خانه / آخرین نوشته ها / آشنایی با ابوالفضل بلعمی دانشمند دوره سامانیان
نقشه ایران در دوره سامانی

آشنایی با ابوالفضل بلعمی دانشمند دوره سامانیان

ابوالفضل محمد بن عبیدالله بلعمی مشهور به ابوالفضل بلعمی،بلعمی بزرگ یا خواجه بلعمی (درگذشت ۱۰ صفر ۳۲۹ قمری/۳۱۹ خورشیدی) از دانشمندان و وزیران دورهٔ سامانی است. وی پدر ابوعلی بلعمی -صاحب کتاب تاریخ بلعمی– و نخستین وزیر از خاندان بلعمی است.

به گفته برخی مورخان وفات او مصادف با ۲۳ آبان بوده است بی مناسبت نیست اگر در چنین روزی با مروری بر تاریخ با نام آوران سرزمین مادری خود آشنا شویم. بیش از آنچه به سلبریتی های غربی و شرق اهمیت می دهیم.

خاندان بلعمی

کلمات کلیدی : تاریخ، سامانیان، خاندان بلعمی، ابوالفضل بلعمی

نویسنده : یدالله حاجی زاده

ابوالفضل بلعمی( بلعمی کبیر)

محمد بن عبیدالله بن محمد مشهور به ابوالفضل بلعمی در سال ۲۲۹ هجری متولد شد.[۱] وی منسوب به شهر «بلعم» از شهرهای دیار روم[۲] می‌باشد.[۳] جدّ وی، رجاء بن معبد تمیمی هنگام حمله مسلمه بن عبدالملک به بلاد روم، به همراه وی به آن جا رفت و در همان جا ساکن شد و نسل او در آن منطقه تداوم یافت.[۴]

همچنین آورده‌اند که جد او «بهار»(بهار بن خالد بن مغیث) نام داشته است. بهار از شجاعان قبیله تمیم بوده که در سپاه قتیبه بن مسلم به مرو آمده و در منطقه‌ای به نام «بلعمان» ساکن شده است و به همین جهت به او بلعمی می‌گویند.[۵]

در مقدمه تاریخ نامه طبری به نقل از سمعانی آمده است: «وی از مردم بخارا است و احفاد او تا امروز (یعنی روزگار سمعانی سال ۵۰۵) به بخارا بر جای مانده‌اند.»[۶]

وزارت بلعمی

خاندان بلعمی شاید پس از برمکیان، پرآوازه‌ترین خاندان‌های باشند که به وزارت رسیده‌اند و نام و یادشان در کتاب‌های ادب و تاریخ به فراوانی آمده است.[۷]

ابوالفضل بلعمی ابتدا به وزارت امیراسماعیل بن احمد از سلاطین سامانی رسید.[۸] وی در زمان امارت نصر بن احمد سامانی هم از حدود سال ۳۰۹ تا ۳۲۶ متجاوز از پانزده سال وزارت داشت.[۹] او در این مدت درگسترش عدالت و انصاف و تدبیر امور مملکت تلاش نمود.[۱۰] ابوالفضل بلعمی در دفع شورشی که بر ضد نصر بن احمد به راه افتاده بود، سهم بسزایی داشت. این شورش از طرف «مرداویج زیاری»[۱۱] صورت گرفته بود بلعمی با ارسال نامه‌ای مرداویج را که از شهر ری به سوی گرگان لشکر کشیده بود او را از نبرد با امیر سامانی منصرف ساخت، «من صلاح نمى‌دانم تو با یک پادشاهى که صد هزار مرد نبرد از غلامان خود و بندگان پدر گرد او مى‌گردند، نبرد کنى بهتر این است که تو گرگان را ترک کنى و براى حکومت رى با پرداخت مبلغى مالیات موافقت نمائى»[۱۲] مرداویج این پیشنهاد را پذیرفت و با امیر سامانی صلح کرد و برگشت.[۱۳]

در زمان نصر بن احمد سامانی قبل از بلعمی، ابوالفضل بن یعقوب نیشابوری و پس از بلعمی ابوعبدالله جیهانی به وزارت رسیدند.[۱۴]

وی در زمان وزارتش دستور ترجمه کلیه و دمنه از عربی به فارسی را صادر کرد و به فرمان او بود که رودکی آن را به نظم درآورد.[۱۵] پسر او ابوعلی بلعمی وزیر منصور بن نوح سامانی شد و کتاب تاریخ بلعمی را از عربی به فارسی ترجمه کرد.[۱۶]

ابوالفضل بلعمی نه تنها وزیر کاردانی بود، بلکه در جنگ‌های سامانیان با دشمنانشان نیز شخصا شرکت کرد و در سال ۳۰۸ق. در جنگی به سرداری حمویه بن علی با لیلی بن نعمان دیلمی شرکت داشت که این جنگ با پیروزی حمویه و قتل لیلی بن نعمان خاتمه یافت.[۱۷] او در سال ۳۲۶ از وزارت عزل شد.[۱۸] علت عزل وی همانند نحوه مرگش چندان روشن نیست.[۱۹]

مقام علمی

ابوالفضل بلعمی شاگرد محمد بن عمرو مروزی و محمد بن نصر مروزی بوده است.[۲۰] وی از عالمان ادیب و اهل بلاغت بوده است. بنا به نقل ذهبی ید طولایی در انشاء و بلاغت داشت.[۲۱]

وی به علم و علما احترام می‌گذاشت و رای و تدبیر او بسیار موثر بود.[۲۲]

ناصر خسرو در قصیده ای با مطلع

ای آدمی به صورت و بی هیچ مردمی

چونی به فعل دیو چو فرزند آدمی

آورده است:

نامی نکو گزین که بدان چون بخوانمت

درجانت شادی آید و در دلت خرمی

بوالفضل بلعمی بتوانی شدن به فضل

گرنیستی به نسبت، بوالفضل بلعمی[۲۳]

کتاب «تلقیح البلاغه» از مهم‌ترین آثار ابوالفضل بلعمی است.[۲۴] کتاب «المقالات» از دیگر آثار مهم اوست.[۲۵] از دیگر آثار او می‌توان به الشامل، مفاخر المقاله فی اللغه، ملتقط الفتاوی و نظم الجمان اشاره کرد.[۲۶]

وفات وی

طبق قول مشهور وفات وی در سال ۳۲۹ هجری بوده است.[۲۷]

سمعانی می‌نویسد: وی در شب دهم ماه صفر ۳۲۹ از دنیا رفت.[۲۸]

برخی به وفات او در سال ۳۲۵ اشاره کرده‌اند.[۲۹]

نرشخی می‌نویسد: این که برخی نوشته‌اند وی در زمان امیر نوح بن نصر و به دستور وی به قتل رسید درست نیست، چرا که وی در سال ۳۲۹ درگذشته و زمان نوح بن نصر را درنیافته است.[۳۰]

ابوعلی بلعمی

محمد بن محمد بن عبیدالله التمیمی البلعمی معروف به ابوعلی بلعمی در بخارا تولد یافت. در ارتباط با دوران کودکی و ایام ابتدایی زندگی‌اش اطلاع چندانی در دست نیست. وی فرزند بلعمی بزرگ، ابوالفضل محمد بن عبیدالله بلعمی (م ۳۲۹) است.[۳۱]

دوران وزارت

پس از دوره وزارت یوسف بن اسحاق نوبت به وزارت ابوعلی محمد بن محمد بلعمی رسید.[۳۲] او اولین بار در سال ۳۴۹ هجری به وزارت عبدالملک بن نوح سامانی رسید.[۳۳]

بلعمی علاوه بر وزارت عبدالملک بن نوح، وزیر منصور بن عبدالملک بن نوح سامانی نیز بوده است.[۳۴]

وی در دوران وزارتش با «الپتگین» ارتباط بسیار نزدیکی داشت و هیچ کاری بی‌علم و مشورت او انجام نمی‌داد.[۳۵] الپتگین که موسس سلسله غزنویان داماد وی بوده است، در دوره عبدالملک سامانی فرمانده کل خراسان بود، او بعدها به غزنه رفت.[۳۶] ابوعلی بلعمی و آلپتگین به عنوان دو دوست، متحد و پشتیبان یک دیگر بودند.[۳۷] بلعمی حتی بعضا امور سیاسی مملکت را با مشورت با الپتگین انجام می‌داد.

ثعالبی در یتیمه الدهر مکرر از ابوعلی بلعمی نام می‌برد و از جمله از ابوالحسن علی بن حسن اللحام اشعاری در هجو او نقل کرده است.[۳۸]

ابو علی بلعمی و ترجمه تاریخ طبری

ابو علی بلعمی همانند پدرش در نشر زبان فارسی تاثیر بسیار گذاشت و با ادیبان آن دوره از جمله ابوبکر خوارزمی(م۳۸۳ یا ۳۹۰) دوستی و مکاتبه داشت.[۳۹]

یکی از کارهای با ارزش و ماندگار ابوعلی بلعمی، ترجمه و تلخیص تاریخ الرسل و الملوک یا تاریخ طبری است. این کتاب تاریخی به دستور منصور بن نوح سامانی که حکومت را پس از برادرش عبدالملک در دست داشت، در سال ۳۵۲ که هنوز نیم قرن از وفات طبری نگذشته بود به فارسی ترجمه و تلخیص شد.[۴۰]

این ترجمه که شامل تمام تاریخ طبری است، ترجمه صرف و بدون تغییر این کتاب نیست. تفاوت کار بلعمی با طبری در این است که بلعمی نام روات و اسناد را حذف کرده، و از ذکر روایات مختلف در یک مورد که در اصل عربی ذکر شده، احتراز کرده است. او از اختلاف روایت‌های بر یک روایت که در نزد مولف یا مترجم مرجح به نظر رسیده، اکتفا جسته است و هر جا روایتی ناقص یافته آن را از مآخذ دیگر و در متن کتاب نقل کرده است و اشاره نموده که محمد بن جریر طبری این روایت را نیاورده است.[۴۱]

دیوید مورگان نیز معتقد است «این اثر ابوعلی بلعمی را نمی‌توان تنها ترجمه صرف کتاب تاریخ طبری دانست.[۴۲]

سید ابوالقاسم فروزانی می‌نویسد: «از آن جا که ترجمه‌ای که بلعمی از کتاب تاریخ الرسل و الملوک به عمل آورده با حذف اسناد طولانی و نیز روایات متعدد در باب حادثه واحد همراه بوده و نیز در بعضی موارد به خصوص در مورد تاریخ باستانی ایران نکته‌هایی در بردارد که در اصل کتاب تاریخ طبری نیست، می‌توان این ترجمه را که به تاریخ بلعمی معروف است کتاب تاریخ مستقلی به شمار آورد و قدیمی‌ترین تاریخ عمومی فارسی دانست.[۴۳] اثر بلعمی علاوه بر اضافاتی که درباره پیدایش جهان و عقاید ایرانیان در باب آغاز آفرینش آدم(ع) و …دارد، حوادث را تا سال ۳۵۵ هجری ذکر کرده است در حالی که در تاریخ طبری حوادث تنها تا سال ۳۰۲ آمده است بنابراین، این بخش، پیوستی بر تاریخ طبری محسوب می‌شود.

ترجمه تاریخ طبری که برخی نام آن را «تاریخنامه طبری» خوانده‌اند، ماخذ و مرجع بسیاری از ترجمه‌های دیگر؛ مانند ترجمه ترکی شده است. زیرا به واسطه اطناب و تفصیل تاریخ طبری و زیادی حجم آن و اختصار و شیوایی ترجمه بلعمی مورد توجه قرار گرفته است.[۴۴]

برخی معتقدند ترجمه تاریخ طبری توسط ابوعلی بلعمی شخصا صورت نگرفته، این ترجمه توسط دبیران وی انجام گرفته است. محمد روشن مصحح تاریخ‌نامه طبری می‌نویسد:« ابوعلی بلعمی از پایه و مایه دانش، بهره چندانی نداشته و در این کار واسطه‌ای بیش نبوده و ترجمه ناب این اثر توسط دبیران و منشیان دانشمند و گمنام دیوان سامانیان انجام شده است. سه تن یا سه گروه در این کار اهتمام ورزیده‌اند.»[۴۵] اما برخی معتقدند برای این ادعا دلیل کافی در دست نیست.[۴۶]

در ارتباط با نام این کتاب نیز باید گفت برخی نام تاریخ بلعمی[۴۷] را برای این اثر مورد استفاده قرار می‌دهند. اما برخی نام «ترجمه تاریخ طبری»[۴۸] و یا «تاریخنامه طبری» را درست می‌دانند. مصحح این اثر در مقدمه آن، ذکر عنوان «تاریخ بلعمی» را برای این کتاب نادرست شمرده است. ایشان آورده است: «سپاس خدای را که تاریخنامه طبری که به نادرست در پاره‌ای از نگاشته‌های پارسی «تاریخ بلعمی» خوانده شده است… به انجام رسید.»[۴۹]

وفات بلعمی به سال ۳۶۳ هجری بوده است.[۵۰] برخی هم سال وفات او را ۳۸۳ هجری ذکر کرده‌اند.[۵۱]

منابع :

[۱]. بغدادی، اسماعیل باشا، هدیه العارفین، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی تا، ج۲، ص ۳۴

[۲] .حموی، یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دارصادر، ۱۹۹۵، دوم، ج۱، ص ۴۸۵

[۳] .ابن ماکولا، اکمال الکمال، داراحیاء التراث العربی، بی جا، بی تا، ج۷، ص ۲۷۸

[۴] .ذهبی، تاریخ الاسلام، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۷، ج۲۴، ص ۲۷۲ و ذهبی، سیر اعلام النبلاء، بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۱۳، ج۱۵، ص ۲۹۱

[۵]. سمعانی، عبدالکریم، الانساب، بیروت، دارالجنان، ۱۴۰۸، اول، ج۱، ص ۳۹۱

[۶]. بلعمی، تاریخ نامه طبری، تحقیق محمد روشن، تهران، سروش، ۱۳۱۸، دوم، مقدمه ص ۱۶

[۷]. همان، مقدمه ص ۳۷-۳۶

[۸]. نرشخی،ابی بکر محمد بن جعفر، تاریخ بخارا، تهران، توس، ۱۳۶۳،دوم، ص ۳۴۸-۳۴۷ و ذهبی، سیراعلام النبلاء، پیشین، ج۱۵، ص ۲۹۱

[۹]. نرشخی، پیشین،‌ص ۳۴۸

.[۱۰] همان، ‌ص ۳۴۸

.[۱۱] وی اولین حکمران آل زیار است که از سال ۳۱۵تا سال ۳۲۳ حاکم طبرستان بوده است.

[۱۲] ابن اثیر، پیشین، ج ۱۹، ص ۲۸۸-۲۸۹

[۱۳] همان، ج ۱۹، ص ۲۸۹

[۱۴] مقدسی، ابوعبدلله محمد بن احمد،احسن التقاسیم، قاهره، مکتبه المدبولی، ۱۴۱۱، سوم،‌ص ۳۳۷

[۱۵] بلعمی،‌پیشین، مقدمه ص ۱۶

[۱۶] همان، ص ۱۵

[۱۷] گردیزی، عبد الحی بن الضحاک،زین الاخبار،تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۳ ، اول، ص ۱۹۲ و ابن اثیر، پیشین، ج۱۹، ص ۱۶۷-۱۶۸ و نرشخی، ص ۳۴۸

[۱۸] نرشخی، پیشین، ص ۳۲۲ و صفا، ذبیح الله ، تاریخ ادبیات در ایران،تهران، فردوس، ۱۳۷۸، هشتم، ج۱، ص ۶۱۹

[۱۹] حداد عادل، غلامعلی، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دایره المعارف اسلامی، ۱۳۸۶، دوم،‌ج ۴، ص ۵۱

[۲۰] ذهبی، تاریخ الاسلام، پیشین، ج۲۴، ص ۲۷۲

[۲۱] همان، ‌ج۲۴، ص ۲۷۲

[۲۲] سمعانی، پیشین،‌ج۱، ص ۳۹۱ و نیشابوری، حاکم، تاریخ نیشابور، تهران، آگه، ۱۳۷۵، اول،‌ص ۱۴۶

[۲۳] بلعمی، تاریخ نامه طبری،پیشین، مقدمه ص ۳۷

[۲۴] حاجی خلیفه، کشف الظنون، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی تا،‌ج۱، ص ۴۸

[۲۵] ذهبی، سیراعلام النبلاء، پیشین،‌ج۱۵، ص ۲۹۱ و عمر کحاله، معجم المولفین، بیروت، مکتبه المثنی، بی تا،‌ج۱۰، ص ۲۳۹

[۲۶] بغدادی،‌اسماعیل باشا، پیشین، ج۲، ص ۳۴

[۲۷] نرشخی، پیشین،‌ص ۳۴۹ و ابن ماکولا، پیشین، ج۷، ص ۲۷۸

[۲۸] سمعانی، پیشین، ج۱، ص ۳۹۱

[۲۹] بغدادی، پیشین، ج۲، ص ۳۴

[۳۰] نرشخی، پیشین، ص ۳۴۹

[۳۱] تهرانی، آغا بزرگ، الذریعه ، بیروت، دارالاضواء، بی تا، ج۳، ص۲۲۲ و صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیات ایران، فردوس،‌۱۳۷۸، هشتم، ج۱، ص ۶۱۹

[۳۲] نرشخی، ابو بکر محمد بن جعفر،‌تاریخ بخارا،تهران، توس، ۱۳۶۳، دوم، ص ۳۵۰

[۳۳] حداد عادل، غلامعلی، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دایره المعارف اسلامی، ۱۳۸۶، دوم،‌ج۴، ص ۵۱

[۳۴] گریزی، عبدالحی بن ضحاک، زین الاخبار، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۳ ، اول، ص ۳۵۴ و مستوفی ، حمدالله، تاریخ گزیده، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، سوم، ص ۳۸۳

[۳۵] گردیزی، پیشین،‌ص ۳۵۶ و جوزجانی، منهاج سراج، طبقات ناصری، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۳، ص ۲۱۱

[۳۶] سرپرسی سایکس، تاریخ ایران، ترجمه سید محمد تقی فخرداعی گیلانی، تهران، افسون، ۱۳۸۰، هفتم، ج۲، ص ۳۵

[۳۷] گردیزی، پیشین، ص ۳۵۶

[۳۸] ثعالبی، یتیمه الدهر، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۳، ج۴، ص ۱۲۳

[۳۹] حداد عادل، پیشین، ص ۵۲ به نقل از خوارزمی، رسائل ابی بکر الخوارزمی، قسطنطنیه، ۱۲۹۷، ص ۳۰- ۳۱

[۴۰] اقا بزرگ تهرانی، پیشین،‌ج۳، ص ۲۲۲

[۴۱] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، ۱۳۷۵، پنجم موخره، ج۱۶، ص ۵۶-۵۵ به قلم مترجم

[۴۲] مورگان، دیوید، ایران در قرون وسطی ، ترجمه عباس مخبر، تهران، طرح نو، ۱۳۷۳، ص ۲۹

[۴۳] فروزانی، سید ابوالقاسم ، تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره سامانیان، تهران، سمت، ۱۳۸۷، چهارم، ص ۱۸۴

[۴۴] طبری، پیشین، مقدمه، ص ۵۶ به قلم مترجم

[۴۵] بلعمی، ابوعلی، تاریخ نامه طبری ، تهران، سروش، سوم، مقدمه محمد روشن، ج۱، ص ۱۲

[۴۶] حداد عادل، پیشین، ص ۵۲ به نقل از استوری، چارلز امبروز،‌ادبیات فارسی بر مبنای تالیف استوری،‌ترجمه آرین پور و ایزدی و کشاورز، تهران، منزوی، ۱۳۶۲ ج۲، ص ۴۲۷

[۴۷] فروزانی، پیشین، ص ۱۸۴

[۴۸] قدیانی، عباس، فرهنگ جامع تاریخ ایران، تهران، آ رون، ۱۳۸۷، ششم، ج۱، ص ۷۸

[۴۹] بلعمی، ابوعلی، پیشین،‌ج۱، ص ۱۱

[۵۰] نرشخی، پیشین، ص ۳۵۰

[۵۱] بلعمی، پیشین، ج۱، ص ۱۵ مقدمه به قلم مصحح محمد روشن و حداد عادل، پیشین،‌ج۴، ص ۵۱

درباره‌ی فریبا کلاهی

روزنامه نگار و مدیر مسئول پایگاه خبری آیین باور

همچنین ببینید

بازار شب یلدا تحت کنترل است

بازرسان کرج بین مردم در بازار عرضه میوه و تنقلات شب یلدا/ تخلفات نظارت و …

وزیر بهداشت اعلام کرد: ورود نهادهای امنیتی به ماجرای کیک‌های آلوده

آیین باور – وزیر بهداشت در جمع خبر نگاران و در پاسخ به سوالی درخصوص‌ …

پروژه های راه سازی البرز با سرعت در حال تکمیل است

نماینده عالی دولت در استان البرز گفت: توسعه و تسریع در پیشرفت پروژه های راه …

دیدگاهتان را بنویسید