپس آن را به نیشابور املاء فرمود. پس از مطابقت معلوم شد اختلاف ناچیزی با اصل متن دارد…..»
اما از ویژگیهای اخلاقی مسلم او کم حرفی و اجتناب از معاشرت است و نیز تندخویی که آنرا می توان بر مزاج عصی یا حالت حجب وی حمل کرد.البته نباید از نظر دور داشت ه این گونه افراد ذاتاً اشخاص خوش معاشرت و بذله گویی نیستند کمتر با مردم انس دارند و بیشتر گوشه نشینی اختیار می کنند. در خود فرو می روند و از طرفی درگیر شدن به امور علمی افرادی چون خیام راچنان به خود مشغول می نماید که حتی از امور عادی زندگی خود نیز دور می شوند.
بسیاری وی را در امر تدریس وگسترش علم و دانشی که داشت بخیل و تنگ نظر قلمداد کرده اند وکمی آثار مکتوب او را با توجه به علم و دانش گسترده اش دلیل بر همین ویژگی میدانند زیرا خیام نه تنها آثار زیادی از خود بجا نگذاشته بلکه چنان ذکری هم از برپایی کلاس درس او چون بزرگان هم عهدش نشده، جز مواردی که به تدریس فلسفه اشتغال داشته که آن هم بسیار معدود و محدود است.
نکته قابل توجه در این مورد آن است که باید خیام را از آن دسته عالمانی دانست ه بیش از آنکه بخواهد خود را در پیش مردم مطرح نماید ابتدا از خود پرسیده که اصلاً آیا لازم است این مطلبی را که در ذهن دارد، بیان کند؟ لذا تا ضرورت طرح مسایل فلسفی را احساس نمی کرد یا مستقیم از وی سئوال نمی شده، آن را بیان نمی نموده است .

آنگونه که د رمنابع معتبر تاریخی ذکر گردیده، خیام در نزد دانشمندان معاصر خود از احترام خاصی برخوردار بوده و ایشان همواره از وی با تکریم یاد نموده اند. عناوینی از جمله« امام خراسان»« حجه الحق»« فیلسوف العالم» و« سید الحکما المشرق و المغرب» از جمله القایی است که بزرگان هم دوره ی خیام وی را بدان نامیده اند.« شهرزوری او را تالی ابن سینا، قفطی به طور قطع او را در حکمت و نجوم بی همتا گفته اند. عمادالدین کاتب او را در جمیع فنون حکمیت خاصه قمست ریاضیات بی مانند دانسته و ابوالحسن بیهقی وی را مسلط بر تمام اجزای حکمت، ریاضیات و معقولات گفته است. زمخشری دانشمند معروف لغت و تفسیر وی را حکیم جهان و فیلسوف گیتی نام برده و مشاجره مختصر لغوی خود را با خیام در کتاب« الزاجز للصغار» نقل کرده و با مباهات می گوید: خیام فضل وی را ستوده و به شاگردان وی]زمخشری[ استفاده از محضرش را توصیه کرده است ».

در دوران خیام که بزرگانی چون امام محمد غزالی فلسفه، ریاضیات، طب و نجوم را جزء امور باطل می دانسته ان و رواج عقاید مذهبی خشک و به دور از هرگونه انعطاف و نرمی و عبادات ظاهر فریب، بازار علم را از رونق انداخته بود و تعصب های دینی بر آزادی فکر و اندیشه غلبه پیدا نموده بود، دیگر چه جای مجال برای بحث علمی باقی می ماند؟ پس همان بهتر که کسی چون خیام از فلسفه دم نزند، کلاس درس دایر نکند تا مجبور هم نباشد اندیشه های خود را آشکار کند و این به قول مرحوم دشتی نشانه فرزانگی است نه بخل در تعلیم. در اینجا به داستانی که بین امام محمد غزالی و خیام رخ داده اشاره می کنیم:

« روزی امام محمد غزای به مجلسی وارد شد و از خیام پرسید اختصاص یک نقطه فلک به قطب بودن را چگونه تعطیل می کند.در صورتی که فلک متشابه الاجزا است. خیام به جای آنکه مستقیماً به موضوع بپردازد بنا به روش خود پیرامون قضیه بسط مقال داد و از این حرکت از چه مقوله ایست سخن گفت. شاد بدین شیوه می خواست امام محمد غزالی را که متشرعین متعصب و مخالف فلاسفه است و به علاوه در جدل و مناظره زبردستف از حال تعرض درآورده،محیط را مساعد مطالب علمی کند. در این اثنا صدای مؤذنی بلند شد و غزالی از جای برخاسته گفت:« جاء الحق و زهق الباطل…»

و این رباعی از خیام تأئیدی است براین نظر که وی نه از روی بخل عقایدش را بیان ننموده و مکتوب نکرد، بلکه در آن دوران زمینه برای پذیرش نظرات و عقاید امثال وی فراهم نبود و بی شک دوری از اجتماع آن روز و پرداختن به کشف مسایل علمی مختلف به همین دلیل بوده است که :
خورشید به گل نهفت می نتوانم
و اسرار زمانه گفت می نتوانم
از بحر تفکرم برآورد خرد
دری که زبیم سفت می نتوانم

“Omar the Tentmaker” and “Khayyam” redirect here. For the 1922 film, see Omar the Tentmaker (film). For other uses, see Khayyam

Omar Khayyam (/kaɪˈjɑːm/; Persian: عمر خیّام‎ [oˈmæɾ xæjˈjɒːm]; 18 May 1048 – ۴ December 1131) was a Persian mathematician, astronomer, and poet.[3][4][5] He was born in Nishapur, in northeastern Iran, and spent most of his life near the court of the Karakhanid and Seljuq rulers in the period which witnessed the First Crusade.

As a mathematician, he is most notable for his work on the classification and solution of cubic equations, where he provided geometric solutions by the intersection of conics.[6] Khayyam also contributed to the understanding of the parallel axiom.[7]:284 As an astronomer, he designed the Jalali calendar, a solar calendar with a very precise 33-year intercalation cycle.[8][9]:659

There is a tradition of attributing poetry to Omar Khayyam, written in the form of quatrains (rubāʿiyāt رباعیات‎). This poetry became widely known to the English-reading world in a translation by Edward FitzGerald (Rubaiyat of Omar Khayyam, 1859), which enjoyed great success in the Orientalism of the fin de siècle.

تخت بستری و کیت‌های تشخیص آنفلوآنزا کمبود ندارد

رییس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت آخرین تمهیدات اندیشیده شده در جهت کنترل، تشخیص و درمان آنفلوآنزا در کشور را تشریح و تاکید کرد: کمبودی در زمینه تشخیص و درمان آنفلوآنزا نداریم و مانند سایر کشورهای منطقه، اقدامات در حال انجام است.

وی در همین باره ادامه داد: اصولا فرد مبتلا به آنفلوآنزا در صورت نیاز به بستری، مدت کوتاهی بستری خواهد بود و زمان بستری بیشتر از چند روز نخواهد بود، مگر در موارد استثنایی. بنابراین کمبودی در زمینه تخت‌های بستری برای مبتلایان به آنفلوآنزا وجود ندارد.

رییس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت تاکید کرد: البته با توجه به موج سنگین آنفلوآنزا که اکنون در آن قرار داریم، طبیعی است تعداد افرادی که مبتلا می‌شوند، زیاد است، اما نکته آن است که اکثریت این‌ موارد نیازی به بستری ندارند. مجددا نیز تاکید می‌کنم موارد نیازمند بستری هم از طریق ستاد معاونت درمان دانشگاه‌های علوم پزشکی در تهران، استان‌ها و همچنین وزارت بهداشت پیگیری و اقدام می‌شود.

گویا در پاسخ به سوال ایسنا درباره برخی اخبار در زمینه کمبود کیت‌های آزمایشگاهی تشخیص آنفلوآنزا نیز به فعالیت شبکه تشخیص آنفلوآنزا در کشور اشاره کرد و گفت: ۱۵ آزمایشگاه در سراسر کشور به اضافه آزمایشگاه مرکزی کشوری آنفلوانزا وظایف خود را در این زمینه انجام می‌دهند و فعالند و مشکلی در این زمینه نیست. اگر هم کمبود کیت مشاهده شود، به صورت مقطعی و کوتاه است. در مجموع بهتر است که رسانه‌ها قبل از رسانه‌ای کردن این موضوعات، مباحث را با معاونت‌های بهداشتی دانشگاه‌ها و ستاد معاونت بهداشتی در میان بگذارند و ما نیز جواب می‌دهیم.

آنفلوآنزای مرغی کذب است

رییس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت درباره برخی شایعات در فضای مجازی مبنی بر شیوع آنفلوآنزای پرندگان در برخی مناطق و نسبت دادن آنفلوانزای فصلی به آنفلوآنزای مرغی و ایجاد برخی نگرانی‌ها در این زمینه، گفت: این موضوع از اساس دروغ محض است و آن را تکذیب می‌کنم. نه تنها در کشور ما بلکه در هیچ کدام از کشورهای منطقه مدیترانه شرقی نیز گزارشی از آنفلوآنزای پرندگان وجود ندارد. آنفلوآنزایی که اکنون با آن روبرو هستیم آنفلوآنزای معمولی فصلی است که هر سال هم تکرار می‌شود. بیشترین نوع ویروس آنفلوآنزا هم H۱N۱ است که شدت بیماری زایی آن بیشتر از انواع دیگر آن است.
تشدید آنفلوآنزا با آلودگی هوا

وی در این باره افزود: طبیعی است یک نفر که مبتلا می‌شود اگر در شرایط آب و هوایی نامساعد نیز قرار گیرد، ممکن است بیماری‌اش تشدید شود. بنابراین تاکید می‌کنم در روزهایی که آلودگی هوا وجود دارد، افراد حتما به توصیه‌هایی که از طریق رسانه‌ها منعکس می‌شود توجه کنند و زمانی که تقاضا می‌شود سالمندان و کودکان از منزل خارج نشوند، خانواده‌ها رعایت کنند. طبیعی است افرادی که موارد بهداشتی و توصیه‌ها را رعایت نکنند و بویژه افراد پرخطر ممکن است به نوع شدید بیماری مبتلا شوند.

گاه شمار ایرانی (۲)، روزهای همنام با دوازده ماه و جشن‌های ماهانه

نام‌های دوازده‌گانه ماه‌ها با دوازده نام از اسامی روزها، مشترک هستند. در مثل فروردین نخستین ماه سال و آغاز بهار است در حالی که روز نوزدهم هر ماه نیز فروردین نامیده می‌شود یا اردیبهشت دومین ماه و سومین روز ماه نیز به شمار می‌رفته‌است. بدین شیوه هرگاه نام روز و ماهی موافق می‌افتاد، آن روز را جشن می‌گرفتند و از این رهگذر دوازده جشن در سال که بهتر است آنها را جشن‌های ماهانه بنامیم، پدید می‌آمد. این جشن‌ها در جدول زیر نمایان است:

این ها جشن‌های دوازده‌گانهٔ سال می‌باشد که در روزگار ساسانیان پیش از آن با آداب و تشریفاتی فراوان برگزار می‌شد.

اردیبهشتگان
اردیبهشتگان’ یا گلستان جشن از جملهٔ جشنهای دوازدگانهٔ سال ایران باستان بوده است و از شمار جشن‌های آتش است. روز سوم از هر ماه باستانی به نام اردیبهشت می‌باشد و بر اساس گاهشماری امروزین، دوم اردیبهشت خورشیدی، برابر با جشن اردیبهشت‌گان است.

ایرانیان از هزاران سال پیش در روز جشن اردیبهشتگان، لباس سپید رنگ می‌پوشیدند که نمایانگر پاکیزگی است. زمان برگزاری جشن اردیبهشتگان (دوم اردیبهشت) از سویی دیگر همزمان است با زمانی که در بسیاری از مناطق ایران، گلها شکوفا شده‌اند. از این رهگذر، این جشن به نوعی جشن گل ها نیز بدل شد؛ جشنی که اکنون در هلند نیز تقریبا همزمان با جشن اردیبهشتگان برگزار می‌شود.

به موجب یزدان‌شناسی اوستایی اردیبهشت دومین امشاسپند است. این نام در اوستا اشه وهیشته و یا ارته‌وهیشته می‌باشد. جزء اول اشه یا ارته به معنی درستی و راستی و نظم و جزء دوم صفت عالی است به معنی بهترین پس رویهم به معنی بهترین راستی یا بهترین نظم و قانون می‌شود.

چنانکه همهٔ امشاسپندان دارای دو وجه مینوی و زمینی هستند این امشاسپند در جهان مینوی نمایندهٔ پاکی و راستی و نظم و قانون اهورایی و در زمین نگاهبانی آتش بدو محول است. در این مورد منظور از آتش نظم و داد و راستی و پارسایی است چون در آیه‌ای از اوستا ملاحظه می‌شود که اهریمن با ظهور زرتشت می‌گریزد با فریادی این چنین که «زرتشت مرا بسوزانید با اشاوهیشه و از زمین براند مرا» که چون اهریمن نمایندهٔ بی‌نظمی و آشوب و دروغ و ناپاکی است با آتش راستی و پاکی و داد و قانون گریزان می‌گردد.

خلف تبریزی آورده که در این روز نیک است به معبد و آتشکده رفتن و از پادشاهان حاجت خود خواستن و به جنگ و کارزار شدن.

خردادگان
جشن خُردادگان
زمان برگزاری: روز خرداد (ششمین روز ماه باستانی) از ماه خرداد (سومین ماه سال) برابر با چهارم خرداد در گاهشماری خورشیدی.

انگیزه برگزاری:
فرخندگی هم نامی روز و ماه به نام امشاسپند خرداد و بزرگداشت جایگاه آن در اندیشه ایرانیان.

مفهوم امشاسپند خرداد: خرداد در اوستا «هـَئوروَتات» و در پهلوی «خُردات» یا «هُردات» به معنی رسایی و کمال است که در گات‌ها یکی از فروزه‌های اهورا مزدا و در اوستای نو نام یکی از هفت امشاسپند و نماد رسایی اهورا مزدا است. خرداد، امشاسپند بانویی است که نگهداری از آب‌ها در این جهان خویشکاری اوست و کسان را در چیرگی بر تشنگی یاری می‌کند از این روی در سنت، به هنگام نوشیدن آب از او به نیکی یاد می‌شود. در گات‌ها، از خرداد و امرداد پیوسته در کنار یکدیگر یاد می‌شود و در اوستای نو نیز این دو امشاسپند، پاسدارنده آب‌ها و گیاهان اند که به یاری مردمان می‌آیند و تشنگی و گرسنگی را شکست می‌دهند. در یسنا، هات ۴۷، آمده‌است که اهورامزدا رسایی خرداد و جاودانگی امرداد را به کسی خواهد بخشید که اندیشه و گفتار و کردارش برابر آیین راستی است.

امشاسپند خرداد در متن‌های کهن: چهارمین یشت از یشت‌های بیست و یک گانه اوستا، ویژه ستایش و نیایش امشاسپند بانو خرداد است که در آن یشت از زبان اهورا مزدا یادآور می‌شود که «… یاری و رستگاری و رامش و بهروزی خرداد را برای مردمان اشون بیافریدم…» و سپس تاکید می‌شود هر آن کس که خرداد را بستاید همانند آن است که همه امشاسپندان را ستایش کرده‌است. در بندهش نیز درباره خرداد آمده‌است : «… ششم از مینویان، خرداد است؛ او از آفرینش گیتی آب را به خویش پذیرفت..» ، «… خرداد سرور سال‌ها و ماه‌ها و روزهاست [ یعنی] که او سرور همه‌است. او را به گیتی، آب خویش است. چنین گوید: هستی، زایش و پرورش همه موجودات مادی جهان از آب است و زمین را نیز آبادانی از اوست…»

گل ویژه جشن خردادگان: در کتاب بندهش از گل سوسن به عنوان گل ویژه امشاسپند بانو «خُرداد» نام برده شده‌است: «… این را نیز گوید که هرگلی از آنِ امشاسپندی است؛ و باشد که گوید: … سوسن خرداد را، ..» که بر این بنیان بهترین نماد برای جشن خردادگان گل سوسن است. معروف‌ترین نمونه‌های گل سوسن نزد ایرانیان سوسن سپید Lilium candidum یا سوسن آزاد است که به نام سوسن ده زبان یا سوسن گل دراز نیز شناخته می‌شود، همچنین یکی دیگر از گونه‌های نادر گل سوسن که بومی برخی مناطق شمالی ایران است، سوسن چلچراغ Lilium lederbourii نام گرفته‌است. در متن پهلوی «خسرو قبادان و ریدکی» بوی گل سوسن سپید، چون «بوی دوستی» توصیف شده‌است.


آیین‌های جشن خردادگان:
یکی از مهم‌ترین آیین‌های روز خرداد که در جشن خرادگان پررنگ تر می‌شود، رفتن به سرچشمه‌ها یا کنار دریاها و رودها، تن شویی در آب و خواندن نیایش‌های ویژه این روز همراه با شادی و سرور در کنار خانواده و دوستان بوده‌است. نمونه‌ای از سنت‌های رایج در این روز را می‌توان از سروده «دستور داراب پالن» موبد بزرگ پارسی در منظومه «فرضیات نامه» برداشت نمود که از آیین‌های ویژه خرداد روز به «تن شویی»و«کندن چاه» و «نو کردن کاریز» اشاره می‌کند و در همین مورد در متن پهلوی «اندرز انوشه روان آذرپاد مهر اسپندان» یاد آوری شده که «در خرداد روز جوی کن». بر این پایه، در این روز توجه‌ای ویژه می‌شده به نگهداری و نوسازی جوی‌هایی که آب از آن‌ها سرچشمه می‌گیرد و در آنجا جاری می‌شود چون چشمه‌ها، چاه‌ها، جوی‌ها، کاریزها و رودها که با آب زندگی بخش خود، ادامه زندگی را در این کره خاکی برای زیستمندان امکان پذیر می‌کنند.

جشن تیرگان
تیرگان جشن تیرگان یکی از جشن‌های ایرانی در روز تیر از ماه تیر برابر با سیزدهم تیرماه است. عده‌ای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم تیر برگزار می‌کنند که به اعتقاد استادان ایران‌شناس نادرست است.

در فراهان جشن تیرگان در اول ماه تیر برگزار می‌شود و این آیین به نام جشن تیرگان به ثبت ملی نیز رسیده است. در مازندران نیز جشن تیرگان با نام تیرماه سیزده شو در شب سیزدهم آبان ماه برگزار می‌شود.

در مازندران نیز جشن تیرگان با نام تیرماه سیزده شو در شب سیزدهم آبان ماه برگزار می‌شود.
ارامنه اصفهان این جشن را در روز سیزدهم ژانویه برگزار می‌کنند.
انجمن کوهنوردان ایران هر ساله این جشن را در روز سیزدهم تیر در دماوند برگزار می‌کنند. این جشن به ثبت ملی نیز رسیده است.
بهار مختاریان اعتقاد دارد که جشن تیرگان در اصل جشن انقلاب تابستانی در اول تیرماه بوده است. آنچه که اکنون در فراهان بازمانده است.

این جشن درگرامی داشت تیشتر (ستارهٔ باران آور در فرهنگ ایرانی) است و بنا به سنت در روز تیر (روز سیزدهم) از ماه تیر انجام می‌پذیرد. در تواریخ سنتی تیرگان روز کمان‌کشیدن آرش کمانگیر و پرتاب تیر از فراز البرز است. همچنین جشن تیرگان به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، روز بزرگداشت مقام نویسندگان در ایران باستان بوده‌است. (آثارالباقیه، فصل نهم، بخش عید تیرگان).

بنابر تقویم یکپارچه ادیان ایران این جشن در روز دهم تیرماه در گاهشمار کنونی ایران قرار دارد. موبد کورش نیکنام برگزاری جشن‌ها با استفاده از گاهشماری‌های سنتی با ماه‌های ۳۰ روزه را بی‌توجهی به دانش نجوم و دستاوردهای خیام و موجب ناهماهنگی‌ در جشن‌ها دانسته و لزوم توجه به گاهشماری ملی و رسمی با ماه‌های ۳۱ روزه را یادآور شده است. (برای آگاهی از فهرست و زمان همه جشن‌های ملی بنگرید به صفحه جشن‌های ایرانی).

جشن همه ساله در کوه دماوند, آمل و همه ساله توسط زرتشتیان ایران در شهرهای تهران، کرج، یزد و روستاهای اطراف، میبد، اردکان، کرمان، بم، شیراز، اصفهان،  اهواز و اروپا و آمریکا در روز دهم تیر برگزار می‌شود. که البته تعطیل نبودن این روز در ایران و دیگر کشورها گاه باعث می‌شود تا در نزدیکترین روز تعطیل این جشن برگزار شود.

جلیل دوستخواه پژوهشگر ایران‌شناس در زمینه زمان‌ جشن‌های ایرانی و از جمله جشن تیرگان آورده است: «بازهم می‌بینیم که نویسندگان برخی از این نوشتار‌ها، با نادیده‌گرفتنِ زمینه‌های اسطورگی‌ نامْ‌گذاری‌ این جشن و پژوهش‌های کسانی همچون بیرونی درباره‌ی زمان برگزاری‌ آن و تنها به دستْ‌آویز سی و یک روزه بودن شش ماه نخست سال در گاه‌شمار کنونی، روز دهم تیرماه را، زمان این جشن می‌انگارند. امّا درست و بُنیادین و برابر با یادگارهای فرهنگی‌ی کهن، آن است که مانند نیاکان‌مان، سیزدهم تیرماه (تیرْروز از ماه تیر) را جشن تیرگان بدانیم و با خجستگی برگزاریم. زمان‌ درست جشن‌های دوازده‌گانه، بدین سامان است».

آب پاشی
این جشن در کنار آب‌ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش ِرو همراه بوده و همچون دیگر جشن‌هایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شده‌است.

در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیواتیر» منسوب شده‌است.
ابوریحان بیرونی و گردیزی در «زین الاخبار» ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی یعنی «کیخسرو» را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه‌ای دانسته‌اند.

جشن تیرگان بجز این روز در نخستین تیر روز از سال یعنی سیزدهم فروردین (سیزده‌بدر) و سیزدهم مهرماه (قالیشویان اردهال) نیز برگزار می‌شود.

ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیین‌هایی برگزار می‌کنند که برگرفته و در ادامه جشن تیرگان است. در برخی مناطق مانند فراهان صدها سال است این جشن به شکل با شکوه در اول تیر برگزار می‌شود.

فال کوزه
یکی دیگر از مراسم این جشن مانند بسیاری از جشن‌های ایرانی «فال کوزه» (چکُ دولَه) می‌باشد. روز قبل از جشن تیرگان، دوشیزه‌ای را برمی‌گزینند و کوزه سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او می‌دهند که «دوله» نام دارد، او این ظرف را از آب پاکیزه پر می‌کند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه آن می‌اندازد آنگاه «دوله» را نزد همه کسانی که می‌برد که آرزویی در دل دارند و می‌خواهند در مراسم «چک دولَه» شرکت کنند و آن‌ها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند این‌ها در آب دوله می‌اندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد می‌برد و در آن‌جا می‌گذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه کسانی که در دوله جسمی انداخته‌اند و نیت و آرزویی داشتنه‌اند در جایی گرد هم می‌آیند و دوشیزه، دوله را از زیر درخت به میان جمع می‌آورد. در این فال‌گیری بیشتر بانوان شرکت می‌کنند و سال خوردگان با صدایی بلند به نوبت شعرهایی می‌خوانند و دختر در پایان هر شعر، دست خود را درون دوله می‌برد و یکی از چیزها را بیرون می‌آورد، به این ترتیب صاحب آن جسم متوجه می‌شود که شعر خوانده شده مربوط به نیت، خواسته و آرزوی او بوده‌است.

دستبند تیر و باد
در آغاز جشن بعد از خوردن شیرینی، بندی به نام «تیر و باد» که از ۷ ریسمان به ۷ رنگ متفاوت بافته شده‌است به دست می‌بندند و در باد روز از تیرماه (۹ روز بعد) این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می‌سپارند تا آرزوها و خواسته‌هایشان را به عنوان پیام‌رسان به همراه ببرد. این کار با خواندن شعر زیر انجام می‌شود: تیر برو باد بیا غم برو شادی بیا محنت برو روزی بیا خوشه مرواری بیا

باورهای مردمی
در باورهای مردم، درباره جشن تیرگان دو روایت وجود دارد که روایت نخست همچنان که در بالا گفته شد مربوط به فرشته باران یا تیشتر می‌باشد و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است: در اوستا، تشتر یشت (تیر یشت)، تیشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه به چهره جوانی پانزده ساله در می‌آید و در ده روز دوم به چهره گاوی با شاخ‌های زرین و در ده روز سوم به چهره اسبی سپید و زیبا با گوش‌های زرین.

تیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو می‌رود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسب سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، ظاهری ترسناک دارد، روب‌رو می‌شود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمی‌خیزند و تیشتر در این نبرد شکست می‌خورد، به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد می‌جوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می‌گردد و آب‌ها می‌توانند بدون مانعی به مزرعه‌ها و چراگاه‌ها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمی‌خواستند به این سو و آن سو راند، و باران‌های زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.

روایت دیگر نیز درباره آرش کمانگیر اسطوره و قهرمان ملی ایرانیان است و اینکه میان ایران و توران سال‌ها جنگ و ستیز بود، در نبرد میان «افراسیاب» و «منوچهر»، شاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می‌خورد؛ این رویداد در روز نخست تیر روی می‌دهد. سپاه ایران در مازندران به تنگنا می‌افتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در می‌آیند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستیز از میان برخیزد می‌پذیرند که از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کنند هر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هیچ‌یک از دو کشور از آن فراتر نروند؛ تا در این گفتگو بودند، سپندارمذ (ایزدبانوی زمین) پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. آرش در میان ایرانیان بزرگ‌ترین کماندار بود و به نیروی بی‌مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می‌کرد. سپندارمذ به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته‌است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. او خود را آماده کرد، برهنه شد، و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تندرستم و کژی‌ای در وجودم نیست، ولی می‌دانم چون تیر را از کمان رها کنم همهٔ نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بی‌جان بر زمین افتاد (درود بر روان پاک آرش و روان‌های پاک همهٔ سربازان ایرانی). هرمز، خدای بزرگ، به فرشتهٔ باد (وایو) فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان می‌رفت و از کوه و در و دشت می‌گذشت تا در کنار رود «جیهون» بر تنهٔ درخت گردویی که بزرگ‌تر از آن در گیتی نبود نشست.

آنجا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن گرفتند.

جشن شهریورگان یا آذرجشن
شهریورگان یا آذر جشن از جملهٔ جشنهای دوازدگانهٔ سال ایران باستان بوده است و از شمار جشن‌های آتش است. روز چهارم از هر ماه به نام شهریور می‌باشد و چهارم ماه شهریور جشن شهریورگان می‌باشد.

به موجب یزدان‌شناسی اوستایی شهریور میان امشاسپندان یا ملائک و ایزدان شش گانه از لحاظ مرتبت و مقام دومین است. نخست بهمن و دوم شهریور. این نام در اوستا خشتر وئیریه آمده که جزء اول به معنی کشور و پادشاهی و جزء دوم به معنی آرزو شده می‌باشد پس رویهم به معنی پادشاهی یا کشور آرزو شده و مجازاً به مفهوم عام از آن بهشت نیز اراده شده است.

چنانکه همهٔ امشاسپندان دارای دو وجه مینوی و زمینی هستند این امشاسپند در جهان مینوی نمایندهٔ قدرت و شهریاری مطلقهٔ اهورامزدا و در زمین نگاهبانی و سرپرست فلزات و جنگ ابزارها و سلاح‌ها بدو محول است. ما نمی دانیم چرا شهریورگان از شمار جشنهای آتش به شمار می‌رفته است.

این جشن آتش‌های خانگی محسوب می شد. مردم در خانه‌ها آتش می‌افروختند و ستایش خداوند و شکر نعمت‌های او می‌گزاردند. در خانه‌ها اغلب میهمانی برپا کرده و خوراک‌های متنوع و ویژه تدارک می بینند و به مناسبت تغییر هوا شب هنگام در بام‌ها نیز آتش می‌افروزند اما متأسفانه بقایای این جشن نیز میان زرتشتیان فراموش شده و فقط برخی از خانواده‌های قدیم در کرمان به گونهٔ محدودی این جشن را برگزار می‌نمایند.

جشن امردادگان
امردادگان روز هفتم امُرداد (امُردادروز در امُردادماه) در گاه‌شمار ایران باستان (و سومین روز اَمردادماه در گاهشماری فعلی ایران)، یکی از جشن‌های دوازدگانهٔ سالیانه در روزهای هم‌نام‌شدن روز و ماه است که ایرانیان، در هر زمان و هرجایی، آن را برای گرامی‌داشت منش و کُنش و خویش‌کاری‌ی مُرداد (/ در گاهان زرتشت و اوستای پسین: اَمِرِتات به مفهوم بی‌مرگی/ جاودانگی) یکی از فروزه‌های شش‌گانه خِرَد و دانش فرمان‌روا بر فرارَوَند هستی (نام‌بُردار و شناخته به اهوره‌مَزدا) است. امشاسپند جاودانگی امرداد همواره در کنار امشاسپند رسایی خرداد، نگهبان آب و گیاه هستند. ایرانیان از هزاره‌های گم‌شده و دور، این جشن فرخنده را برگزارکرده و ستوده و گرامی داشته‌اند.

در یادگارهای کهن ایرانی، از این روز و جشن ویژهٔ آن، سخن بسیار گفته‌شده‌است در متن پهلوی‌ی بُندَهِش، می‌خوانیم:
امُرداد بی‌مرگ، سَروَر گیاهان بی‌شمارست؛ زیرا او را به گیتی، گیاه، خویش است. گیاهان را رویانَد و رَمه گوسفندان را افزاید؛ زیرا همه دام‌ها از او خورند و زیست‌کنند. به فِرَشکرد [نوگردانی‌ی جهان و زندگی در پایان کار جهان به سالاری‌ی سوشیانت، رهاننده‌ای از تبار زرتشت]، نیز “انوش” [خوراک  بی‌مرگی] را از امرداد آرایند. اگر کسی گیاه را رامش بخشد یا بیازارد، آن گاه امُرداد [از او] آسوده یا آزَرده بُوَد… (گزارش دکتر مهرداد بهار در پژوهشی در اساطیر ایران، چاپ یکم، ص ۱۱۷)

با روی‌کرد به خویش‌کاری‌ی امرداد در جهان اَستومَند (جهان مادّی) که نگاهبانی از گیاهان روی زمین و سرسبز و باروَرنگاه‌داشتن آنهاست، و نماد جاودانگی و بیمرگی و جوانی‌ همیشگی‌ به شمارمی‌آید، مسعود سعد سلمان، چکامه‌پرداز سدهٔ پنجم هجری، می‌گوید:

روز مُرداد [امُرداد] مُژده داد بدان
 که جهان شد به طبع، باز جوان.

و همچنین می گوید:

مرداد مه است سخت خرم
مَی نوش پیاپی و دمادم

هریک از فروزه‌های دوازده‌گانه که جشن‌های هم‌نامی‌ روز و ماه برای ِ گرامی‌داشت آنها برگزارمی‌شود، گل ویژه‌ای دارد. گل ویژهٔ امُرداد، زنبق (چمبک) است.

در برگ ۲۵۰ برگردان فارسی آثارالباقیه ابوریحان بیرونی چنین آمده است که:
«… مرداد ماه که روز هفتم آن مرداد روز است و آن روز را به انگیزهٔ پیش آمدن دو نام با هم، جشن می گرفتند. معنای امرداد آن است که مرگ و نیستی نداشته باشد. امرداد فرشته ای است که به نگهداری جهان و آراستن غذاها و داروها که اصل آن از نباتات است و بر کنار کردن گرسنگی و زیان و بیماری‌ها می باشد، کارگزاری یافته است…»

خیام در نوروز نامه می نویسد:
“مرداد ماه یعنی خاک، داد خویش بداد از بَرها ومیوهای پخته که در وی به کمال رسد و نیز هوا در وی مانند غبار خاک باشد و این ماه میانه تابستان بود و قسمت او از آفتاب، مر برج اسد را باشد. “

خیام به اشتباه به جای نام اَمرداد از واژه مرداد استفاده کرده است. این جشن سزاوار ِ شادمانی و نشاط ِ بی مرگی، امروز به غلط تحت نام مردادگان، در بین مردم رایج است. زیرا مرداد به معنی نیستی و مرگ است اما وقتیکه حرف الف در اول آن قرار می گیرد آن را نفی می‌کند و به بی مرگی و جاودانگی، تغییر معنی می دهد. زیرا امرتات در زبان اوستایی و امرداد در زبان پهلوی، از ششمین امشاسپندان و یکی از صفات اهورامزدا در گات‌ها است که دلالت بر بی مرگی و جاودانگی و زوال ناپذیری اهورامزدا دارد.

و در این باره در زراتشت نامه چنین سروده شده است:
چو گفتار خردادش آمد به سر
 همان گاه امرداد شد پیش تر

سخن گفت در باره رستنی
 که زرتشت گوید ابا هر تنی

نباید به بیداد کردن تباه
 به بیهوده بر کندن از جایگاه

کزو راحت مردم و چار پاست
 تبه کردن او، نه راه خداست

معاون وزیر بهداشت خبر داد: ۳۰ میلیارد دلار خسارت ناشی از آلودگی هوا در ایران

آیین باور- معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از تاثیر آلودگی هوا بر بیش از ۳۳ هزار مرگ سالانه در کشور خبر داد.

دکترعلیرضا رییسی با اعلام این خبر، افزود: در کلانشهرها، آلودگی هوا به ویژه ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون وارد ریه و بافت بدن افراد شده و عوارض زیادی به وجود می آورد.

وی بیان کرد: طی سالهای ۹۲ تا ۹۴ شاهد کاهش غلظت آلاینده های هوا بودیم، اما از سال ۹۴ تا ۹۶ افزایش غلظت و آلودگی هوا را داشته ایم و هم اکنون این آلودگی ۳.۳ برابر حد مجاز جهانی است.

دکتر رییسی تصریح کرد: هزینه های مستقیم و غیر مستقیم تحمیلی ناشی از آلودگی هوا بسیار زیاد است که تعطیلی مدارس، دانشگاه ها، بازار بخشی از آن است.

وی با بیان اینکه طبق برآورد سازمان بهداشت جهانی این هزینه در ایران بالغ بر ۳۰ میلیارد دلار و برابر با ۲.۴۸ تولید ناخالص ملی است، خاطرنشان کرد: طبق آمار، میزان مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا در تهران در سال ۹۷، بالغ بر ۳ هزار نفر از افراد بالای ۳۰ سال بود که بیماران مزمن تنفسی ۸۵ نفر، سرطان ریه ۹۶ نفر، بیماران قلبی ۱۰۵۸ نفر و سکته های مغزی ۵۲۶ نفر بودند.

معاون بهداشت وزارت بهداشت تاکید کرد: برای کلانشهرهایی مانند تهران و اصفهان نیازمند برنامه ها و تمهیدات ویژه هستیم. همچنین، در جنوب، غرب و شرق کشور با پدیده غبارآلودگی نیز مواجه هستیم که راهکارهای این آلودگی‌ها باید مورد توجه قرار گیرد.

در سومین روز: ۱۴ زن درمقابل ۶۱ مرد داوطلب انتخابات یازدهم مجلس البرز را رقم زدند

در سومین روز از مهلت هفت روزه ی ثبت نام داوطلبان انتخابات مجلس شورای اسلامی در استان البرز، تا کنون ۷۵ نفر پا پیش گذاشته اند که از این تعداد مشارکت بانوان بسیار کم بوده است.

رئیس ستاد انتخابات استان در این خصوص گفت: در طول سه روز جمعا ۷۵ نفر در استان البرز ثبت نام کردند که از این تعداد ۱۴ نفر زن و ۶۱ نفر مرد می باشند.

وی افزود: تعداد مراجعه کنندگان امروز سه شنبه ۲۷ نفر در کل استان است که از این تعداد ۲۱ نفر در حوزه انتخابیه شهرستان کرج ، فردیس و اشتهارد و ۶ نفر در حوزه انتخابیه ساوجبلاغ، نظرآباد و طالقان نام نویسی شدند.

فردی تصریح کرد: از این تعداد ۴ نفر زن و ۲۳ نفر مرد می باشند و از نظر سطح سواد ۲ نفر دکتری و ۲۴ نفر فوق لیسانس و یک نفر دارای مدرک سطح سه حوزوی می باشد .رئیس ستاد انتخابات استان گفت: از نظر سوابق کاری ۹ نفر دارای شغل آزاد، یک نفر روحانی، یک نفر بازنشسته، ۳ نفر بیکار ، یک نفر فرهنگی، ۸ نفر کارمند و مابقی سایر مشاغل می باشند.