فرهنگی و هنری

خوشنویسی که نسیه گرفت اما هنرش را نفروخت

۲۹ مرداد سالروز درگذشت ميرزامحمدرضاكلهر
خوشنویسی که نسیه گرفت اما هنرش را نفروخت

میرزای کلهر یکی از افراد ایل بزرگ کلهر در ناحیه غرب ایران و کرمانشاه بود. گرایش به خوشنویسی در افراد ایلِ کلهر، سابقه داشت

(۱۳۴۵ - ۱۳۱۰ ق. / ۱۰۲۷ - ۱۲۷۱ خ.)، مشهور به قُدوةالکُتّاب، مهم‌ترین و نام‌آورترین #خوشنویس روزگار قاجار است. او کسی است که سال‌ها پس از #میرعمادالحسنی استاد خوشنویسِ نامدار روزگار صفویه، توانست در خوشنویسیِ خط نستعلیق طرحی نو دراندازد؛ شیوه تازه‌یی که پیروان بسیاری یافت و نام کلهر را تا همیشه در صحیفه هنر ایران ماندگار کرده است.

میرزای کلهر یکی از افراد ایل بزرگ #کلهر در ناحیه غرب ایران و کرمانشاه بود. گرایش به خوشنویسی در افراد ایلِ کلهر، سابقه داشت و همین، خود می‌توانسته از دلایلِ غیرارادیِ کشیده شدن کلهرِ جوان به هنر خوشنویسی بوده باشد. میرزا محمدرضا کلهر در آغاز جوانی همچون دیگر جوانانِ ایلیاتی به سوارکاری و تیراندازی و به‌طور کلی تن‌ورزی همت گماشت اما پس از چندی به هنر، آن هم از نوعِ خوشنویسی‌اش، روی آورد. در این راهِ تازه، خوشنویسانِ ایلِ کلهر نخستین معلمانِ کلهرِ جوان بودند. روحِ کمال‌طلبِ محمدرضای کلهر اما به این سطح از فراگیریِ فنِّ خط قانع نبود؛ از این‌رو راهی تهران می‌شود تا در محضرِ #میرزامحمدخوانساری که شاگردِ #میرزامحمدمهدیطهرانی ملقب به #کاتب‌السلطان بود، مشق خط کند. کتیبه ایوان شمالی مسجد امام (شاه) بازار تهرانِ اثر استاد میرزا محمدمهدی طهرانی است.

شاگردی میرزای خوانساری نیز پاسخگوی عطشِ اشتیاقِ کلهر به فراگیریِ رموز و دقایق خط نستعلیق نبود، به همین دلیل او کمر همت بست تا سرچشمه را بیابد.  استاد #عباس_اقبال، نویسنده و تاریخ‌نگار نامدارِ هم‌روزگارمان، نوشته است که میرزای کلهر چون استعدادی فوقِ استادیِ استاد داشته، متوجه مقاماتی بالاتر شده، به مشق کردن از روی خطوط اصلی استادان قدیم، مخصوصاً میرعماد قزوینی اشتغال ورزیده و برای این کار به قزوین و اصفهان سفر کرده [است]؛ چنان‌که یک قسمت از ایام جوانی او به مشق کردن از روی کتیبه سردر یکی از حمام‌های قزوین و کتیبه قبر میرفندرسکی در اصفهان، که هر دو از بهترین نمونه‌های خط میرعماد است، گذشته. [کلهر] مخصوصاً از روی کتیبه قبر میرفندرسکی که متضمن غزل معروف حافظ است به مطلع:

روضه خلد برین خلوت درویشان است      
         مایه محتشمی خدمت درویشان است

مدت‌ها مشق می‌کرد و به‌اصطلاح خطاطان، چربه آن را برداشته بود و همراه داشت و آن را بهترین سرمشق‌های خود می‌شمرد.

این عشق و علاقه به هنر خوشنویسی، پشتکار، تمرین‌ و کوشش بسیار در راه رسیدن به این عشق، محمدرضا کلهرِ جوان را از مرتبه شاگردی به مرتبه والای استادی، بلکه استادِ استادان رساند و نامِ او را بر سر زبان‌ها انداخت؛ به‌گونه‌یی که نه‌تنها موجب شد سرشناس‌ترین خوشنویس روزگارِ خود لقب گیرد که نامش نیز برای همیشه در فهرست نامدارترین خوش‌نویسانِ تاریخِ خط و کتابت ایران ماندگار بماند اما با وجود این شهرت و مرتبه‌ والای هنری، میرزا رضای کلهر روحیاتی ویژه داشت که سبب شده بود، به‌ شکلی خودخواسته به کم‌ترین حد از رفاهِ مادی روزگار بگذراند، آن هم با رضا و رغبت.

#عبدالله_مستوفی به زیبایی خلوت عاشقانه استادِ خطاط را توصیف کرده است: میرزا رضای کلهر عاشق مشق بود؛ در شبانه‌روز جز پنج شش ساعتی که صرف خواب و یکی دو ساعتی که صرف خوراک و نماز مختصر می‌کرد، تمام اوقاتش در مشق مستغرق بود. در زمستان به‌واسطه بلندی شب‌ها و در تابستان به‌جهت خنکی هوا، در تمام سال پیش از طلوع فجر بیدار بود و تا وقت خواب غیر از مشق کاری نمی‌کرد. وسط روز در تابستان یک ساعتی می‌خوابید و در زمستان ده بیست دقیقه میان پوستین چرتی می‌زد.

طرز مشق کردنش هم منحصر به خودش بود؛ مثلاً یک هفته مشقِ دایره می‌کرد... بعد از یک هفته مشق دایره‌ی عکس می‌کرد... بعد از آن مثلاً یک هفته مشق مَد می‌کرد؛ خطوطی به بلندی دو سه سانتیمتر موازی و پشت سر هم رسم می‌نمود. این مشق را به مناسبت صدای قلم بر روی کاغذ، خِرت‌خِرت موسوم کرده بود.

ثبت نظر