خانه / آخرین نوشته / ۱۰۳ سال پس از نیما و خانه ای که قهوه خانه می شود

۱۰۳ سال پس از نیما و خانه ای که قهوه خانه می شود

 علی اسفندیاری که بعدترها نیما یوشیج شد، شاعری است که بیش از هر شاعر دیگری در راه تجدد واقعی در شعر فارسی تلاش کرد و این امر را هدف شاعری خود قرار داد.

خانهٔ نیما یوشیج بنایی است مربوط به دورهٔ محمدرضا پهلوی واقع در خیابان دزاشیب تهران. طبق گفتهٔ کامیار عابدی، نیما یوشیج بخش عمده‌ای از زندگی‌اش را در این خانه گذرانده‌است. به گفتهٔ شراگیم یوشیج نیما این خانه را با وامی که همسرش، عالیه جهانگیر، از بانک ملی گرفت ساخت. با مرگ نیما یوشیج در سال ۱۳۳۸ و عالیه جهانگیر در ۱۳۴۳، شراگیم خانه را در سال ۱۳۴۵ فروخت. خانه ۵ اتاق دارد: ۴ اتاق تودرتو و اتاقی جدا از سایر اتاق‌ها که گفته می‌شود اتاق نیما بوده‌است. ایوان ورودی ساختمان ۸ ستون آبی‌رنگ با سطح مقطع دایره‌ای‌شکل دارد. مساحت زیربنای آن ۱۶۰ متر مربع و مساحت کل زمین ۶۸۰ متر مربع است. سقف بنا شیروانی است و در حیاط آن درختانی قدیمی دیده می‌شود.

ثبت ملی

این اثر در سال ۱۳۸۰ با شمارهٔ ۴۶۰۳ ثبت ملی شد اما در آبان ۱۳۹۶ با شکایت مالکین وقت به دلیل آنچه «نبودن اسناد ارتباط خانه با نیما یوشیج» عنوان شد با حکم دیوان عدالت اداری ایران از فهرست خارج شد با استعلام سازمان میراث فرهنگی از سازمان اسناد ایران و اثبات مالکیت نیما یوشیج بر خانه، بنا «واجد ارزش» شناخته شد و بهمن ۱۳۹۶ دوباره وارد فهرست آثار ملی ایران شد

چنی پیش شهروند متن تلخی در این باره نوشت :
سال‌هاست، در این کوچه، خانه ها عقب نشسته اند و باغ ها به ساختمان های تنگ چند طبقه تبدیل شده اند. بساز و بفروش ها منتظرند که این خانه هم به چنگشان بیفتد تا سهم خیابان عریض شده را بدهند و باقی را بسازند و ببرند بالا. خانه نیما با سقف شیروانی و هشت ستون آبی اش وسط ساختمان‌های یک شکل سنگی، زیبای خفته است؛ بیغوله‌ای که ١۶ سال پیش وقتی دیوار بیرونی اش را تخریب کردند، «سیمین دانشور» به دادش رسید و در فهرست آثار ملی ثبتش کردند تا سه سال پیش که دیگر اسباب و اثاثیه زندگی هم در آن نماند و سازمان میراث فرهنگی هم یادش رفت که باید مراقبش باشد. ٢ ماه و ١٢ روز پیش صاحب خانه آمد و تابلوی شماره ۴۶۰۳ را از دیوار خانه برداشت و قصه به امروز رسیده که خریدار افتاده به متر کردن خانه تا ببیند بعد از عقب نشینی چقدرگیرش خواهد آمد و سفره خانه جای چند تخت و قلیان خواهد داشت مرد خریدار وقتی می شنود که روز یکشنبه ١۵ نفر با چکش در خانه را باز کرده اند، عصبانی می‌شود و می گوید:«کی؟ کِی؟ کسی حق نداشته. آقای مسجدی، مالکش رفیقمه. همین دیشب با هم بودیم.» اسمش «آقای نوری» است….

فریده رهنما – یکی از بازماندگان خاندانِ دست به قلم «رهنما» برای نگه‌داری این خانه‌ی ارزشمند آسیب دیده و زحمت به جان خریده که دیگر نایی برای ادامه‌اش ندارد، او اکنون قصد دارد «خانه‌ی به ارث رسیده‌ی قاجاری‌اش را بفروشد و جای آن خانه‌ی پهلوی «نیما یوشیج» چند خیابان آن‌طرف‌تر بخرد. خانه‌ای که هر چند، چند صد متر کوچکتر از خانه‌ی خود اوست، اما خیالش راحت‌تر است که همسایگان‌اش قَدرِ بیشتری برای آن خانه می‌دانند و با هجمه‌ای که به یاد نیما در طول یک سال گذشته اتفاق افتاده، می‌تواند قدری آسوده‌تر به نوشتن کتاب‌ها و چاپ آن‌ها فکر کند؛ شاید زیر سایه نام نیما…

وضعیت خانه نیما یوشیج در تهران

چندی پیش رئیس کمیسیون فرهنگی شواری اسلامی شهر تهران در خصوص وضع موجود خانه نیما یوشیج گفت: مالک این خانه اصرار دارد که به هر طریق ممکن این ملک را تخریب و نوسازی کند و چون شهرداری به منظور حفظ آن پروانه ساخت نمی دهد، آن را رها کرده و به این روز انداخته است.خانه نیما یوشیج وضع بدی دارد و کسی که در پی غفلت دستگاههای مسئول آن را خریداری کرده، حاضر به فروش آن نیست و برای تخریب این خانه و تبدیل آن به ساختمانی بلند از هیچ تلاشی دریغ نمی کند.با پیشنهاداتی که استاد شفیعی کدکنی برای کمک داده است، رسیدگی به آن جزو اولویت‌های کاری فرهنگی شهرداری است. وی با تأکید بر اینکه سازمان میراث فرهنگی وظیفه ثبت آنجا را برعهده دارد، گفت: شهرداری موظف نشده که به خرید خانه نیما کمک کند، بلکه باید کمک کند تا آن مکان حفظ شود.

چرا نیما مهم است
نیما در ابتدا به روال زمان شعر می‌گفت و با شاعران زمان خود، مثل ملک‌الشعرا، علی اشتری و علی‌اصغر حکمت نشست‌ و برخاست داشت. شعرهای این دورهٔ او، نوعی تقلید از شیوهٔ سرایش کلاسیک فارسی است؛ اما آشنایی او با ادبیات کلاسیک فارسی چنان نیست که غرق در آن شود. نیما در سال۱۳۰۱ «افسانه» را می‌سراید که فصلی جدید در شعر فارسی و عملاً آغازگر شعر نوست. این شعر مخالفت‌های قُدمایی‌‌ها را در پی دارد، هرچند که بسیاری از تجددگرایان این شعر را ستودند. افسانه نقطهٔ ذوق نیماست که او را از کهن‌سرایی به تجدد متوجه ساخت.
نیما پس از افسانه، از سال۱۳۰۱تا۱۳۱۶ دست به آزمایش‌های مختلف می‌زند و اشعار دیگری را در قالب‌هایی مثل رباعی، قطعه و قالب شعر افسانه، برای تکامل آن فرم، می‌سراید. در این فاصلهٔ زمانی، او شعر «خانوادهٔ یک سرباز» را می‌سراید که نشان می‌دهد وی نه تنها از بیان و فکر رمانتیکی افسانه دور شده‌ است و به نوعی واقع‌گرایی هنری نزدیک می‌شود، بلکه نوعی تفکر و اندیشه انسانی و اجتماعی را در‌می‌یابد و از بُعد غنایی به سوی شعر اجتماعی حرکت می‌کند
اما نقطه‌ای که شعر نو در آن، به معنای واقعی کلمه، متولد می‌شود، با سرودن شعر «ققنوس» رخ می‌دهد. این شعر علاوه‌ بر ویژگی‌های ادبی، از نظر روایت‌شناسی نیز تغییر عمده‌ای در شیوهٔ شاعری نیما به شمار می‌رود و عملاً نیما را شاعری نمادگرا می‌کند

درباره‌ی فریبا کلاهی

روزنامه نگار و مدیر مسئول پایگاه خبری آیین باور

همچنین ببینید

افزایش ۵ برابری آمار فوت و ابتلای کرونا در البرز

آیین باور_ اطلاعیه شماره (۲) کمیته امنیتی، اجتماعی و انتظامی مدیریت بیماری کرونا استان البرزدر …

تئاتر بچه های مسجد جریانی پویا و متعهد

آیین باور: تئاتر بچه های مسجد جریانی پویاست که می تواند به تئاتر متعهد جانی …

روز جهانی قربانیان ترافیک گرامی باد

Covidiot نوع مدرنی از (Idiot) ابلهان هستند که اصول قرنطینه را رعایت نمیکند و به این شکل جان خود و دیگران را به خطر می اندازد. روزتان مبارک

دیدگاهتان را بنویسید