خانه / فریبا کلاهی (پەڕە 5)

فریبا کلاهی

روزنامه نگار و مدیر مسئول پایگاه خبری آیین باور

لقبی که روزنامه “گاردین” به فروغ داد

/ فروغ فرخزاد به روایت ابراهیم گلستان و شفیعی کدکنی

آیین باور-روزنامه «گاردین» به تازگی گزارشی از فروغ فرخزاد منتشر کرده  که در آن با اشخاصی همچون ابراهیم گلستان و محمدرضا شفیعی کدکنی به گفت‌وگو پرداخته است که با برگردان دکتر عادل محمدی-زبان شناس، به دست روزنامه قانون رسیده است که با کمی دخل و تصرف در زیر می خوانید.

در ۷۴ کیلومتری جنوب لندن در روستایی واقع در غرب ساسکس، خردورزِ ۹۴ ساله ایرانی سکنی گزیده که نیم‌سده در رابطه با یار پیشین خود سکوت کرده است، چهره بزرگ ادبیات مدرن ایران که در ۳۲ سالگی بر اثر سانحه تصادف جان سپرد.

سرانجام ابراهیم گلستان، او را همچون شاعری توصیف کرد که صادقانه در باب ساده‌ترین احساساتِ آدمی شعر می نگاشت.

فرخزاد، یکی از پرآوازه‌ترین چهره‌های ادبیات ایران در سده گذشته است که  در غرب نادیده گرفته شده بود، برای نگاشته‌های پنهانی‌اش که مرزهای پدرسالارانه جامعه ایرانی را درنوردید، بر سر زبان‌ها افتاد و با سیلویا پلات مقایسه می‌شد.

رابطه او با گلستان، فیلمساز و نویسنده‌ای رازآلود، مصادف با دوره‌ای بود که در در ازای آن، برخی  آثار به یاد ماندنی‌اش را به رشته تحریر در آورد. دانسته های چندانی از ارتباط آن‌ها در دست نیست اما بسیاری به آن باور بودند که احساسات فرخ زاد عشقی یکسویه بوده است.

گلستان در گفت‌وگویی نایاب در کاخ پرشکوه ویکتوریا در روستای بولینی که با نقاشی‌های برخی  هنرمندان برجسته ایرانی تزیین شده بود، اعتراف کرد که رابطه‌شان با فروغ صمیمی بود. وی گفت:«سال‌هاست از نبودش در اینجا افسوس می‌خورم و آن به وضوح مشهود است». «بسیار به هم نزدیک بودیم اما نمی‌توانم احساس دلبستگی‌ام به او را اندازه بگیرم. چگونه می‌توانم این را بسنجم؟ با متر؟ با کیلوگرم؟».

مهدی جامی که بسیار درباره تاثیر فرخزاد بر ادبیات پارسی نگاشته است، بیان داشت: این فیلمساز و تاثیر بس چشمگیر بر نوشته‌های فرخزاد به‌ویژه در معرفی او به جنبش‌های ادبی مدرن در غرب داشته است.

اگر می‌خواهید یکی از چهره هایی که بیشترین تاثیر را بر فروغ داشت به زبان آورید، بی‌گمان گلستان است.
وی گفت: «آن‌ها یکدیگر را درست در لحظه‌ای مناسب ملاقات کردند».

جامی گفت: «در هر فرهنگی شمایل‌های فرهنگی چون شکسپیر در بریتانیا دارد. فرخزاد نیز چهره‌ای مانند او برای ایران امروزی بود؛ کسی که هویت همیشگی ما را شکل بخشید. وی افزود: او ساده و بی‌پیرایه می‌نگاشت، نه اشعارش دروغین بود و نه خودش! اویکی از  انسان های راستینی بود که سرزمین‌مان به خود دیده است».

محمدرضا شفیعی کدکنی، بارزترین شاعر کنونی ایران، از تهران به گاردین گفت:« فروغ بی‌آنکه آشکارا از مدرنیسم در اشعارش سخنی به میان آورد اما به‌راستی مدرن بود. او ساده و بی‌آلایش و نمونه شاعری راستین در روزگار خویش بود. هیچ نقابی بر چهره نداشت و همین است که ما امروز او را هنوز می‌خوانیم و در آینده نیز خواهیم خواند».
گلستان افزود، دو تن از دوستانش در سال ۱۹۵۰ وی را با فروغ آشنا کردند که به دنبال کار می‌گشت. در آن زمان او یک استودیوی معروف در دروس  داشت.

وی چند سال پس از مرگ فرخزاد که سرخوردگی‌اش را از فضای سیاسی زمان شاه دوچندان کرده بود، ایران را ترک کرد و از سال ۱۹۷۵ در ساسکس سکنی گزید و هرگز به کشور خود بازنگشت.

فاطمه شمس، شاعر ایرانی و استاد ادبیات فارسی معاصر در دانشگاه پنسیلوانیا ابراز داشت: گاهی سروده‌های فروغ چنان سرکش بود که در پستو پنهان می‌ماند.

وی گفت:«هنگامی‌که ۱۵‌ساله بودم، نخستین بار رونوشت‌هایی از سروده‌های فروغ را لابه‌لای کتاب‌های دیرینی که ازآن مادرم بود، یافتم. آن رونوشت‌ها مدت‌ها در زیرزمین ما بود. آن‌ها با کتاب های طبقه بالای قفسه چیده نشده بود. من آن رونوشت ها را از زیر زمین به اتاق خود آورد. من هنرِ فخر و شورِ دلدادگی را از شاعران دیرین پارسی همچو خیام و حافظ نیاموختم بلکه از فروغ آموختم که جسورانه و بی‌هیچ شرم و آزرمی از عشق می‌نگاشت و مرزها را درمی‌نوردید.فروغ خود به این اشاره کرده و شعرش را مانند« نیاز حیاتی» می‌انگارد؛ نیازی بالاتر از ردف خوردن و خوابیدن، چیزی شبیه نفس کشیدن، وصف می‌کند».گلستان سروده‌های فروغ را « سازگار با احساسات بی‌پیرایه مردم » وصف می‌کرد و تاثیر خود را روی شعر فروغ ناچیز می‌انگاشت. او تحت تاثیر کوشش خود بود وگویی شاگرد مکتب بود و بیشترین تاثیر را خود بر خویشتن نهاد. هیچ‌گاه ندیدم که نواندیش و نوآور نباشد.

منبع: روزنامه قانون به نقل از روزنامه انگلیسی گاردین «مصاحبه گر: سعید کمالی‌دهقان»، «مترجم : عادل محمدی»

وضعیت پرونده الکترونیک سلامت البرز بررسی شد

آیین باور- صبح امروز دکتر حسین کریم ، رئیس دانشگاه علوم پزشکی البرزدر نشست تخصصی کمیته نظام الکترونیک که با حضور اعضای این کمیته در محل سالن فارابی برگزار شد اظهارداشت:در اجرای  پرونده الکترونیک سلامت سه هدف باید در اولویت قرار بگیرد.

وی تصریح کرد: نوبت دهی اینترنتی یکی از این اهداف است که باید به شکل صحیح و با رفع تمامی نواقص احتمالی انجام شود و هدف دیگر پیگیری نظام ارجاع است که باید به درستی انجام شود.

دکتر کریم ادامه داد: هدف سوم که در پرونده الکترونیک سلامت مورد اهمیت است نسخه نویسی الکترونیک می باشد که باید پزشکان نسبت به این موضع آگاهی و آموزش لازم را داشته باشند.

وی در خصوص پیگیری نظام ارجاع از معاونت درمان دانشگاه خواست ساماندهی بنیادی در این خصوص داشته باشد.

وی در ادامه با بیان اینکه قصد داریم تا پایان سال در هر شهرستان یک کلینیک ویژه راه اندازی کنیم اظهار داشت: در شهرستان کرج چهار کلینیک ویژه راه اندازی می شود و تا راه اندازی کلینیک ها نظام ارجاع باید کار خودش را آغاز کرده باشد.

دکتر کریم یکی از برنامه های آتی دانشگاه را راه اندازی سیستم اتوماسیون پرونده های بیمارستان ها دانست  و تصریح کرد : در این صورت کلیه پرونده ها به صورت الکترونیک ثبت ، بررسی و به بیمه ارسال خواهد شد.

رئیس دانشگاه در پایان ضمن تاکید بر اجرای پرونده الکترونیک سلامت از مدیران اجرایی خواست با جدیت این کار دنبال شود و به صورت مداوم رصد و نواقص جهت رفع اعلام شود .

شورای فاوا در علوم پزشکی البرز تشکیل شد

دکتر کریم : هوشمند سازی و اتوماسیون یکی از چشم انداز های مهم دانشگاه است.

پیش از ظهر امروز به  همت مدیریت آمار و فناوری اطلاعات دانشگاه  شواری فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) دانشگاه با حضور رئیس دانشگاه ، معاون غذا و دارو ، معاون تحقیقات و فناوری  و معاون اموزشی و دیگر اعضای این شورا برگزار شد.

دکتر کریم در ابتدا از مدیریت فناوری اطلاعات دانشگاه  جهت گزارش تکمیلی و تفسیری که در حوزه ی توسعه و ارتقای فناوری اطلاعات دانشگاه ارائه شد  تشکر کرد و تاکید داشت  باید تلاش کنیم وارد فاز عملیاتی و اجرا شدن طرح های جدید در حوزه ی فناوری اطلاعات شویم. 

دکتر کریم گفت: ابتدا باید درون سیستم از ابعاد نرم افزاری و سخت افزاری بررسی و ساماندهی  شود و در هر معاونت اهداف به صورت دقیق تعریف شده و در مواردی که نیاز به برنامه ریزی و یا ایجاد و اصلاح است اقدام شود.

وی  با بیان اینکه هوشمند سازی مدیریت درمان در بیمارستان رجایی در حال انجام است  اظهار داشت :  راه اندازی سیستم مانیتورینگ و آلارمینگ در اولویت قرار بگیرد .

دکتر کریم با اشاره به اینکه باید بهره وری را افزایش دهیم  تا ارتقای کیفیت خدمات رانیز داشته باشیم تصریح کرد:  راه اندازی تله مدیسین که یکی از شاخص های مهم توسعه یافتگی در دنیاست با جدیت  پیگیری شود.

در ادامه این جلسه مهندس عظیم زاده، مدیر آمار و فناوری اطلاعات دانشگاه، آئین نامه فاوا و فعالیت های انجام شده در راستای آن را در دانشگاه ارائه نمودند و نقشه راه سلامت الکترونیک را در بستر فاوا تشریح کردندو تاکید کردند که جهت حرکت به سمت دولت الکترونیک نیاز به تقویت زیر ساخت می باشد. ایشان  در ادامه اظهار داشتند که جهت هوشمند سازی فرایند ها  تیمی از افراد متخصص در زمینه های مختلف IT (برنامه نویسی ، تحلیل سیستم، آمار، هوش مصنوعی ، شبکه،  و دو نفر از اعضا به پیشنهاد ریاست محترم دانشگاه)  جهت بازدید از مراکز و تحلیل پروژه های مرتبط با فناوری اطلاعات در مراکز و طرح در جلسات کمیته و اولویت بندی پیشنهادات مطرح شده توسط آنها تشکیل خواهد شد.

گاه‌شماری در ایران باستان

آیین باور- گاه‌شماری در ایران باستان به انواع گاه شماری‌هایی که در دوران ایران باستان رایج بوده‌، گفته می‌شود. گاه‌شماری ایرانی و سیر تحولی آن بی‌گمان یکی از پیچیده‌ترین و بحث‌‌انگیزترین مباحث ایران‌شناسی در سدهٔ گذشته بوده‌است.

گاه‌شماری قبل از هخامنشیان
ظاهراً از دیر باز در ایران باستان، زمان تاجگذاری پادشاه، به عنوان آغاز تقویم به حساب می‌آمد، و سال‌ها، بعد از پادشاهان نامگذاری می‌شدند. با آغاز پادشاهی هر پادشاه سال را شماره می کردند و ظاهراً برای اشاره به سالی خاصی می گفتند سال چندم از پادشاهی فلان پادشاه. برای مثال، می‌گفتند: “پنجمین ماه از هفتمین سال حکومت اردشیر”. این شیوهٔ گاه‌شماری تا پایان دورهٔ ساسانیان ادامه داشته‌است. در مورد روزها هم به شمارهٔ آن روز اشاره می کردند. مثلاً در کتیبه بیستون از داریوش یکم چنین آمده‌است «از ماه اَنامَکَه (بی نام) سیزده روز گذشته..»

گاه‌شماری میترایی
در تاریخ ایران باستان یافته‌هایی از گاه‌شماری میترایی در دسترس است که مربوط به قبل از هخامنشیان است.

گاه‌شماری مغان
گمان می‌رود در ایران باستان در قسمت‌های مرکزی و شمال غربی ایران نوعی ترتیب حساب سال ماه به نام گاه‌شماری مغان رایج بوده‌است. این نوع گاه‌شماری را شاید بتوان سال و ماه مغان نیز نامید. مشخصهٔ این گاه‌شماری نوروز و مهرگان است که بعدها این دو با گاه‌شماری اوستایی نو آمیخته و ترکیب شده‌اند. گمان می‌رود که آغاز این گاه‌شماری از اول فروردین کنونی بوده‌است. بعضی از محققان نظر داده‌اند که اسامی ماه‌های تیر، آبان، و شاید آذر هم از این گاه‌شماری به گاه‌شماری اوستایی نو و در موقع ترکیب و اختلاط این دو گاه‌شماری وارد شده‌است. اسم اولین ماه این گاه‌شماری گمان می‌رود که مانند گاه‌شماری ارمنی، گاه‌شماری سغدی و گاه‌شماری خوارزمی که اشکال دیگر گاه‌شماری‌های ایرانی بوده‌اند، ماه نوسرد بوده‌است.

گاه‌شماری اوستایی کهن
آثار گاه‌شماری اوستایی کهن در اوستا دیده می‌شود و مبنی بر سالی است که به شش فصل غیرمتساوی یعنی ۴۵ روزه و ۶۰ روزه و ۷۵ روزه و ۳۰ روزه و ۸۰ روزه و باز ۷۵ روزه که جمعاً ۳۶۵ روز می‌شود، تقسیم می‌شده‌است و آن فصول را به اصطلاح متداول گاه می‌خواندند و پنج روز آخر هر یک از این فصول را عیدی به اسم گاهنبار می‌گرفتند. به سبب اهمیت این اعیاد دینی، مواقع آنها در سال به دقت تمام در مواضع نجومی آنها نگاهداشته می‌شد. گمان می رود که سال و ماه اوستایی قدیم در همان ناحیه‌ای که اوستا و مخصوصاً قسمت قدیم آن گات ها سروده شده و محل ظهور زرتشت بوده‌است، در زمان خود زرتشت و یا حتی قبل از آن مستعمل بوده‌است. پس از این تقویم سال گاه‌شماری اوستایی نو در بین ایرانیان اتخاذ و رایج شد.

هخامنشیان
گاه‌شماری پارسی قدیم
گاه‌شماری پارسی قدیم به گاه‌شماری‌ای گفته می‌شود که در زمان هخامنشیان در قسمت‌های جنوب غربی ایران رایج بوده‌است. آثار این گاه شماری در کتیبه بیستون باقی مانده‌است و اسامی فارسی هفت ماه و اسم عیلامی یک ماه (جمعاً هشت ماه) در آن کتیبه ذکر شده و بعدها اسامی باقی ماه‌ها نیز به تلفظ عیلامی آنها از الواح گلی تخت جمشید مربوط به اوایل هخامنشیان از داریوش یکم تا اردشیر یکم پیدا شده‌است. ظاهراً شکی نیست که این گاه‌شماری مطابق با گاه‌شماری بابلی بوده و شاید هم مستقیماً و یا به توسط گاه‌شماری عیلامی از همان گاه‌شماری بابلی اقتباس شده‌است. این سال قمری شمسی بوده و ماه اول آن که اسم آن ادوکنش است مطابق نیسان ماه بابلی است و ماه دوازدهم ویخن (ظاهراً به معنی بی یخ) معادل ماه ادارو بابلی (اذار) بوده‌‌است. این گاه‌شماری محتمل است که تا اواخر پادشاهی هخامنشیان در دوائر درباری و محافل رسمی جاری بوده و مداومت داشته‌است. اگر چه دلایل قطعی برای اثبات این مطلب موجود نمی‌باشد. چون آریاهای هندوایرانی مدت‌های درازی باهم بودند، همسانی و همانندی در گاه‌شماری آنها نیز به چشم می‌خورد و بین گاه‌شماری اوستایی قدیم و گاه‌شماری هندی موارد مشابه بسیاری دیده‌می‌شود.

گاه‌شماری اوستایی نو
گاه‌شماری اوستایی نو شمسی است و از ۳۶۵ روز تشکیل می‌شود. هر سال دوازده ماه دارد و هر ماه درست سی روز. این سی روز دارای سی نام مشخص و ویژه می‌باشد که هر روز به نامی خوانده می‌شود. نام‌ها از آنِ امشاسپندان و ایزدان است اما پنج روز باقی می‌ماند. این پنج روز پس از آخرین روز از ماه اسفند یعنی روز سیصد و شصتم قرار دارد که پنجه، پنجهٔ دزدیده، خمسهٔ مسترقه یا اندرگاه، اندرگاهان خوانده می‌شود و هر روزی را نامی ویژه است. این پنج نام از پنج بخش گات‌ها یا سرودهای زرتشت برگزیده شده‌است. همچنین دوازده ماه اوستایی نیز دارای دوازده نام است منتخب از نام‌های امشاسپندان و ایزدان که با دوازده نام از سی اسم روزها مشترک است. در این گاه‌شماری هفته که از مهم‌ترین قسمت‌های گاه‌شماری بابلی بود، وجود نداشت.

زمان رواج گاه‌شماری اوستایی نو
گاه‌شماری ایرانی و سیر تحولی آن بی‌گمان یکی از پیچیده‌ترین و بحث‌‌انگیزترین مباحث ایران‌شناسی در سدهٔ گذشته بوده است. تاریخ رواج گاه‌شماری اوستایی نو مشخص نیست. به اعتقاد برخی از دانشمندان این تقویم به ابتکار پارسیان و در اواخر دورهٔ هخامنشی به وجود آمده‌است.

در مورد زمان رواج این نوع تقویم بین محققان اختلاف نظر وجود دارد و نظریهٔ رواج این تقویم در دوران هخامنشی مورد توافق برخی دیگر از دانشمندان قرار نگرفته‌است و آنها چنین استدلال می‌کنند که اگر این تقویم در این دوره تنظیم شده‌باشد، باید نام‌ها صورت فارسی باستان ترجمه شوند، در حالیکه نام‌های شهریور و مهر صورت فارسی باستان ندارند و برخی از نام‌ها مانند فروردین و اردیبهشت و خرداد صرفاً زرتشتی هستند. این گروه از دانشمندان معتقدند که این تقویم ابتدا در ایران شرقی مورد قبول قرار گرفته و اجرا می‌شده و سپس در دورهٔ اشکانیان و بطور تقریبی در قرن اول میلادی در ایران غربی نفوذ کرده‌است.

زرین کوب دربارهٔ این گاه‌شماری نوشته‌است، احتمال دارد هخامنشی‌ها بعد از آشنائی با گاه‌شماری مصری چون در‌صدد اصلاح و هماهنگ کردن تقویم امپراتوری بوده‌اند، تقویم معمول خود را که بیشتر رنگ بابلی داشته‌است، کنار نهاده‌اند و در عین آنکه اصول محاسبهٔ خود را از مصر اخذ کرده‌اند، نام ماه‌ها را از ولایات شرقی که تقویم‌شان زرتشتی بوده‌است، گرفته‌اند. این کار با روح تسامح اداری و با سیاست مدارا و سازش هخامنشیان توافق دارد البته این وام‌گیری بهیچوجه مستلزم گرایش به آیین رایچ در ولایات شرقی ایران که زرتشتی بوده‌اند، را نشان نمی‌دهد، منتهی گاه‌شماری آن ولایات چون رنگ دینی داشت، بیشتر می‌توانست با سلیقه و روح ایرانیان شرقی و غربی که به هر حال خدایان واحدی را می‌پرستیدند، سازگار باشد.

نام روزهای ماه

در گاه‌شماری اوستایی نو هفته به صورتی که متداول با تقویم امروز ماست وجود ندارد ولی ماه به چهار گروه تقسیم می‌گردید.
گروه نخستین: هفت روز است. نام اول هر ماه، به نام خداوند و لقب او دی منتسب می‌شود. از روز دوم تا هفتم به ترتیب نام شش امشاسپند یا مهین ایزدان زرتشتی است که به ترتیب عبارتند از: بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد و امرداد.

گروه دوم: هفت روز است و مجموعه‌ای از عنصرهای ایرانی بسیار کهن و پدیده‌های طبیعت را در بردارد که بنا به گفتهٔ هرودوت موضوع پرستش مردم پارس بوده‌اند. این مجموعه در دین مزدیسنا هم یافت می‌شوند.

گروه سوم هشت روز است و مجموعهٔ ایزدان پرستشگاه مهر را باز می‌دهد که دین زرتشتی آنها را پذیرفته‌بود.

گروه چهارم هشت روز دارد و با انجمن دینی زرتشت آغاز می‌شود و دارای پاره‌ای از مفاهیم این انجمن است.

به عقیده برخی دیگر از محققان این گروه بیشتر بر ایزد بانوان اختصاص یافته‌است. دین ایزد بانوی موکل بر انتخاب درست دین، ارد ایزد بانوی دارایی و برکت، اشتاد ایزد بانوی راستی و عدالت و زامیاد ایزد بانوی زمین است.

تمامی چهار گروه با نام آفریدگار پایان می‌یابد. در پایان گروه چهارم بجای نام آفریدگار روشنایی بی‌پایان آمده‌ که در واقع باز اشاره به آفریدگار در یک معنای گسترده‌تر دارد.

سلوکیان
ظاهراً پس از تصرف ایران به دست اسکندر مقدونی و پایان کار هخامنشیان گاه‌شماری مقدونیایی در ایران به کار رفت ولی چنان که از شواهد بر می‌آید گاه‌شماری‌های قدیم ایران هم منسوخ نشده‌بود. سلوکیان که جانشینان اسکندر بودند نخست گاه‌شماری بابلی را البته با نام‌های مقدونی به کار بردند و پس از آنان اشکانیان هم از این شیوه پیروی کردند. با این حال از برخی اسناد به جا مانده از آن دوره می توان دریافت که گاه‌شماری اوستایی نو هم به کار می‌رفته‌است.

ساسانیان
در زمان ساسانیان دو نوع سال معمول بود.
سال عرفی یا شمسی ناقصه یا سال سیار یا همان گاه‌شماری اوستایی نو که بر پایهٔ آن هر سال درست ۳۶۵ روز حساب می‌شد بدون حساب کردن یک چهارم روز در سال و هر چهار سال یک روز که در آن کبیسه نمی‌گرفتند و بنابراین نوروز در این نوع گاه‌شماری هر ۱۲۰ سال یک ماه جلو می‌رفت.

دیگری سال ثابت یا گاه‌شماری بهیزکی بود که در آن کبیسه، هر ۱۲۰ سال گرفته و حساب می‌شد و نوروز و سال شمسی در هر دور ۱۲۰ سال در جای خود قرار گرفته و ثابت می‌ماند و هیچ گاه آغاز سال بیش از یک ماه جلو نمی‌افتاد و یا چند روزی عقب نمی‌ماند و اغلب حتی الامکان می‌کوشیدند که آغاز سال را در محل نجومی خود نگاه دارند.

گاه‌شماری بهیزکی
گاه‌شماری بهیزکی یا گاه‌شماری ویهیژکیک یکی از انواع گاه‌شماری‌های ایران باستان بود. درگاه‌شماری اوستایی نو سال سیار ایرانی درست ۳۶۵ روز حساب می‌شد و هر سال یک چهارم روز یعنی شش ساعت اضافه را محسوب نمی‌کردند. بدین ترتیب ایرانیان پس از ۱۲۰ سال (در برخی منابع هر ۱۱۶ یا ۱۲۸ سال ذکر شده) یک ماه سیزدهم را به سال می‌افزودند که در واقع تکرار یکی از ماه‌های سال بود. این یک ماه کبیسه در نوشته‌های قدیم بهیزک بزرگ و چنین سالی را که یک ماه اضافه داشت وهگیک می‌نامیدند و این نوع گاه شماری گاه‌شماری بهیزکی یا گاه‌شماری ویهیژکیک نامیده می‌شد. این سالی است که منجمان اسلامی سال ناقصه نامیدند. در مثل در ۱۲۰ سال نخست، دو ماه فروردین و در ۱۲۰ دوم، دو ماه اردیبهشت تا آخر برقرار می‌کردند. روزهای این ماه هم همان نام روزهای عادی را داشتند. موقع اخذ مالیات‌ها و کاشت کشتزارها و درو و محصول‌برداری بر اساس این سال ثابت بود.

دلایل ایجاد گاه‌شماری بهیزکی
این که چرا به جای کبیسهٔ چهار ساله و افزودن یک روز پس از ۱۲۰ سال با افزودن یک ماه کبیسه می‌گرفتند نزد ایرانیان توجیه دینی داشت. به موجب کتاب دینکرد کبیسه گرفتن کمتر از یک ماه جایز نیست هم چنین زیاده از ۵ ماه نیز روا نمی‌باشد. ابوریحان بیرونی می گوید که ایرانیان می‌گفتند کبیسه بر ماه واقع می‌شود نه بر روز زیرا زیاد شدن شمار روزها را نیک نمی‌دانستند. بیرونی علت دیگری هم برای این کار می‌آورد وی نوشته‌است که ایرانیان برای هر روز آیین‌های خاصی داشتند از جمله ذکر نام ایزدی که روز به نام اوست و پادشاهان ساسانی نیز برای هر روز یک نوع گل و شراب و نغمه داشتند و از این رو افزوده شدن بر تعداد روزها ترتیب را برهم می‌زد. برخی نویسندگان دلایل دیگری هم آورده‌اند از جمله اینکه چون ایرانیان برای روزها سعد و نحس قایل بودند نمی‌خواستند با جابه‌جا شدن، روزهای سعد به روزهای نحس منتقل شوند و نوروز در اولین روز ماه نباشد.

گاه‌شماری یزدگردی
گاه‌شماری یزدگردی یا سال یزدگردی یا تاریخ یزدگردی زرتشتیان مبدأ تاریخ خود را سال جلوس یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، در سال ۶۳۲ میلادی یا وفات او در سال ۶۵۲ میلادی، قرار داده و آنرا تاریخ یزدگردی می خوانند.

یزدگرد سوم پسر شاهزاده شهریار نوهٔ خسرو پرویز در سال ۶۳۲ میلادی به پادشاهی برگزیده شد. ایرانیان را عادت بر این بود که تاریخ را از سال جلوس هر پادشاهی به حساب می‌آوردند چون بعد از یزدگرد، ایران پادشاهی نیافت، زرتشتیان همان سال ۶۳۲ را، مبدأ تاریخ خود قرار دادند و هنوز هم بطور مداوم نزد زرتشتیان ایران و هند جریان دارد.

تاریخی که مبنی بر وفات یزدگرد سوم بوده، چندی رواج داشته و بتدریج متروک شده‌است. در قرون اولیه هجری در بعضی نواحی ایران هر دو نوع تاریخ یزدگردی یعنی هم آنکه مبنی بر تاریخ جلوس بوده و هم آنکه مبنی بر تاریخ وفات یزدگرد بوده، معمول بوده‌است. گاهی حتی در یک زمان و یک ناحیه به موازات همدیگر، در سکه‌های یافت شده، این دو تاریخ دیده می‌شود. در سکه‌های امرای طبرستان (اسپهبدان) و همچنین حکام اسلامی طبرستان، تا حدود سال ۱۶۳ هجری، ضرب سکه، با تاریخ وفات یزدگرد، مستعمل بوده‌است.

دادستان البرز از ستاد انتخابات بازدی کرد: همه در برابر قانون یکسانند

دادستان عمومی و انقلاب استان البرز از ستاد انتخابات فرمانداری در حوزه انتخابیه شهرستانهای کرج، فردیس و اشتهارد بازدید کرد.

دادستان در بازدید از ستاد انتخاباتی مستقر در فرمانداری کرج ضمن قدرشناسی از تلاش خبرنگاران در پوشش پیوسته اخبار ثبت نام داوطلبین یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی گفت: با قدرت و مطابق قانون مصوب مبارزه با تخلفات انتخاباتی، متخلفین متوقف و پروندهای متخلفین و شکات در شعبه ۲۱ که برای همین امر پیش بینی شده است مورد بررسی قرار خواهد گرفت.نمایندگان فعلی مجلس در این ایام چنانچه نامزد باشند مطابق قانون برابر دیگر داوطلبان باید از تخلفات انتخاباتی پرهیز کنند.

استعلامات چهار گانه و بررسی پرونده های داوطلبین به موازات از هم اکنون آغاز شده است

۴۱ داوطلب در حوزه انتخابیه استان ثبت نام شدند

ثبت نام ۴۱ نفر در حوزه انتخابیه شهرستانهای کرج، فردیس و اشتهارد طی ۲ روز

فرماندار مرکز حوزه انتخابیه شهرستانهای کرج، فردیس و اشتهارد گفت: تعداد ثبت نام کنندگان طی ۲ روز در این حوزه انتخابیه ۴۱ نفر است که از این تعداد ۷ نفر بانوان و ۳۴ نفر را آقایان تشکیل می دهند.

«غفور قاسم پور» شامگاه یکشنبه در جمع خبرنگاران گزارش دومین روز ثبت نام داوطلبان انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی را رسانه ای و بدین شرح اعلام کرد:

تعداد کل ثبت نام کنندگان : ۴۱ نفر

شاخص جنسیت: ۷ نفر بانوان و ۳۴ نفر آقایان

سطح تحصیلات: ۶ نفر مدرک دکتری و ۳۵ نفر کارشناسی ارشد

مشارکت بانوان در ثبت نام ۱۷ درصد مشارکت آقایان در ثبت نام ۸۳ درصد