خانه / ادبیات / چهار سخنگوی وجدان بیدار ایرانی (فردوسی، سعدی، حافظ و مولوی)

چهار سخنگوی وجدان بیدار ایرانی (فردوسی، سعدی، حافظ و مولوی)

✍️ یاداشت‌های دکتر محمد‌علی اسلامی ‌نُدوشن ادیب و شاهنامه پژوه

پیام شعر در زبان پارسی، با زبانهای دیگر یکسان و همانند نیست. در زبانهای دیگر شعر را بیشتر برای شادی و کام‌‌ جویی‌های هنری می‌خوانند. ولی ما افزون بر آن، می‌خواهیم از شعر پارسی بیاموزیم، و بدانیم که؛ چه و که بوده‌ایم؟

در دوران پس از چیرگی تازیان، تاریخ ایران بگونه‌ای پیش رفت، که ایرانیان ناچار شدند، سخن شاعرانه و شعر را بسان رخت جنگی به تن کنند. و آنرا چون سامانه‌ای پدافندی (دفاعی)، برای پاسداری از زبان و فرهنگ خود بکار گیرند.

«از بد حادثه اینجا به پناه آمده‌ایم»

از این ‌روی سوژه‌های شعر و ادب پارسی، زیر سایه فرهنگ و هوش ایرانی، بیش از هر چیز دیگر، بگونه‌ای سازگار با نیازهای روحی و اجتماعی مردم این مرز و بوم، برگزیده شد، و سامان یافت.

ما در آن دوران از تاریخ خود، چیزهای بسیاری را از دست دادیم. و در ازای آنها چند یادگار بزرگ ادبی برایمان بجای ماند. این نشان میدهد، که در هر حال، ایرانیان در گیر و دار رخدادهای تلخ تاریخی، امید و سرزندگی خود را از دست نداده‌اند.

اکنون باید ببینیم، که در این روزگار با دگرگونی‌های شگرفی که در کار جهان پیش آمده است، پیام ما از شعر پارسی، برای خود و دیگران چیست؟

پیام شعر سرشتی دوگانه‌ای دارد. از یک سو ما را بسوی بلندی و والایی فرا می خواند، و از این راه ما را کمک می‌کند، تا پوسته‌ای را که زندگی مُدرن از فلز بر روح ما کشیده، دگرگون و کم‌رنگ سازیم.

امّا از سوی دیگر، باید هشیار باشیم، که با لا‌لایی شعر در خواب فرو نرویم. و از بیداری باز نمانیم. اندیشه اشراقی، اگر به سراشیبی بیفتد؟ به نازایی و آشفتگی می‌انجامد. بنابراین اندیشه‌هایمان باید خردمندانه و سامانمند شود. تا موازنه‌ای میان اندیشه و احساس پدید آید. زندگی در دنیای امروز خردمندی و اندیشه تازه‌ای می‌خواهد.

اگر بپذیریم که پندار و اندیشه مادرِ کردار است، باید درخت اندیشه را همواره سرسبز نگاه داشت. شعر پارسی چون برآیند تجربه‌ دیر هنگام و پیوسته ایرانیان در این سرزمین پُر ماجراست، هیچ سخنی نیست، که ناگفته گذارده باشد، و هیچ نکته‌ای از جهان اندیشه نیست، که نکاویده باشد، با بیانی بسیار دلنشین. و به این علّت است، که زمانی از دروازه چین تا کناره‌های مدیترانه، و از جیحون تا رود سِند را، در قلمرو خود داشته است.

چهار سخنور بزرگی که در اینجا از آنها یادکردیم، نموداری از نامیرایی آتشی‌ست، که در دل ماست. ادب پارسی سراسر، رو به گشایش، روشنایی، گرمی و کاوش داشته است. اگر ایرانی در آن دوره از تاریخ، بیشتر وقت خود را به سخنوری گذرانده، برای آن است، که راهِ کردار در برابرش خالی از سنگلاخ نبود. اکنون دیگر زمان آن رسیده، که از سخن فراتر رود. و به کردار روی‌آورد. چون ناگزیر است، چنین کند. زیرا جریان ‌هستی‌ ایران، در گِرو کار و تلاش ایرانیان است.

در ادبسار پارسی آمیختگیِ شگف انگیزی از شادی و اندوه دیده می‌شود. از یک سو در طبع ایرانی شادی و بهار است، و از سوی دیگر هیچگاه زندگی او خالی از چاشنیِ غم و اندوه نبوده است. که شاهنامه و سایر کتابها گواه آنند.

باید امیدوار باشیم. و با بهینه سازی دیدگاه هایمان، اندوه و ناامیدی ها را، به شادی و امیدواری دگرگون سازیم.

باید گفت؛ که ایرانی در همه دوران‌های سخت، به شعر پارسی پناه برده، و بیاری آن از غم و اندوه رهایی یافته است.

گیتی به درد و رنج مرا کشته بود اگر
پیوند عمر من نشدی نظم جان فزای

درباره‌ی فریبا کلاهی

روزنامه نگار و مدیر مسئول پایگاه خبری آیین باور

همچنین ببینید

پیشرفت پروژه کتابخانه مرکزی البرز بررسی شد

نماینده عالی دولت در استان البرز با حضور در پروژه کتابخانه مرکزی البرز از نزدیک …

۲۲۵ تن زباله تولید روزانه شهروندان فردیس

سرپرست مدیریت پسماند شهرداری فردیس از تولید روزانه ۲۲۵ تن زباله در این شهر خبر …

پهلوان رایحه حامی ورزش باستانی بانوان

گفت و گوی آفتاب یزد با بانویی که ورزش باستانی و حضور در گود زورخانه …

دیدگاهتان را بنویسید