خانه / فریبا کلاهی (پەڕە 5)

فریبا کلاهی

روزنامه نگار و مدیر مسئول پایگاه خبری آیین باور

چهارمین سال درگذشت نویسنده «غلط ننویسیم» /ابوالحسن نجفی

ابوالحسن نجفی شخصیتی چندوجهی داشت و از ترجمه آثار مهم ادبی جهان تا فرهنگنامه‌نویسی تا تدوین مبانی وزن شعر فارسی را در کارنامه خود دارد، در این گزارش در گفت‌وگو با سه‌تن از مدرسان زبان و ادبیات فارسی و پژوهشگران این حوزه از اهمیت فعالیت‌های او نوشته‌ایم.

 امروز دوم بهمن مصادف با چهارمین سالگرد درگذشت ابوالحسن نجفی زبان‌شناس و مترجم ایرانی است. او عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود و دبیری مجله ادبیات تطبیقی را بر عهده داشت. عمده فعالیت‌های ادبی و علمی او در حوزه ترجمه، متون ادبی، ویرایش، زبان‌شناسی و وزن شعر فارسی است. به همین مناسبت با  ابراهیم خدایار، دانشیار مرکز تحقیقات زبان و ادبیات فارسی، امید طبیب‌زاده، استاد گروه زبان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و فرهاد قربان‌زاده پژوهشگر گروه فرهنگ‌نویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفت‌وگوهایی انجام داده‌ایم و از اهمیت فعالیت‌های نجفی پرسیده‌ام.
 
ابراهیم خدایار، درباره نقش ابوالحسن نجفی در ترجمه بیان کرد: آوازه کارهای دکتر نجفی را در حوزه ترجمه شنیده‌ام و ایشان را یکی از زبردست‌ترین مترجمان از زبان فرانسه به فارسی می‌دانم چراکه ایشان توانسته دانش خود را در حوزه زبان‌شناسی و ادبیات به ترجمه وارد کرده و به مخاطبش منتقل کند.

وی گفت: ترکیب دانش زبان‌شناسی و ذوق ادبی استاد نجفی به او کمک کرده است که بتواند توانایی‌های زبان فارسی را آن‌گونه که وجود دارد به مخاطبش منتقل کند. افرادی همچون استاد نجفی دارای ابعاد مختلف شخصیتی هستند که در ترجمه، بلاغت و در حوزه نگارش و ویرایش کار شاهکاری را برای نسل بعد از خود به یادگار گذاشته است و جزو شخصیت‌های فراموش نشدنی تاریخ و فرهنگ و ادب است.

این مدرس مرکز تحقیقات زبان و ادبیات فارسی با اشاره به مقاله انتقادی محمدرضا باطنی درباره کتاب «غلط ننویسیم» ابوالحسن نجفی بیان کرد: دو دیدگاه وجود دارد که هر کدام به یک اصول در زبان معیار تکیه دارد. دیدگاه دکتر باطنی بیشتر متکی بر اصول زبان‌شناسی و دیدگاه دکتر نجفی بیشتر درباره پیشینه قدرتمند و توانمند زبان و ادب فارسی است. بنابراین دکتر باطنی بیشتر امروز زبان و تحولاتش را نگاه می‌کندو اعتقاد دارد که ما باید همسو با تحولات زبان حرکت کنیم و آن را از تغییر و تحولاتی که زمانه روی آن تاثیر می‌گذارد دور نکنیم و در برابرش مقاومت نکنیم.

این مدرس دانشگاه تربیت مدرس افزود: دیدگاه دکتر نجفی در کتاب «غلط ننویسیم» همان‌طور که در مقدمه کتاب هم آمده است بیشتر بر این موضوع است که ما نمی‌توانیم دروازه‌های زبان را بر تمام تحولاتی که حتی از جهان بیرون بر آن متردد می‌شود ببندیم، استوار است. تحولات زبانی باید متکی بر تحولات و تغییرات و اصولی باشد که پیشینه زبان بر آن استوار شده است.

وی نظر هر دو استاد را قابل احترام دانست و گفت: با توجه به علایق و سوابقی که دارم معتقدم مواجهه زبان فارسی با این موضوع یک مواجهه محتاطانه بوده است. چنانچه به گذشته زبان فارسی توجه کنید، در مواجهه زبان فارسی و زبان عربی، نمی‌توان گفت یک مواجهه صد درصد خردمندانه بوده است، ولی خردمندانه بوده است. بنابراین ما نمی‌توانیم با تمام تحولاتی که از جهان بیرون به زبان وارد می‌شود بدون اینکه با پیشینه زبان بسنجیم، موافقت داشته باشیم.

خدایار کتاب «غلط ننویسیم» ابوالحسن نجفی را مرجع مناسبی برای زبان معیار دانست و ادامه داد: ابتدا عبدالرسول خیام‌پور این موضوع را در مجله دانشگاه تبریز طرح کرد و سپس فریدون کار کتاب کوچکی به نام «غلط ننویسیم» نوشت و بعد استاد سعید نفیسی آن را نوشت تا رسید به بعد از انقلاب که کتاب دکتر نجفی در زمان خودش کار بی‌نظیری بود. به رغم اینکه بیش از دو یا سه دهه از انتشار آن می‌گذرد هنوز یکی از کتاب‌های معتمد و مستند است و طبیعی است که زبان در این ۳۰ سال تحولاتی را در خود دیده است و این کتاب همه نیازهای یک کاربر زبان را نتواند برآورده کند ولی همچنان مهم‌ترین و بهترین کتاب در حوزه درست‌نویسی در زبا‌ن‌ها و یکی از منابع اصلی درس‌های نگارش و ویرایش در دانشگاه، کتاب «غلط ننویسیم» دکتر نجفی است.
 
امید طبیب‌زاده درباره کتاب «غلط ننویسیم» بیان کرد: قبلا آثاری مشابه این کتاب به زبان فارسی منتشر شده بود، اما هیچ‌کدام از آنها جایگاهی مانند کتاب «غلط ننویسیم» استاد نجفی نیافته بود.  از علل اهمیت این کتاب اول توجه به زبان گفتار به عنوان منبعی برای انتخاب صورت صحیح یا فصیح؛ است. چراکه پیش از نجفی کسی زبان گفتار را منبع معتبر و مناسبی برای انتخاب صورت‌های معیار نمی‌دانست، و همه به متون ادبی قدیم یا حتی زبان عربی توجه داشتند. دومین علت اهمیت این کتاب توجه به مقوله گرته برداری یا ترجمه قرضی از زبان‌های فرنگی مخصوصا در حوزه نحو است. پیش از نجفی کمتر محققی به خطر ترجمه‌های قرضی خاصه در کار مترجمان شتابزده اشاره کرده بود.

طبیب زاده اعتبار فوق‌العاده زیاد نجفی در میان دوستداران ادبیات قدیم فارسی و نیز در میان روشنفکران علاقه‌مند به آثار ادبی غرب را سومین علت اهمیت این کتاب دانست و ادامه داد: این اعتبار سبب شد که ناگهان جمع زیادی از نویسندگان و مترجمان و دوستداران زبان فارسی به مسئله نثر معاصر فارسی علاقه­‌مند شوند، یا به تعبیر مرحوم دکتر علی محمد حق‌شناس، زبان‌­آگاه شوند. چهارمین علت اهمیت کتاب «درست بنویسیم» نقدهای بسیاری است که بر ویراست نخست این کتاب نوشته شد و سبب شد تا ویراست دوم بسیار منقح‌تر و پاکیزه‌تر منتشر شود.

وی گفت: استاد نجفی نتوانست ویراست سوم این اثر را منتشر کنند. قرار بود ویراست سوم در حجمی دوبرابر ویراست دوم منتشر شود، اما بیماری ناگهانی استاد اجازه نداد تا ایشان کار خود را به انتها برسانند. بنده از خود ایشان شنیده بودم که بنا داشت در ویراست سوم بیشترین نقش را برای انتخاب صورت‌های معیار یا فصیح، و نه لزوما صورت‌های صحیح، به زبان گفتار و آثار ادبی معاصر بدهند.

این استاد گروه زبان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی اظهار کرد: استاد نجفی از یک سو با زبان و ادبیات فرانسه و نهضت‌های فرهنگی غرب از نزدیک و به صورت بی‌واسطه آشنایی داشت و از سوی دیگر مسلط بر ادبیات قدیم و جدید فارسی بود و لایه‌های گوناگون زبان فارسی را به وجه شگفت‌انگیزی می‌شناخت. ایشان همچنین نسبت به مسائل اجتماعی ایران بسیار حساس بود و نقش مؤثری در نهضت‌های فرهنگی این مملکت داشت، به حدی که نویسندگان بزرگی چون هوشنگ گلشیری و بهرام صادقی و تقی مدرسی و رضا فرخ‌فال و یونس تراکمه و بسیاری دیگر با افتخار تمام خود را شاگرد و وامدار او می‌دانستند.

وی ادامه داد: همه اینها سبب شده بود تا او بتواند در هر دوره، مناسب‌ترین آثار ادبی غرب را برای ترجمه برگزیند و به بهترین شکل ممکن آنها را به فارسی برگرداند. او همچون روشنفکرانی چون آل‌احمد و ساعدی و شاملو خود را در قبال مسائل و مشکلات مملکت مسئول می‌دانست، اما برخلاف آنان کمتر به‌طور مستقیم درگیر مسائل سیاسی می‌شد و در عوض می‌کوشید تا از طریق ترجمه رمان‌ها و آثار ادبی برجسته و نیز از طریق مشارکت فعال در محافل فرهنگی و ادبی همچون جنگ اصفهان، به مسئولیت و رسالت خود عمل کند.

این استاد زبان­شناسی اظهار کرد: این کتاب که هنوز هم مرجع اصلی و معتبر برای بسیاری از ویراستاران و نویسندگان ایرانی است، به تنهایی سبب شده است که نثر فارسی در حوزه‌های مختلف، و مخصوصا در حوزه‌های خبر و زبان علم، هرچه معیارتر و یک دست‌تر شود و می‌توان گفت که چنین افتخاری نصیب هیچ کتاب راهنمای نگارشی در زبان فارسی نشده است و استاد بنا داشت در ویراست سوم اثر، بسیاری از مدخل‌های آن را حذف کند و بسیاری مدخل‌های دیگر بدان بیفزاید.

وی گفت: مدخل‌هایی که قرار بود از کتاب حذف شوند عمدتا آنهایی بودند که مسئله درست و غلط را منوط به کاربرد صورت‌های زبانی در زبان عربی یا در متون ادبی قدیم کرده بودند، و مدخل‌هایی که قرار بود بدان اضافه شوند مدخل‌هایی بودند که به گفتار و نوشتار فارسی معاصر مربوط می‌شدند. بدیهی است که کتاب‌هایی مانند «غلط ننویسیم» باید هر چند سال یک بار تجدید ویرایش شوند تا همگام با تحول زبان گفتاری روزآمد گردند، در غیر این‌صورت دیری نمی‌گذرد که به علت اعتبار و اهمیت‌شان مبدل به سد و مانعی در ایجاد تحول در نوشتار می‌شوند و همین امر سبب می‌شود که فاصله زبان گفتار و نوشتار هرچه بیشتر شود.

طبیب زاده در انتها بیان کرد: نمی‌توان از استاد نجفی سخن گفت اما از مهم‌ترین و عظیم‌ترین دستاورد زندگی او، یعنی تدوین مبانی وزن شعر فارسی، سخنی به میان نیاورد. او خود در یادداشتی که در آخرین روزهای حیاتش در یکی از روزنامه‌های یومیه منتشر کرده بود تصریح کرده بود که بزرگترین و مهم‌ترین کاری که در تمام زندگی‌اش انجام داده، توصیف وزن شعر فارسی و طبقه‌بندی وزن‌های این شعر بوده است. استاد نجفی توصیف وزن شعر فارسی را از قید و بند عروض عربی رهاند و برای نخستین بار تصویری دقیق و کامل از این وزن به دست داد. کتاب بسیار مهم او با عنوان «طبقه‌بندی وزن‌های شعر فارسی» که در سال ۱۳۹۷، سه سال پس از مرگ وی منتشر شد، از مهم‌ترین آثار زبان فارسی در حوزه علوم ادبی است. این کتاب نه تنها در کنار آثار برجسته دیگری همچون «المعجم» شمس قیس و «معیارالاشعار» خواجه نصیر،  مورد استناد تمام پژوهشگران حوزه وزن شعر فارسی خواهد بود، بلکه با درخششی صدها بار بیشتر از آن آثار برای فرهنگ ایرانی و زبان فارسی به یادگار خواهد ماند.

 فرهاد قربان‌زاده نیز آخرین نفری بود که با او درباره ابوالحسن نجفی گفت‌وگو کردیم. قربان‌زاده به اهمیت فرهنگ فارسی عامیانه استاد نجفی اشاره و اظهار کرد:پیش‌تر در زبان فارسی فرهنگ‌های کمابیش مشابهی منتشر شده بود. شاید مشهورترین این فرهنگ‌ها فرهنگ لغات عامیانه (۱۳۴۱، چاپ دوم: ۱۳۸۲) محمدعلی جمالزاده (با همکاری محمدجعفر محجوب) بود. پس از آن دکتر رضا انزابی‌نژاد و دکتر منصور ثروت فرهنگ لغات عامیانه و معاصر (۱۳۶۶، ویراست دوم: ۱۳۷۷) را گردآوری کردند که در مقایسه با فرهنگ پیشین، گام روبه‌جلویی بود.

وی گفت: فرهنگ فارسی عامیانه نخستین فرهنگ پیکره­‌بنیاد در دوران معاصر است. استاد نجفی برای تهیه پیکره فرهنگ خود ۱۱۴ اثر داستانی مهم معاصر را برگه‌نویسی کرد. اغلب این آثار پیش از انقلاب نوشته شده‌اند. قدیمی‌ترین کتاب این پیکره «فارسی شکر است » جمالزاده است. تا پیش از این اثر، در هیچ فرهنگی این تعداد شاهد از زبان فارسی معاصر نیامده بود. در تهیه این پیکره از برخی نویسندگان، مانند جعفر شهری و صادق هدایت و محمدعلی جمالزاده، آثار بیشتری انتخاب شده‌ است. فرهنگ فارسی عامیانه به‌محض انتشار تحسین فرهنگ‌نویسان و ادیبان و زبان‌شناسان را برانگیخت و نقدهای مثبتی نیز بر کتاب نوشته شد؛ از جمله، نقدهای دکتر علی‌محمد حق‌شناس و استاد بهاءالدین خرمشاهی.

قربان­زادهروشمندی در فرهنگ‌نویسی را ازویژگی‌های فرهنگ فارسی عامیانه دانست و اظهار کرد: استفاده از روشی واحد و منسجم در فرهنگ‌نویسی اهمیت شایانی دارد. متأسفانه چشم اسفندیار بسیاری از فرهنگ‌های فارسی همین ناروشمندی بوده‌ است. برای مثال، فرهنگ‌نویس باید مشخص کند که قصد دارد در فرهنگ خود حداکثر از چند شاهد استفاده کند. اگر دو واژه با بسامد یکسان که یکی مثلا با حرف «الف» و دیگری با حرف «ی» آغاز می‌شود در فرهنگی بیاید، تعداد شاهدهای هر دو مدخل باید کمابیش یکسان باشد و اگر در یکی از این دو مدخل چهل شاهد درج شده باشد و در دیگری چهار شاهد، آن فرهنگ ناروشمند است. از دیگر مصداق‌های ناروشمندی در فرهنگ این است که مثلا هویت دستوری «صفت فاعلی» در مدخل‌های گوناگون با «نعت فاعلی»، «ن فاعلی»، «نعت ف»، «ن ف»، «صفت فاعلی»، «ص فاعلی»، «صفت ف»، و «ص ف» نشان داده شده باشد (در اینجا به اینکه هویت دستوری «صفت» به‌تنهایی کافی است نمی‌پردازیم). همچنین اگر در یک فرهنگ دانشنامه‌ای دو مدخل مربوط به دو شاعر هم‌سطح و درجه‌اول یکی سی صفحه و دیگری ده صفحه باشد، فرهنگ یادشده ناروشمند است.

وی افزود: با مقایسه حرف‌های گوناگون فرهنگ فارسی عامیانه درمی‌یابیم که مؤلف در همه‌جا از روشی واحد پیروی کرده و در میانه کار در روش خود تغییر محسوسی نداده‌ است. در تمامی این فرهنگ معنی‌ها با شماره از هم تفکیک شده‌اند، اگر هویت دستوری دو برش معنایی متفاوت بوده، این تفاوت نشان داده شده، و برای هر معنی تعداد مشخصی شاهد ذکر شده‌است.

این پژوهشگر گروه فرهنگ‌نویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بیان کرد: استفاده از زبان معیار فارسی در تعریف‌ها یکی دیگر از ویژگی‌های فرهنگ فارسی عامیانه است. شاید بیان این نکته که در نوشتن معنی مدخل‌های فرهنگ باید از زبان معیار فارسی استفاده کرد برای برخی بدیهی به‌نظر برسد، ولی متأسفانه در مهم‌ترین و مشهورترین فرهنگ‌های فارسی به این نکته ساده بی‌توجهی شده‌ است و از واژه‌های شاذ و فراموش‌شده برای معنی کردن واژه‌های رایج استفاده کرده‌اند. در فرهنگ فارسی عامیانه به‌جای اینکه معنی مدخل‌ها فقط با یک مترادف به‌دست داده شود، با استفاده جمله یا عبارتی به زبان معیار، معنی درست و دقیق واژه‌ها «تعریف» شده‌ است.

وی استفاده از شاهدهای مستند را یکی دیگر از ویژگی‌های فرهنگ فارسی عامیانه دانست و ادامه داد: شاید اگر شمارش دقیقی از مدخل‌های دارای شاهد و بدون شاهدِ فرهنگ فارسی عامیانه صورت بگیرد، مشاهده شود که بیش از ۹۵ درصد از مدخل‌های این فرهنگ دارای شاهدند. تا پیش از این فرهنگ، هیچ‌یک از فرهنگ‌های عمومی فارسی از این مزیت برخوردار نبوده‌اند (فرهنگ تاریخی زبان فارسی به سرپرستی دکتر پرویز ناتل خانلری را، که فقط یک جلد از آن منتشر شد، درشمار نیاورده‌ایم).

وی گفت: چنان‌که دیگران نیز پیش‌تر گفته‌اند، استاد نجفی صورت‌های شکسته موجود در شاهدها را به صورت‌های رسمی تغییر داده‌ است. برای مثال، اگر در خلال گفت‌وگوهای دو شخصیت در داستان واژه «خونه» به‌کار رفته باشد، در فرهنگ فارسی عامیانه «خانه» ثبت شده‌ است. آنچه ظاهرا دیگران تاکنون به آن اشاره نکرده‌اند این است که استاد نجفی صورت‌هایی را که نمی‌پسندیده‌اند نیز به صورت پسندیده خود تغییر داده‌اند. برای مثال، در سراسر فرهنگ «می‌باشد» به «است» تبدیل شده و «را»ی پس از فعل به پس از هسته گروه اسمی با نقش مفعول برده شده‌ است. هرچند این نکته به‌هنگام نقل شاهدهای فرهنگ فارسی عامیانه در اثری دیگر اهمیت دارد، ولی در برابر ارزش‌های بی‌شمار این فرهنگ به‌شمار نمی‌آید.

قربانزاده تصریح کرد:فرهنگ فارسی عامیانه بیشترین تأثیر را بر فرهنگ بزرگ سخن گذاشت. فرهنگ اخیر دقیق‌ترین و روشمندترین و معتبرترین فرهنگ در تاریخ زبان فارسی است و قسمت اعظم این اعتبار و جامعیت خود را وامدار فرهنگ فارسی عامیانه است. استاد نجفی با تألیف فرهنگ فارسی عامیانه برای نخستین بار هم بسیاری از واژه‌های «غیررسمی» را در یک جا ثبت “کردند”، هم معنی دقیق آن‌ها را به‌دست “دادند” و هم شاهدی برای آن واژه‌ها نقل کردند. با مقایسه هریک از صفحه‌های فرهنگ بزرگ سخن با فرهنگ فارسی عامیانه می‌بینیم دقیقا شاهدی که در فرهنگ فارسی عامیانه هست در فرهنگ بزرگ سخن نیز ذکر شده‌ است.

وی در انتها بیان کرد: آنچه در این کتاب آمده‌ است بسیار به‌کار ویراستاران، داستان‌نویسان، زبان‌شناسان، فرهنگ‌نویسان، ادیبان علاقه‌مند به ادبیات معاصر، و فارسی‌آموزان خارجی می‌آید. عنوان کتاب این شبهه را ایجاد می‌کند که در این فرهنگ فقط واژه‌های عامیانه وجود دارد، درحالی‌که بیشتر مدخل‌های این اثر مربوط به سبک «غیررسمی» است. شاید اگر عنوان این اثر به‌جای «فرهنگ فارسی عامیانه»، «فرهنگ واژه‌های غیررسمی» می‌بود، مخاطبان بیشتری جذب این کتاب می‌شدند.
منبع: خبرگزاری کتاب

ابوالحسن نجفی (۷ تیر ۱۳۰۸ در نجف – ۲ بهمن ۱۳۹۴ در تهرانزبان‌شناس و مترجم ایرانی بود. او عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود و دبیری مجلهٔ ادبیات تطبیقی را بر عهده داشت. عمده فعالیت‌های ادبی و علمی او در حوزهٔ ترجمهٔ متون ادبی، ویرایش، زبان‌شناسی و وزن شعر فارسی است. نجفی یکی از دقیق‌ترین دایره‌ها را برای طبقه‌بندی وزن شعر فارسی تدوین کرده که به «دایرهٔ نجفی» معروف است.

با موافقت نمایندگان؛ میزان جرائم متخلفان پرداخت های مالیاتی مشخص شد

نمایندگان مجلس نوع و میزان جرائم متخلفان پرداخت های مالیاتی را مشخص کردند.

به گزارش خبرگزاری خانه ملت، نمایندگان در نشست علنی (سه شنبه، اول بهمن‌ماه) مجلس شورای اسلامی در جریان رسیدگی به لایحه مالیات بر ارزش افزوده با ماده ۳۹ با ۱۶۶ رأی موافق، ۴ رأی مخالف و ۳ رأی ممتنع از مجموع ۲۰۱ نماینده حاضر در جلسه موافقت کردند.

در ماده ۳۹ آمده است؛ مؤدیان در صورت ارتکاب تخلفات ذیل علاوه بر پرداخت مالیات، مشمول جریمه‌هایی به‌شرح زیر می‌باشند:

الف- تا زمان استقرار سامانه مؤدیان «موضوع قانون پایانه های فروشگاهی و سامانه مؤدیان» عدم تسلیم اظهارنامه در هر دوره مالیاتی برای کلیه مؤدیان و بعد از استقرار سامانه مذکور برای آن دسته از مؤدیانی که از عضویت در سامانه مؤدیان امتناع کرده‌اند: ده میلیون (۱۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال یا دو برابر مالیات پرداخت نشده تا موعد مقرر در ماده (۴) این قانون، هر کدام بیشتر باشد. این جریمه علاوه بر جریمه مذکور در بند «ب» ماده (۲۲) قانون پایانه های فروشگاهی و سامانه مؤدیان است که مؤدی به دلیل عدم ثبت‌نام در سامانه مؤدیان باید بپردازد.

ب- کتمان معامله، بیش‌اظهاری یا کم‌اظهاری، ثبت معامله خود به نام غیر یا معامله غیر به نام خود، استناد به اسناد صوری و هر عمل دیگری که به کم اظهاری مالیات یا استرداد غیرواقعی منجر شود: دو برابر مالیات پرداخت نشده تا موعد مقرر در ماده (۴) در این قانون و در صورت تکرار تخلف قبل از دوسال، سه برابر مالیات پرداخت نشده.

ج- دریافت مالیات و عوارض توسط اشخاص غیرمجاز: ۲ برابر مالیات و عوارض دریافتی.

همچنین نمایندگان با ماده ۴۰ این لایحه نیز با ۱۶۷ رأی موافق، ۸ رأی مخالف و ۴ رأی ممتنع از مجموع ۲۰۴ نماینده حاضر در جلسه موافقت کردند.

ماده ۴۰ می گوید؛ تأخیر در پرداخت مالیات‌ها و عوارض موضوع این قانون در مواعد مقرر، موجب تعلق جریمه‌ای به ‏میزان دو‌ درصد ‌(۲%)‌ در ماه، نسبت به مالیات و عوارض پرداخت‌نشده و مدت تأخیر از زمان انقضای مهلت تسلیم اظهارنامه یا سررسید پرداخت مالیات و عوارض، هریک که مقدم باشد، خواهد بود./

دومین نمایشگاه الکامپ استان البرز افتتاح شد

مدیر کل ارتباطات و فناوری اطلاعات استانداری البرز از افتتاح دومین نمایشگاه الکامپ استان خبر داد.

دومین نمایشگاه الکترونیک، کامپیوتر، فناوری اطلاعات و ارتباطات استان البرز در باغ گلهای پارک شهید چمران افتتاح شد.
 در این نمایشگاه ۲۸ شرکت و دستگاه دولتی و ۷ استارتاپ جهت ارائه خدمات شرکت دارند.
 این نمایشگاه از ۱ تا ۴ بهمن ماه از ساعت ۱۰ صبح الی ۶ بعد از ظهر پذیرای بازدید عموم مردم است.
خدمات مختلفی از جمله تعویض سیمکارت و ارائه سرویس های رایگان اینترنت پرسرعت به مراجعه کنندگان ارائه می گردد.

نفس‌ها در کوچه ۳۸ بند آمد

میدان آزادی کرمان، ساعت ۹ صبح هفدهم دی (۱۵ روز ‏پیش)؛ صدها‌هزار نفر از شرق، غرب، شمال و جنوب وارد ‏میدان آزادی شدند؛ میدان تازه افتتاح شده شهر، میدان اصلی. ‏از ساعت ۱۲ شب قبل، تمام خیابان‌های منتهی به میدان بسته ‏شده است. ورودی خیابان‌های بهمنیار در بخش شمالی، ‏خیابان استقلال در بخش جنوبی، خیابان جمهوری و جاده ‏تهران در بخش غربی و خیابان شریعتی در بخش شرقی میدان، ‏با داربست و پارچه‌های (گونی) آبی بسته شده است. ورودی ‏برخی کوچه‌های فرعی مثل کوچه بهشتی ۲ معروف به شرکت ‏‏۳۸، با دیواره‌های بتونی یا همان نیوجرسی مسدود شده است تا ‏خودرویی داخل آن تردد نکند. قرار است ساعت ۹ صبح همان ‏روز، بزرگترین مراسم تشییع پیکر دو شهید یعنی قاسم ‏سلیمانی و حسین پورجعفری برگزارشود. صدها‌هزار مسافر از ‏شب قبل وارد استان شده‌اند. جاده‌های منتهی به کرمان از ‏دو روز پیش ظرفیت‌شان تکمیل‌شده‌است، خودروها از بندرعباس، ‏بوشهر، یزد، اصفهان و شیراز به سمت کرمان رانده بودند. قرار ‏بود کرمانی‌ها میزبان آنها شوند.‏
ساعت ۴ صبح همان روز (۶ ساعت و نیم قبل از حادثه)؛ ‏شهر کبود بود که «احمد نوربخش» پنجاه‌ویک ساله راه افتاد؛ همراه ‏دو نفر از دوستانش سوار ماشین شدند و ۱۱۴ کیلومتر از ‏رفسنجان به کرمان راندند. احمد بازنشسته شرکت مس یک ‏هفته قبل را با چشمانی که از اشک پر و خالی می‌شد، جلوی ‏تصاویر پخش‌شده سردار قاسم سلیمانی در تلویزیون گذرانده ‏بود و حالا می‌رفت تا در مراسم تشییع پیکرش شرکت کند. در ‏همان مسیر، خانواده چهار نفره اسماعیلی سوار اتوبوس بودند؛ ‏پدر، مادر، دختر، پسر و داماد خانواده. آنها ساعت ۸ و ۳۰ دقیقه وارد ‏میدان آزادی شدند. موجی از میان جمعیت به سمت‌شان آمد و ‏آنها را به خیابان شریعتی هل داد. دست‌ها از هم جدا شد و ‏مادر (مریم مرتضوی) و پسرش طاها (اسماعیلی) دیگر هیچ ‏وقت مسیر بازگشت به خانه را ندیدند.‏
میدان آزادی ساعت ۱۰ همان روز (۳۰ دقیقه قبل از ‏حادثه)؛ صدای «حسین سلامی»، فرمانده سپاه پاسداران از ‏جایگاه بلند شده بود، بلندگوها اما زور رساندن صدایش به ‏تمامی بخش‌های میدان را نداشتند. او درست میان خیابان‌های ‏جمهوری و جاده تهران ایستاده بود. از آن بلندی درباره مقام ‏قاسم سلیمانی صحبت می‌کرد. کامیون بزرگی در ابتدای ‏خیابان شریعتی ایستاده بود تا صدا را به گوش اهالی ضلع ‏شرقی میدان برساند. دو کامیون ۱۸ چرخ و ۱۰ چرخ دیگر ‏درست در ضلع غربی میدان متوقف شده بودند. یکی حامل ‏پیکر دو شهید بود و یکی دیگر قرار بود کار پشتیبانی از ‏کامیون پیکرها را به عهده گیرد. صحبت‌های سلامی طولانی ‏شد و هر ثانیه به تعداد تشییع‌کنندگان اضافه‌می‌شد.‏
ساعت ۶ صبح، همان روز (۴ساعت قبل از حادثه)؛ آفتاب ‏هنوز افق را داغ نکرده بود که «الهام پی‌پر»، دست دخترش ‏زهرا (تیرگر) را گرفت و با مادر و عروس‌شان به سمت میدان ‏آزادی حرکت کردند. الهام همراه همسر و سه فرزندش شب ‏قبل خودشان را از بم به خانه غلام‌عباس-برادر وسطی- ‏رسانده بودند تا در مراسم شرکت کنند. مردان خواب بودند که ‏زنان چادر به سر کردند و راه افتادند. ساعت ۸ و۳۰ دقیقه پیاده به ‏میدان رسیدند. مردان ساعتی بعد در میدان بودند. ساعت ۱۰ و‏‏۳۰ دقیقه ویدا، همسر غلام‌عباس با او تماس گرفت: «بچه‌ها گم ‏شدند.»‏
میدان آزادی ساعت ۱۰ و ۱۵ دقیقه؛ گلزار شهدا ساعت ۱۱ ‏صبح انتظار کامیون‌ها را می‌کشید، قرار بود به وصیت شهید قاسم ‏سلیمانی عمل شود و او را کنار قبر شهید محمدحسین یوسف ‏الهی به خاک بسپارند، در همسایگی محمدحسین قهاری ‏‏(شهید عملیات والفجر ۸) و حسین بادپا (شهید مدافع حرم). ساعت ‏از ۱۰ گذشته بود که کامیون حرکت کرد: «حرکت کنید، ‏حرکت کنید.» کامیون‌ها از ضلع غربی به سمت ضلع شرقی ‏حرکت کردند، قراربود جمیعت عظیمی که دور میدان و ‏خیابان‌های اطراف جمع‌شده‌بودند، از خیابان ۱۸متری ‏شریعتی خارج شوند؛ تنها خیابانی که گیت بازرسی نداشت، ‏هم ورودی بود و هم خروجی. وسط خیابان، نرده‌های ‏جداکننده بود و در نخستین کوچه‌اش که همان کوچه بهشتی ۲ ‏معروف به شرکت ۳۸ است، میان دو دیوار تنها ۸ متر ‏فاصله است. سر همان کوچه گیت بزرگی قرار داشت، جلوی ‏آن نیوجرسی کاشته شده بود و میله‌های نیم متری برای ‏ممانعت از ورود موتور و ماشین از روی زمین بالا آمده بودند. ‏چرخ‌های کامیون که به حرکت درآمد، موجی در جمعیت ‏افتاد.‏
ساعت ۷ صبح میدان آزادی (۳ ساعت و نیم قبل از ‏حادثه)؛ آفتاب انتظارشان را می‌کشید؛ سکینه مقصودی دست ‏دو دخترش الهه (خواجه) و ‌هانیه (خواجه) را گرفته و از ‏جیرفت به خانه فاطمه خواهرش آمده بود، فاطمه سه پسرش ‏محمدصالح، محمدصادق و محمدمهدی را در خانه گذاشت و ‏صبح سه‌شنبه، از شهرک مطهری به سمت میدان آزادی ‏حرکت کردند. ساعت ۱۰ صبح همراه صدها‌هزار نفر دیگر دور ‏میدان آزادی بودند، دست‌دردست هم.

موجی در جمعیت ‏افتاد، پاهایشان در اختیار خودشان نبود، جمعیت آنها را به ‏سمت خیابان شریعتی هل داد. موج بعدی آنها را به داخل ‏کوچه شرکت ۳۸ راند؛ واقعه همان جا، در همان لحظه رخ داد. ‏صدای تقلا بلند شد.‏


ساعت ۱۰ و ۱۵ دقیقه ابتدای کوچه شرکت ۳۸ (چند دقیقه قبل از ‏حادثه)؛ زنان و کودکان کنار دیوار آجری تکیه داده‌اند، برخی ‏روی صندوق عقب پراید و پژو پارس که در همان کوچه توقف‌کرده‌بودند، نشسته بودند در انتظار کامیون حامل پیکر شهدا. ‏پارچه‌هایشان آماده در دست بود، برای تبرک گرفتن. عده‌ای ‏روی زمین نشسته بودند، با کودکانی در آغوش و زنانی مشغول ‏شیردادن به کودکان‌شان که ناگهان جمعیت غرید.

چند ثانیه ‏بعد همه آنها زیر صدها نفر ماندند، نفس‌شان  قطع شد و جان ‏دادند. شاهدان عینی می‌گویند با حرکت کامیون‌های حامل ‏پیکر سردار قاسم سلیمانی و حسین پورجعفری به سمت ‏خیابان شریعتی موجی به میان جمعیت افتاد، موجی که از ‏ضلع غربی شروع شد و در کوچه شرکت ۳۸ به اوج رسید. ‏تعدادی در میانه راه جان‌شان را از دست دادند، درست زیر ‏درهای بانک در بخش جنوبی میدان، چند متر مانده به خیابان ‏شریعتی. تعداد زیادی هم به شدت مصدوم شدند؛ مثل احمد ‏محمدآبادی، مرد پنجاه‌وهشت ساله‌ای که درست در همان نقطه روی ‏زمین افتاد، بیهوش شد و از شوک واردشده در بیمارستان ‏سکته‌مغزی کرد. او یک هفته در بیمارستان شفا بستری بود و ‏حالا با تمام عوارض سکته‌مغزی و فلج‌اندام در خانه‌اش در ‏شهر ماهان بستری شده است.

او هنوز خاطره دیدارهای گاه و بی‌گاه ‏سردار قاسم سلیمانی از خانواده‌شان را در یاد دارد. ‏محمدآبادی جانباز است و برادر سه شهید.  نفس‌های ‏خیلی‌های دیگر اما در همان کوچه باریک ۳۸ قطع ‏شد، صورت‌هایشان سیاه شد و هیچ وقت دیگر به خانه‌هایشان ‏برنگشتند. فریبا مهدی‌زاده از این حادثه نجات پیدا کرده و ‏می‌گوید وقتی از جمعیت بیرون آمد، نه کفش داشت، نه چادر. ‏این شرایط بیشتر کسانی بود که در آن کوچه نجات پیدا کرده ‏بودند. او می‌گوید درست سر همین کوچه داربست‌هایی ‏نصب شده بود برای بازرسی. در کنارش هم دیواره‌های بتونی. ‏کوچه از سمت خیابان اصلی سُر می‌خورد به پایین. موج ‏جمعیت که به این کوچه رسید، تعداد زیادی پایشان به نرده‌ها ‏گیر کرد و به دیواره‌های بتونی خوردند و افتادند. آنها که ‏افتادند، چندین ردیف آدم رویشان افتاد، هر گروه، روی گروه ‏قبلی. آنها که از نزدیک آن اتفاق را دیده‌اند، می‌گویند شاید تا ‏دو سه متر آدم روی هم افتاده بود. صدای جیغ و فریادها به ‏آسمان رسیده بود. آدم‌ها گرفتار شده بودند. دو خودرو ‏متوقف‌شده در کوچه، له‌شد بس که آدم‌ها روی آن سوار ‏شدند تا خودشان را نجات دهند. درست مثل حادثه منا در ‏مکه بود

. آنهایی که آن زیر مانده بودند، همان لحظه تمام‌کردند. آنهایی که یک لایه بالاتر بودند، جان دادند، لایه بعدی ‏هم. تنها آخرین گروه بودند که توانستند نفس بکشند. عباس ‏در گروه نجات‌یافته‌ها بود، پسرش (سعید ملاحسینی) اما در ‏لایه سوم قرار گرفته بود. تا وقتی پدر صورت کبودشده پسر را ‏ندیده‌بود، دستش هنوز در دستان او بود. سعید یازده ساله ‏در میان همان موج گرفتار شد و در آغوش پدر ایستاده جان ‏داد. اهالی کوچه آزاده که از فرعی‌های کوچه شرکت ۳۸ است، ‏آن روز به صدای جیغ و فریادهای مردم در خانه‌هایشان را باز ‏کردند، بیشتر کشته‌ها همان‌هایی بودند که کنار دیوار نشسته ‏بودند، آنها راه نجاتی نداشتند. فریبا مهدی‌زاده می‌گوید وضع ‏به شدت وخیم بود، آنهایی که نجات پیدا کرده بودند، لولای در ‏طوسی رنگ موسسه قلم‌چی را که در همان کوچه قرار دارد، ‏باز کردند، اجساد و مصدومان را به حیاط بردند، شیلنگ آب را ‏باز کردند و روی سر و صورت‌شان ریختند. مردم خفه شده ‏بودند. او می‌گوید بیشتر آنها که در میان دست و پا ماندند و ‏جان دادند، زنان بودند، اما محمدصابری که رئیس اورژانس  ‏پیش‌بیمارستانی و مدیر حوادث دانشگاه علوم پزشکی کرمان ‏است، به «شهروند» می‌گوید تعداد زنان و مردان جان‌باخته در ‏این حادثه تقریبا با هم برابری می‌کرد؛ ۳۱ مرد و ۳۰ زن. در ‏مجموع براساس آمارهای رسمی ۶۱ نفر. ‏
ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه سر خیابان شریعتی (پس از حادثه)؛ ‏کامیون‌ها جمعیت را کنار زدند، خودشان را به خیابان شریعتی ‏رساندند و از آن گذشتند. عده‌ای همچنان دنبال کامیون بودند، ‏در ادامه مسیر نرسیده به میدان شهدا معروف به مشتاق به ‏یکی از کامیون‌ها رسیدند، پارچه‌ها را به آنها که بالای ماشین‌ها ‏ایستاده بودند، دادند، تا تبرک بگیرند، اما آن لحظه نمی‌دانستند ‏که خودرو حامل پیکرها با دیدن سیاهی جمعیت و آنچه سر ‏کوچه ۳۸ رخ‌داد، فرمان را به سمت غرب میدان مشتاق ‏گردانده و رفته و آنها به کامیون خالی دخیل بسته‌اند. ‏کامیون خالی تا گلزار شهدا هم پیش رفت و ساعت ۱۱ ‏خودش را به بلندای شهر رساند. آنجا اما ملت منتظر، دست ‏خالی ماندند. از پیکرها خبری نبود، چند ساعت پس از مراسم ‏تشییع، سردار شریف که سخنگوی سپاه پاسداران است، برنامه ‏مراسم تشییع سردار سلیمانی را لغوشده اعلام کرد: «برای ‏اینکه آبرو و سرافرازی شهیدان دستمایه حوادث رخ داده ‏نشود، برنامه مراسم تشییع در تاریخ دیگری برگزارمی‌شود.» ‏مهدی صدفی مسئول کمیته تشییع هم اعلام کرد ‏با توجه به ازدحام جمعیت امکان خاکسپاری شهدا وجود ندارد. ‏موج جمعیت بی‌خبر و کلافه از انتظار و راهپیمایی ۱۱ ‏کیلومتری از میدان آزادی تا گلزار شهدا، آنجا هم دچار ‏حادثه شد.

به گفته شاهدان عینی، تعدادی از منتظران از ‏بلندی کوه به زمین افتادند و با سقوط داربست در بخش ‏سرویس بهداشتی، میله‌های آهنی روی سر زنان افتاد و ‏تعدادی را همان جا کشت و مصدوم کرد. (آمار دقیقی از ‏کشته‌ها و مصدومان گلزار شهدا وجود ندارد.) ساعت ۴بعدازظهر همان روز؛ بیمارستان شفا؛ پدر، طاهای ‏سیزده‌ساله را از زیر ‌آدم‌ها بیرون کشید و به بیمارستان رساند. ‏قبل از این در همان کوچه جهنمی، چندین بار فرزندش را ‏تکان داده بود، دست بر سینه کبود پسرش کشیده بود، تنفس ‏مصنوعی داده بود اما بی‌فایده بود. تصاویر تقلای پدر برای ‏نجات پسرش، ویدیویی شد و همان روز در شبکه‌های اجتماعی ‏چرخید. پدر پیر، فرزند را به پرستاران آی‌سی‌یو سپرد و رفت ‏سراغ مادر؛ مریم مرتضوی. زن چهل‌ودو ساله‌ای که به تازگی دختر ‏‏بیست‌ساله‌اش را عروس کرده بود.

مادر در میان جمعیت گم ‏شده بود. همه به کمک آمدند، هیچ ردی از مادر نبود، آخر ‏نشانش را در پزشکی قانونی پیدا کردند. وقتی پدر برای ‏شناسایی مادر رفت، جسد پسر نوجوانش را همان جا کنار ‏مادر دید: «خاک بر سر شدم.» و اشک‌هایش جاری شد. تن ‏بی‌جان سعید ملاحسینی را هم به بیمارستان شفا بردند. پدر، ‏پسرش را با صورتی سیاه شده به بیمارستان برد: «پاهای ‏خودم بین جمعیت گیر کرده بود، چندین نفر می‌خواستند من ‏را بیرون بکشند، نمی‌توانستند، تمام دست و پاهای من کبود ‏شده بود. پسرم حدود ۲۰دقیقه گرفتار جمعیت بود، ۲۰‏دقیقه نتوانسته بود نفس بکشد، وقتی خلوت شد و توانستم ‏بیرون بیاورمش، سیاه شده بود. در بیمارستان گفتند ۲۰دقیقه اکسیژن به مغزش نرسیده، درحالی‌که دو بار توانستند ‏قلبش را احیا کنند.»‏


هجدهم دی، پزشکی قانونی کرمان(یک روز بعد از حادثه) ؛ سکینه چهل‌ودوساله، ‏فاطمه مقصودی چهل‎ویک‌ساله، هانیه خواجه یازده‌ساله و الهه خواجه ‏‏هشت‌ساله را به‌عنوان اجساد مجهول‌الهویه به پزشکی قانونی ‏منتقل کردند. خانواده‌هایشان ساعت‌ها در بیمارستان‌ها به ‏دنبال‌شان بودند تا اینکه درنهایت سر از پزشکی قانونی ‏درآوردند. علت مرگ روی همه پرونده‌ها یکی بود: «خفگی». ‏علی مقصودی، برادر آنها در سیرجان کیلومترها دورتر از ‏محل حادثه، خبر را در تلفن همراهش خواند. اجساد الهام پی‌‏پر سی‌وپنج‌ساله و زهرا تیرگر ۱۰ساله را هم در همین مکان به ‏خانواده‌هایشان تحویل دادند.

خانواده آنها تا ساعت ۴و۳۰ بعد‏ازظهر روز تشییع از ماجرا بی‌خبر بودند، وقتی هم باخبر شدند، ‏مادر الهام از غصه بیهوش شده بود و خواهر و خواهرزاده‌اش در ‏دنیا نبودند. مادر قبلش تلفن کرده بود: «خاک بر سر شدیم، ‏بچه‌هایم رفتند زیر دست و پا.» همسر الهام از روی لباس‌های ‏پاره، زنش را شناخته بود:  «لباس بیشتر مردم، زیر دست و ‏پا، پاره شده بود.» خانواده پی‌پر می‌گویند نوه‌شان را زنده ‏به بیمارستان منتقل کرده و زیر دستگاه هم برده بودند اما آن ‏روز، آن‌قدر مصدوم و کشته زیاد بود که نیروهای امدادی وقت ‏رسیدگی نداشتند. به گفته یکی از کارکنان سالن تشریح ‏پزشکی قانونی، برای خیلی از قربانیان لوله ساکشن زده بودند، ‏اما وقتی آنها را به پزشکی قانونی منتقل کردند، ساکشن‌ها را ‏برداشته و فقط چسب‌های نوار قلب را نگه داشته بودند. ‏درحالی‌که باید تمام اجساد را با همان تجهیزاتی که در ‏بیمارستان برایشان استفاده شده، به پزشکی قانونی منتقل ‏کنند.

خانواده قربانیان فقط از رسیدگی‌های بیمارستان گلایه ‏ندارند، آنها می‌گویند شب حادثه، وقتی برای تحویل جسد به ‏پزشکی قانونی رفته بودند، آمبولانس‌ها کاسبی راه انداخته ‏بودند، از آنها برای انتقال تنها یک جسد به بم، ۷۵۰‌هزار تومان ‏گرفتند: «هر کس زودتر کارت می‌کشید و پول بیشتری ‏می‌داد، زودتر هم آمبولانس می‌گرفت.» محمد صابری، رئیس ‏اورژانس پیش بیمارستانی و مدیرحوادث دانشگاه علوم پزشکی ‏کرمان می‌گوید این آمبولانس‌ها، خصوصی بوده‌اند. هر ‏کسی که آن شب جسدها را تحویل گرفت، پول داد، اما از روز ‏بعد، پس از اینکه پیکر دو شهید خاکسپاری شد، آمبولانس‌ها ‏هم آزاد شدند و از آن لحظه، تمام اجساد به صورت رایگان ‏منتقل شدند: «آمبولانس‌ها طبق تعرفه هزینه‌ها را گرفته ‏بودند. افرادی که شب اول برای گرفتن اجساد رفته بودند، ‏بدون هماهنگی با استانداری این کار را کرده بودند، درحالی‌که ‏از روز بعد آمبولانس‌های شهرداری و سایر ارگان‌ها در ‏اختیارشان قرار گرفت. کمتر از ۱۰ پیکر، بدون هماهنگی ‏منتقل شد.» صابری می‌گوید تمام اجساد تا دو روز بعد از ‏حادثه، تحویل خانواده‌ها شد و درحال حاضر هم مصدومی ‏در بیمارستان بستری نیست. او درباره اینکه گفته می‌شود ‏مصدومان را به جای اینکه به بیمارستان‌های نزدیک به محل ‏حادثه یعنی سیدالشهدا(ع) و فاطمه زهرا(س) منتقل کنند، به جای ‏دورتری یعنی بیمارستان شفا که نزدیک به هفت کیلومتر با ‏محل حادثه فاصله دارد، منتقل کرده‌اند، توضیح می‌دهد: «‏مصدومان که حدود ۲۰۰ نفر بودند، در کوتاه‌ترین زمان به ‏بیمارستان‌ها منتقل شدند. خیلی‌ها را به بیمارستان شفا بردند، چون خیابان جمهوری باز بود.

بعدا که سایر خیابان‌ها ‏باز شد، مصدومان به بیمارستان‌های دیگر هم منتقل شدند. ‏اتفاقا ۴۰ مصدوم به بیمارستان سیدالشهدا منتقل شدند.» ‏آمبولانس‌های اورژانس در روز حادثه، اجساد زیادی را ‏منتقل کردند. به گفته صابری، تعداد کل کشته‌ها ۶۱ نفر یعنی ‏‏۳۱ مرد و ۳۰ زن است که ۵۷ نفرشان در همان محل حادثه ‏جان‌شان را از دست داده بودند و چهار نفر هم در بیمارستان. ‏علت مرگ در بیمارستان هم مرگ مغزی بود. اما آنهایی که در ‏محل جان‌شان را از دست داده بودند، به دلیل خفگی و نرسیدن ‏اکسیژن بوده است. او تأکید می‌کند که افراد به دلیل قرار ‏گرفتن زیر دست و پا جان‌شان را از دست نداده‌اند: ‏‏«سالخورده‌ترین فوت شده، ۶۹‌سال داشت، در میان قربانیان ‏تعدادی کودک هم دیده می‌شود که آمار دقیق آن را ندارم.» ‏رئیس اورژانس کرمان، انتقادها درباره نرسیدن نیروهای امدادی ‏را نمی‌پذیرد و این توضیح را می‌دهد که ۲۶آمبولانس در طول ‏مسیر تشییع، ۱۲آمبولانس در لایه دوم (خیابان‌های پایین‌تر) ‏و ۱۳ آمبولانس در لایه‌ سوم مستقر شده بودند که در کل ‏می‌شود ۵۱دستگاه آمبولانس، هر آمبولانس با حداقل دو نیرو. ‏در پنج نقطه مسیر تشییع هم اتوبوس آمبولانس مستقر شده ‏بود که هر کدام امکان بستری کردن ۱۳مصدوم را دارد.

در ‏طول خیابان اصلی هم ۴۰نیروی پیاده فوریت‌های پزشکی ‏مستقر بودند: «وقتی حادثه رخ داد، چهاردستگاه آمبولانس و ‏یک دستگاه اتوبوس آمبولانس دور میدان آزادی به سمت محل ‏حادثه حرکت کرد. چند دستگاه هم از نیروهای امدادی ‏هلال‌احمر در محل حاضر بود. وقتی مسیر باز شد، آمبولانس‌ها ‏هم رسیدند. به هر حال جمعیت زیادی در محل بودند و وضع ‏طوری شده بود که خیلی از مصدومان روی آمبولانس‌ها حمل ‏شدند تا زودتر به بیمارستان برسند.»‏
بیست‌ونهم دی، بیمارستان شفا (سیزده روز پس از ‏حادثه)؛ روز حادثه، ۳۸جسد یعنی ۱۵زن و ۲۳مرد و همچنین ۵۷ مصدوم به بیمارستان شفا منتقل شده بودند. چند روز بعد اما ‏یک نفر از مصدومان کم و به تعداد جان‌باختگان اضافه شد. ‏آنجا نخستین بیمارستانی بود که حادثه‌دیدگان را پذیرش کرد. ‏محمدحسین مصدق، مدیر بیمارستان آن روز را وضع قرمز ‏اعلام کرده بود: «ما در این بیمارستان ۳۵ تا ۴۰ مصدوم ‏داشتیم که به صورت سرپایی رایگان درمان شدند. بیشتر آنها ‏دچار تروما شده بودند یعنی ضربه به سر، تنگی نفس  و … بود.» ‏به گفته او مسیر بیمارستان شفا، راحت‌ترین و خلوت‌ترین ‏مسیر از میدان آزادی بود: «انتقال مصدومان و کشته‌ها به این ‏بیمارستان توجیه منطقی داشت، شاید زمان رسیدن ‏آمبولانس‌ها به بیمارستان نزدیک‌تر ۱۰دقیقه طول می‌کشید اما ‏انتقال به بیمارستان ما یک دقیقه.» از میان مصدومانی که به ‏این بیمارستان انتقال داده شدند، کودک دوازده ساله‌ای به نام ‏متین هم بود. متین دچار مرگ مغزی شده بود و در هفته ‏گذشته هم جانش را از دست داد: «متین قبل از اینکه به ‏بیمارستان منتقل شود، دچار مرگ مغزی شده و در‌ آی‌سی‌یو ‏بستری بود.» به گفته او علت مرگ جان‌باختگان این حادثه ‏خفگی بود: «در سردخانه دیگر جایی برای اجساد نداشتیم، ‏تعدادی از آنها را در فضای دیگری که مخصوص این موارد ‏است، قرار دادیم. تعدادی هم به سردخانه شهرداری منتقل ‏شدند. سه پزشک از پزشکی قانونی هم آمدند و همان جا ‏اجساد را بررسی و مرگ آنها را تأیید کردند. بیشتر جان‌باختگان ‏اهل کرمان بودند.» مصدق می‌گوید وضع اجساد طوری نبود که ‏نتوان آنها را شناسایی کرد. بیشترشان از طریق کارت ‏شناسایی، شناخته شدند: «بیشتر مصدومان و جان‌باختگان ‏متولدان دهه ۶۰ به بعد بودند. در میان آنها متولد دهه ۹۰ هم ‏بودند.»‏
میدان آزادی، بیست‌ونهم دی (۱۲ روز پس از حادثه)؛ ‏میدان مثل هر روز دیگر، شلوغ از ماشین و آدم‌هاست. سرِ ‏خیابان شریعتی، همان کوچه شرکت ۳۸ یا بهشتی دو، هیچ ‏خبر نگران‌کننده‌ای نیست. ماشین‌ها به دیوارهای آجری تکیه ‏داده‌اند، یک سمت کوچه، مغازه لوازم‌التحریری است به اسم ‏شرکت ۳۸ و طرف دیگر، مغازه بدلی‌جات. عماد محسنی، مدیر زیباسازی ‏شهرداری کرمان که روز حادثه، در بخشی از میدان بوده، ‏دستش را به این سمت و آن سمت نشانه می‌گیرد: «همان ‏روز در بلندگوها از مردم خواسته می‌شود تا به خیابان‌های ‏فرعی بروند اما دیگر دیر شده بود. موج جمعیت در کوچه ‏جمع شده بود. تمام مسیرها شلوغ بود و شرایط بحرانی داشتند. ‏بیشتر کسانی که دچار حادثه شدند، پایشان به یکی از موانع ‏یعنی بتون‌ها یا میله‌ها خورده بود، روی زمین افتاده بودند و ‏بقیه رویشان.» مدیر زیباسازی شهرداری کرمان می‌گوید قرار ‏است دو طرف همین کوچه، دیوارنگاری شود: «می‌خواهیم ‏یاد جان‌باختگان حادثه را زنده نگه داریم.» ‏
گلزار شهدا، بیست‌ونهم دی (۱۲ روز پس از حادثه)؛ ۱۹ ‏جسد شانه به شانه هم دفن شده‌اند. رویشان پارچه‌ای مشکی ‏کشیده و هر چهار طرف هم با سنگ نگه داشته شده تا باد ‏پارچه‌ها را نبرد. روی پارچه‌ها هیچ نوشته‌ای دیده نمی‌شود. ‏بالای دیوار بتونی به سختی چند اسم دیده می‌شود که با ‏ماژیک و خودکار حک شده است. به زحمت می‌توان اسم ‏سکینه مقصودی، فاطمه مقصودی، الهه خواجه و ‌هانیه خواجه ‏را خواند. اینها درست در کنار هم دفن شده‌اند؛ چهار نفر از ‏اعضای یک خانواده. همان شب، علی مقصودی سر مزار ‏خواهران و خواهرزاده‌هایش رفت تا کیسه پلاستیکی رویشان ‏بکشد؛ باران باریده بود، نگران خیس شدن آنها بودند. ۱۹ جسد ‏تنگ هم، در محوطه‌ای خارج از قطعه جانبازان خاکسپاری ‏شده‌اند؛ در جایی غریب و تنها. در کنار آنها چندین قبر خالی ‏با سقفی بتونی دیده می‌شود. آنها انتظار دیگران را می‌کشند. ‏فرماندار، استاندار و امام جمعه به خانواده‌ها سر زده‌اند، به برخی ‏از خانواده‌ها ۱۰‌میلیون تومان هزینه کفن و دفن داده شده است. می‌گویند قرار است دیه‌ای به آنها پرداخت شود. یکی از ‏خانواده‌ها می‌گوید که شنیده ۳میلیارد تومان به استاندار پول ‏داده شده تا به خانواده قربانیان داده شود. ‏

روایت رسمی  در حال بررسی علت وقوع حادثه‌ایم
استانداری کرمان هنوز   درباره حادثه اخیر در شهر کرمان، صحبتی نکرده، با این حال از تشکیل کمیسیون پیگیری حادثه تشییع پیکر سردار قاسم سلیمانی در کرمان خبر داده است. به گزارش ایرنا، محمد جواد فدائی گفته است که گروه‌های مختلف در حال بررسی موضوع هستند و نتایج به اطلاع مردم می‌رسد. او از تلاش استانداری برای نامگذاری جانباختگان به عنوان شهید هم خبر داده است. از سوی دیگر، به گزارش مهر، سیدمصطفی آیت‌اللهی موسوی معاون استاندار کرمان هم گفته است تا زمان اتمام بررسی‌ها و مشخص شدن جزئیات امکان اظهار نظر قطعی در این باره وجود ندارد:« در صورتی که ایراد و اشکالی در کار باشد قطعاً با مسببان آن برخورد می‌شود و صد در صد از مردم عذرخواهی می‌کنیم.» رئیس دادگستری کرمان هم وعده رسیدگی ویژه به پرونده این حادثه را داده است. یدالله موحد، با اعلام اینکه تحقیقات تکمیلی و تخصصی از سوی دادسرای کرمان در حال انجام است، گفت که با دستور آیت‌الله رئیسی، ریاست قوه قضائیه رسیدگی به حادثه کرمان در دستور کار ویژه دستگاه قضائی در استان کرمان قرار دارد. او اینها را در دیدار با خانواده های مرحوم حمزه نژاد و ایران پور در شهرستان بافت اعلام کرد. به گزارش ایسنا، موحد ادامه داد:«دستگاه قضائی استان کرمان بلافاصله پس از وقوع این حادثه تلخ، اقدامات قضائی خود را آغاز کرد و در همین رابطه پرونده‌ای در دادسرای مرکز استان کرمان تشکیل شده است.» به گفته او، قوه قضائیه در استان کرمان با جدیت پیگیر مطالبات و حقوق قانونی جانباختگان و آسیب دیدگان این حادثه است.


همچنین حجت الاسلام والمسلمین حسن علیدادی سلیمانی، امام جمعه کرمان در خطبه‌های نماز جمعه ، جان باختن   ۶۱ تن در تشییع شهید سردار حاج قاسم سلیمانی عذرخواهی کرد و گفت:  «جای عذر خواهی است، به ‌علت قصور، عذرخواهی می‌کنیم و امور این خانواده‌ها توسط مسئولان در حال پیگیری است.» ۲۰ نکته از روز حادثه بیست‌ونهم دی، سیزده روز بعد از حادثه، دانشگاه باهنر ‏کرمان؛  محمد امینی‌زاده، استاد حقوق و عضو هیأت علمی ‏دانشگاه باهنر کرمان، درباره حادثه تشییع، تحقیقی انجام داده ‏است. بررسی‌های او نشان داده که جان‌باختگان تنها در کوچه ‏شرکت ۳۸ جان‌شان را از دست نداده‌اند، تعدادی از تشییع‌‏کنندگان در مسیر گلزار شهدا و به صورت دقیق در زیر پل ‏گنبدجبلیه، جان‌شان را از دست داده‌اند.

او در بررسی‌هایی که ‏قبل، حین و بعد از حادثه مراسم تشییع انجام داده و چندین نکته را مطرح کرده است:  ‏


‏«اول؛ چهار پنج روز بعد از شهادت حاج قاسم، چندین ‏شهر، یعنی در قم، تهران و اهواز و … مراسم تشییع برگزار شده ‏بود، بنابراین مسئولان برگزار‌کننده نمی‌توانند بگویند انتظار ‏حضور سیل جمعیت را نداشتند. شورای تأمین استان  حضور جمعیت ۲۰۰ تا ‏‏۳۰۰‌هزار نفری را تخمین زده بود، درحالی‌که این جمعیت ‏حتی به اندازه مسافران نوروزی استان هم نیست. به همه اینها ‏باید این موضوع را هم اضافه کرد که هیأت دولت، هفدهم دی ‏را تعطیل رسمی در استان کرمان اعلام کرده بود، بنابراین برای حضور این جمعیت تدبیری نشده بود. ‏
دوم؛ مسیری که برای تشییع انتخاب شده بود، متناسب با این ‏جمعیت نبود. مسئولان برگزاری این مراسم، ساده‌ترین و ‏مستقیم‌ترین مسیر را انتخاب کرده بودند، درحالی‌که مراسم نه ‏ساده بود و نه عادی. یعنی مثل راه‌پیمایی‌های دیگر یا تشییع ‏جنازه‌های دیگر نبود. تنها هدفی که دنبال شد این بود که ‏مراسم حتما در میدان بزرگ آزادی و با شکوه برگزار شود. ‏
‏ سوم؛ ورودی‌های میدان از چهارطرف، با گیت‌های بازرسی ‏بسته شده بود و هر کس که وارد میدان می‌شد باید بازرسی ‏می‌شد، این درحالی بود که از طرف خیابان شریعتی که یکی از ‏اصلی‌ترین خروجی‌ها به سمت گلزار شهدا بود، گیت بازرسی ‏وجود نداشت، بنابراین اگر گیت‌ها برای مسائل امنیتی در نظر ‏گرفته شده بودند، این بخش ایراد اساسی داشت. چون جمعیت ‏زیادی از همان خیابان وارد میدان می‌شد. ‏
چهارم؛ خیابان شریعتی مستقیم‌ترین مسیر به سمت گلزار ‏شهدا بود، اما حکم یک قیف را پیدا کرده بود، یعنی قرار بود ‏جمعیت از میدان آزادی و خیابان‌های اطراف از همین خیابان ‏نه چندان عریض که با در نظر گرفتن سکوی بتونی در میانه ‏خیابان، حدود ۱۴ متر پهنا داشت، خارج شوند که این مسیر اصلا ‏منطقی نبود.‏
‏ پنجم؛ نزدیک به یک‌سوم از جمعیت حاضر در مراسم تشییع، ‏غیر کرمانی بودند درحالی‌که هیچ تابلوی اعلام مسیری در ‏خیابان‌ها قرار نگرفته بود. تریبون‌دار می‌گفت به سمت فلان ‏خیابان نروید، درحالی ‌که خیلی‌ها نمی‌دانستند منظورش ‏کدام خیابان است. ‏
ششم؛ از میدان آزادی تا گلزار شهدا، حدود ۱۰ کیلومتر بود. ‏اگر حساب کنید که در هر متر مربع، نهایت هشت نفر جا ‏می‌شوند، کل این مسیر ظرفیت حضور نزدیک به یک‌میلیون ‏نفر را دارد و بیش از این جوابگو نیست، درحالی‌ که جمعیت ‏حاضر در مراسم تشییع خیلی بیشتر از یک‌میلیون نفر بود.‏
هفتم؛ گیت‌ها، نرده‌ها و دیواره‌های بتونی که سر کوچه‌ها قرار ‏گرفته بود، تحمل جمعیت را نداشت و در همان کوچه ‏‏۳۸، همین میله‌ها، جان مردم را گرفت. شاهدان عینی اعلام ‏کرده‌اند که تا پنج لایه مردم روی هم افتاده بودند. شهرداری ‏می‌گوید ما نقشی نداشتیم؛ چطور می‌توانند چنین چیزی ‏بگویند؟ آنها حداقل می‌توانستند گیت‌ها را با فاصله قرار دهند، ‏یا این دیواره‌های بتونی را بردارند و در جای دیگری بگذارند. ‏این میله‌های جداکننده را می‌توانستند بردارند، مثل حالا که ‏بعد از حادثه، آنها را برداشته‌اند. ‏
هشتم؛ اجازه ورود جمعیت به گلزار شهدا، اشتباه بزرگی بود. ‏آن منطقه یک آرامستان سنتی و روی بلندی و در محاصره ‏کوه است. خیلی‌ها آنجا دچار حادثه شدند. اگر پیکر شهید را ‏همان روز به آنجا می‌بردند، قطعا فاجعه دیگری اتفاق می‌افتاد ‏و خیلی‌ها از بلندی می‌افتادند و جان می‌دادند. ‏
نهم؛ اعلام شده بود که ۱۰۰ اتوبوس برای بازگشت شرکت‌‏کنندگان از مراسم در نظر گرفته شده است. ۱۰۰ اتوبوس برای چه ‏تعداد جمعیت؟ حتی اگر ظرفیت اتوبوس را ۵۰ نفر در نظر ‏بگیریم، آنها تنها می‌توانند ۵‌هزار نفر را جابه‌جا کنند. بقیه چه ‏می‌کردند؟ متأسفانه محاسبات‌شان با واقعیت جور درنمی‌آمد. ‏
دهم؛ هیچ تیم مسئولی برای راهنمایی مردم در اطراف میدان و ‏سرِ خیابان‌ها وجود نداشت. ‏
یازدهم؛ آن روز خطوط تلفن همراه را قطع کرده بودند، ‏درحالی ‌که خطوط ایرانسل کار می‌کرد. این نشان می‌دهد که ‏تیم حتی توانایی اقدامات امنیتی را نداشته است. ‏
دوازدهم؛ تیم‌های امدادی با یکدیگر ارتباط بی‌سیمی ‏نداشتند، این باعث شد تا ۲۵ دقیقه بعد از این اتفاق، نیروهای ‏اورژانس بالای سر مصدومان و کشته‌شدگان برسند. ‏
سیزدهم؛ در جلسه‌هایی که قبل از مراسم برگزار ‏شد، گفته شده بود بهتر است مراسم روز پنجشنبه ‏یعنی نوزدهم دی مصادف با شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) برپا ‏شود تا آمادگی برگزاری مراسم بیشتر شود و در این فاصله، ‏مراسم در شهرهای دیگر هم برگزار و از حجم جمعیت ‏در استان کرمان کم شود، اما قبول نکردند.
چهاردهم؛ به ‏مسئولان برگزار‌کننده پیشنهاد شده بود که مسیر تشییع از ‏فرودگاه کرمان تا میدان آزادی باشد، ختم مراسم در گلزار ‏شهدا اشتباه و غیر منطقی است، یا حتی اعلام شده بود که از ‏مسیرهای کمربندی استفاده شود، اما توجهی نشد.‏
پانزدهم؛ هیچ وسیله رفاهی برای شرکت‌کنندگان در مراسم ‏در نظر گرفته نشده بود. گروه‌های مردمی از شب قبل درِ ‏خانه‌های مردم را زده و از آنها خواسته بودند برای استفاده ‏از سرویس بهداشتی، مردم را به خانه‌هایشان راه دهند. ‏
شانزدهم؛ در خیابان شریعتی با آن پهنا، موکب‌هایی قرار داشت که خودِ این موکب‌ها خیابان  را تنگ‌تر کرده بود. ‏
هفدهم؛ سکوت مسئولان در برابر این حادثه. در نهایت این شورای تأمین استان است که تصمیم می‌گیرد ‏مراسم چطور برگزار شود، در صورت‌جلسه‌های آنها، تنها ‏صحبت از رسیدگی به میهمانان ویژه است، اصلا فکری برای ‏مردم نکرده بودند.‏
هجدهم؛ زمانی که حادثه رخ داد، نیروهای امدادی نتوانستند ‏سریعا به محل برسند چون ارتباط بی‌سیم نداشتند. نیروهای ‏مردمی دست به کار شده بودند. نیروهای امدادی قبل از ‏مراسم، با هم هماهنگ نشده بودند.  ‏
نوزدهم؛ با اینکه ۱۵ روز از حادثه می‌گذرد، هنوز هیچ‌کس نه ‏توضیحی به مردم داده، نه عذرخواهی کرده است. حتی ‏دادستانی ورود مشخصی در ماجرا نداشته، درحالی ‌که مردم نیاز ‏به پاسخگویی دارند. ‏
بیستم؛ باید هر چه سریع‌تر، مقصران ماجرا معرفی شوند و ‏ماجرای پرداخت دیه به خانواده‌ها و شهید قلمداد کردن ‏قربانیان پیگیری شود.»‏
این استاد دانشگاه می‌گوید او و تعداد دیگری از استادان، تصمیم ‏گرفتند  نتیجه بررسی‌هایشان را به ارگان‌های مختلف هم ‏داده‌اند. ‏   لینک منبع خبر

‏  [زهرا جعفرزاده]

معاون کل وزارت بهداشت عنوان کرد: کاهش ذخیره ژنی هوشی کشور، با مهاجرت نخبگان

دکتر حریرچی گفت: مهاجرت هرکدام از این نخبگان در مقطع تحصیلات تکمیلی به‌طور متوسط حدود یک‌میلیون دلار به کشور مقصد سود می‌دهد.
به گزارش آیین باور به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، دکتر ایرج حریرچی، معاون کل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ، با تعریف نخبه و تاکید بر توجه به خواسته های نخبگان گفت: نخبه کسی است که شرایط جامعه خود را تغییر می‌دهد و مشارکت آفرین است، یعنی حتی اگر شرایط اجتماعی به او اجازه مشارکت نمی دهد، خود او شرایط مشارکت را ایجاد می‌کند.
وی با اشاره به موضوع مهاجرت نخبگان از کشور و ضرورت جلوگیری از افزایش آن بیان کرد: مهاجرت افراد با هوش و استعداد درخشان از کشورها، منجر به کاهش ذخیره هوشی و استعدادی کشور می شود.
معاون کل وزارت بهداشت، ادامه داد: با مهاجرت افراد باهوش، عارضه «ترقیق هوشی» و  کاهش ذخیره ژنی هوشی پدید می آید.
دکتر حریرچی تصریح کرد: مهاجرت هرکدام از این نخبگان در مقطع تحصیلات تکمیلی به‌طور متوسط حدود یک‌میلیون دلار به کشور مقصد سود می‌دهد.

وزیر کشور؛ برخی افراد تعبیه کننده قرص در کیک‌ها بازداشت شدند

وزیر کشور با اشاره به این که برخی افراد در داخل کشور پس از تولید کیک درون آن قرص گذاشته و فیلم می‌گرفتند، گفت: عده ای هم این کار را برای سرگرمی انجام می‌دادند که تعدادی از آنان بازداشت شده‌اند.

«عبدالرضا رحمانی فضلی» در حاشیه نشست ستاد اطلاع‌رسانی و تبلیغات اقتصادی در جمع خبرنگاران افزود: موضوع کیک‌های حاوی قرص‌ها حتی به شورای امنیت ارجاع و در آنجا بررسی شد.
وی اضافه کرد: برخی افراد در داخل کشور پس از تولید کیک درون آن قرص می‌گذاشتند و از آن فیلم می‌گرفتند. بسیاری هم این کار را برای سرگرمی انجام می‌دادند که تعدادی از آنان بازداشت شده‌اند.
وزیر کشور با بیان اینکه در نشست امروز ستاد اطلاع رسانی و تبلیغات اقتصادی موضوع شیرهای مصرفی با حضور مسئولان وزارت بهداشت، درمان آموزش پزشکی، صنعت، معدن و تجارت و همچنین کارشناسان مورد بررسی قرار گرفت، اظهار کرد: متاسفانه در صدا و سیما مصاحبه ای انجام شد که نه مجری تخصص لازم را داشت و نه کارشناس مراعات کرده بود؛ بنابراین در این نشست از وزارت بهداشت و صنعت و کارشناسان درخواست کردیم تا حضور یابند و نسبت به مصرف شیرها به مردم اطمینان خاطر دهند. کارشناسان اطمینان لازم دادند که هیچ نگرانی در شیرهای مصرفی وجود ندارد.
رحمانی فضلی تصریح کرد: این نوع بیان مطالب به صورت غیرکارشناسی و غیرمراعات زمانی اصلا درست نیست و شبیه همان موردی است که درباره کیک‌ها اخیرا شاهد بودیم.
رییس شورای امنیت کشور خاطرنشان کرد: طرح این مسائل در فضای مجازی باور مردم را دچار مشکل می‌کند درحالی که در بحث لبنیات صادرات هم داریم؛ از این رو تصمیم گیری شد مراقبت‌ها و مراعات لازم انجام شود چون چنین اقدامی می‌تواند آثاری بر فضای کشور داشته باشد.
وزیر کشور با بیان اینکه صد درصد مصوبات نشست قبلی انجام شده است، درباره کالاهای مصرفی و قیمت آنها گفت: میانگین قیمت کالاهای درصدر، کاهشی بود و قیمت  ۱۰ درصد کالاها بین یک تا ۲ درصد افزایش داشت.
وی افزود: در بحث واردات کالاهای اساسی هم با توجه به پایان سال، بازار باید مراقبت های لازم را داشته باشد، بنابراین ۱۷ میلیون تن واردات در ۱۳ کالای اساسی را داشتیم منابع ارزی لازم به این موضوع تخصیص داده شد، واردات قبلا ۱۵ تن بود.
رحمانی فضلی اضافه کرد: در بحث کشت گندم هم برنامه ریزی برای ۶ میلیون هکتار بود که طبق گزارش‌های ارائه شده همین میزان انجام شد.
وی موضوع دیگر بررسی شده در این نشست را بحث گردشگری و فضای ایجاد شده در این حوزه عنوان و تصریح کرد: استانداران مسئول شدند این موضوع را در استان ها پیگیری کنند تا نگرانی جامعه هتل داران و افراد مرتبط با صنعت گردشگری رفع شود.