فرهنگی و هنری

موسیقی ایران جویبار است، نه دریا'

موسیقی ایران جویبار است، نه دریا'

مهدی اخوان ثالث از دلواپسان موسیقی ایران بود وکه پیشنهادهایی برای نیرو بخشیدن به آن داشت

آیین باور-می‌گویند موسیقی ما در روند تکاملی خود و در مقایسه با همزاد دیرینش شعر، به شکلی چشمگیر عقب مانده است. این نکته‌ای‌است که بیش از موسیقی‌دانان، شاعران ما را به اندیشه و کنجکاوی برانگیخته است.

#اخوان پیش از هر چیز از ضرورت حضور شخصیت‌های شجاع جهان دیده یاد می کند و بر نیاز به نوشدن تاکید می‌کند. او می گوید: "شگفتی آور است. موسیقی سنتی ایران که قرن‌ها همراز و هم نفس شعر فارسی بوده، به هر سویی که رفته به دنبالش دویده و از آن نیرو گرفته و به آن نیرو داده است، در جریان نوشدن و پوست انداختن شعر از آن عقب مانده و همچنان بر سر دو راهی نوآوری ایستاده و درجا زده است."

دستیابی به علل این ایستایی تاریخی به یک پژوهش گسترده جامعه شناسانه نیاز دارد، ولی می‌توان با نگاهی گذرا تاثیرگذارترین علت را پیدا کرد: کمبود شخصیت های شجاع جهان دیده که ضرورت نو شدن برای زیستن را دریافته باشند و از ستیزه جویی محافظه کاران سنتی نیز نهراسند.

شعر نو تنها به همت #نیما نبود که خود را پرورانید. پیروان فرهیخته و آگاه او در این کار نقشی به مراتب تاثیرگذارتر ایفا کردند و شعر نو را به منزلت امروزی‌اش رسانیدند.

در قلمرو موسیقی نیز نیمایی دیگر سر برآورد. #علینقی_وزیری همزمان با #نیما دست به کارهای نوآورانه زد و حتی برای آینده موسیقی نطریه‌هایی پرداخت. ولی پیروان صادق اندک او بیشتر در همان حد شاگرد و مرید باقی ماندند و از سرمشق‌های او فراتر نرفتند و به این ترتیب موسیقی نوآورانه در برابر هجوم ستیزه‌جویان سنتی از رشد طبیعی خود بازماند.

امید و نگرانی
عقب ماندگی موسیقی بیش از آن‌که موسیقیدانان سنتی را به اندیشه و تامل وادارد، برخی از شاعران نوآور را به صدا درآورد.

#مهدیاخوانثالث از جمله شاعرانی است که به موقعیت موسیقی ایران توجه نشان داده است. #اخوان از همه وجناتش بر می آید که مجذوب و مفتون #موسیقی_سنتی است. ولی این مجذوبیت مانع از نگرانی او از وضعیت راکد و ایستایی که در آن به وجود آمده است نمی‌شود.

#اخوان موسیقی سنتی را "عمیق، عالی، انسانی و معصوم" تعریف می کند و در توضیح آن از چشم اندازی سخن می گوید که این موسیقی از "ناله ها و غم ها" و احیانا گهگاه سرور طرب‌ را، پیش چشم ما می گشاید. به زبان بی‌زبانی در همین سخن کوتاه غمگین بودن را صفت ویژه این موسیقی به شمار می‌آورد.

او در مورد رابطه با موسیقی غرب می‌گوید که "اصالت و صمیمیت سیمای ملی ما را از بین می برد." بیتی از شاعری را هم چاشنی سخن خود می‌کند:

"زان روز باخت مشرقی پا برهنه، سر/ کاینجا نهاد مغربی سر برهنه، پای"

ثبت نظر