یادداشت

زنده‌کردن آیین افتادگی و برادری جنسیت نمی شناسد/ یادداشتی بر تقدس گود زورخانه و ناپاکی بانوان ایرانی !

یادداشتی بر تقدس گود زورخانه و ناپاکی بانوان ایرانی !
زنده‌کردن آیین افتادگی و برادری جنسیت نمی شناسد/ یادداشتی بر تقدس گود زورخانه و ناپاکی بانوان ایرانی !

یادداشت آیین باور -فریبا کلاهی /روزنامه نگار فعال فرهنگی / دبیر سابق کمیته فرهنگی هیات پهلوانی و زورخانه ای استان البرز:.... متاسفانه، برخی ورزشکاران قدیمی و عده کمی از جوانتر های این رشته تا جایی انحراف معیارپیدا کرده اند که  گود زورخانه را تقدس بخشیده و از آن بدتر زنان را نامقدس و نا«پاک» خوانده  ورودشان را به گود زورخانه ممنوع می دانند!

در آغاز هزاره سوم، تبعیض جنسیتی در هیچ کجای جهان پسندیده نیست. به ویژه در ورزش که هیچ کشوری چنین برخوردهایی را نمی پذیرد جز ایران! حال چه رسد به ورزشی که ریشه درتاریخ یک ملت دارد و مدعی جوانمردی و «پهلوانی» است. اگرچه ورزش«پهلوانی و زورخانه ای »سالهاست توسط زنان و مردان انجام می شود و دربرخی استانهای کشور و خارج  از کشور تیم های بانوان به طور غیر رسمی فعالند، در سالهای اخیر به منظور پیشگیری از جدی شدن حضور رسمی و فدراسیونی بانوان به گود های زورخانه؛ تحرکاتی انجام می شود که دون شان کشور نام آوری چون ایران و ورزشی باستانی با دست مایه «پهلوانی»  است.

 

 ایستادگی در مقابل مظاهر اهریمن دروغ، تجاوز، پلیدی، تفرقه، ناجوانمردی، سستی و تنبلی و خشکسالی وظیفه ای همگانی است و در ادیان باستانی و معاصر نیز هردو جنس را به یاری می طلبد. آیین پهلوانی با ریشه باستانی، و راه یافته در میترائیسم، صوفیه و اسلام نیز نوعی نیایش تلقی می شد که ، از دیرباز در کشور ما شناخته شده بود .بی آنکه کلامی از جنسیت به میان باشد. شاید که حضور هر دو جنس به غایت بدیهی بوده شایدهم خیر. اما حرفی از ممنوعیت زنان در هیچ کجای شنیده ها و خوانده ها یافته نشده است. درحالی که نام گردآفرید و دیگر زنان «پهلوان» در شاهنامه و تاریخ معاصر بارها و بارها تکرار شده است. زیرا جوانمردی و «پهلوانی»   جنسیت نمی شناسد.

 

متاسفانه، برخی ورزشکاران قدیمی و عده کمی از جوانتر های این رشته تا جایی انحراف معیارپیدا کرده اند که  گود زورخانه را تقدس بخشیده و از آن بدتر زنان را نامقدس و نا«پاک» خوانده  ورودشان را به گود زورخانه ممنوع می دانند!

اگر باورداریم مراتب جوانمردی درمیان ایرانیان به سه دسته "سخا : یعنی هرچه را دارد دریغ نکند." "صفا : یعنی سینه را پاک کند." "وفا:  یعنی با خدا و خلق خدا وفا کند." تقسیم می شود،کدام یک از این مراتب نقش جنسیتی دارد و زنان شایستگی ورود به آن را ندارند؟ حال آنکه تاریخ لبریز است از نشانه های توانمندی فوق بشری بانوان ایران و جهان در وفاداری ،صفا و صمیمیت و سخاوت و از خود گذشتگی .

براساس پژوهش هایی که شخصا انجام داده یا به صورت جمعی و مستند سازی با همکاری فعالان ورزش باستانی بانوان تجربه کرده ام، تا کنون حتی یک دلیل علمی ، منطقی برای مخالفت با حضور بانوان در گود زورخانه نیافتم و آنانکه محتاط تر بودند ورزش در منزل را  توصیه کرده ورود به گود را مطلقا مناسب زنان نمی دانستند. شعار "گود مقدس است زنان نباید به آن راه یابند" چنان توهین آمیز است که هر فرد بی طرفی نیز بر ناپسندی آن اذعان دارد. متاسفانه برخی مدیران کل ورزش کشور نیز در این گروه قرار داشته با فشار بر فدراسیون جهانی و فدراسیون ملی از تصویب حضور رسمی بانوان جلوگیری نموده و آینده حضور مردان طلایی این ورزش را در مجامع جهانی و المپیک نا ممکن ساخته اند. چگونه می شود به روایات  مجعول پیشکسوتانی ایمان آورد که ورزش صددرصد ایرانی و ثبت ملی شده خود را فدای تعصبات کور می کنند؟ کسانی که مادران و خواهرانشان را ناپاک می خوانند.

آیا دخت پیامبرنبود که خامس آل عبا شد؟ مادر مقتدای پهلوانان علی (ع)نبود که برای زایمان به درون کعبه دعوت شد؟  مریم نبود که روح خداوند عیسی را درون او دمید؟ یا هاجر نبود که در کعبه مدفون شد و سعی او برمردان حج گزار واجب؟ شاید گود زورخانه از خانه خداوند مقدس تر است که زنان را به خانه خود راه می دهد و ورزشکاران باستانی به گودسیمانی خود خیر؟

ثبت نظر