مقالات

 تاريخ و فرهنگ زورخانه و گروه های اجتماعی زورخانه رو

جرعه ای کتاب:
تاريخ و فرهنگ زورخانه و گروه های اجتماعی زورخانه رو

برای رسیدن به مرتبه پهلوانی داشتن بدن رسا، نیرومند، مستعد، هوشنمندی، زیرکی و چالاکی لازم بود.

از اواخر دوره قاجاريه  بنياد اجتماعي زورخانه، رو به دگرگوني نهاد و تناسب تقسيم بندي گروه هاي زورخانه رو، با ازميان رفتن عناصر مادی ومعنوی وزمینه های عینی آن به هم خورد و از آن پس؛ شش دسته که از نظر بنیاد های اقتصادی فاقد ضوابط اجتماعی قدیم بودند ولی تفریبا، همان خصایص گروهی را داشتند به ورزش زورخانه اشتغال جستند:

  • کشتی گیران
  • زورگران
  • عیار نمایان (لوطی ها،گردن کلفت ها ، جاهل ها)
  • شیرین کاران
  • دارندگان مشاغل پردرآمد اصناف کسبه (نه پیشه وران)
  • سادات

 هر کدام از این گروه ها با مقاصد خود در زورخانه ورزش می کردند . ضمنا در صورت ادامه ورزش در تمام عمر پس از طی مراحلی و آموختن آداب و رسوم و فنون و تمریناتی، مثل گذشته ها به حق احتراماتی که هرکدام پایه ای از شئون ورزشی است می رسیدند. هریک از شش گروه مشخصات و خصایصی بدین شرح داشتند:

  • کشتی گیران به سودای نام و رسیدن به مرتبه پهلوانی و بهره مندی از امتیازات و مزایای آن، زیر دست استادان با کشتی گرفتن های پیوسته و آموختن و آموخته شدن به فنون گوناگون با عناوین نوچه و نوخاسته تمرین می کردند. برای رسیدن به مرتبه پهلوانی داشتن بدن رسا، نیرومند، مستعد، هوشنمندی، زیرکی و چالاکی لازم بود. پهلوانان خود نیز مدام ضمن تربیت نوچه به تمرین و حفظ نیرو و از پیش بردن فنون کشتی می کوشیدند.
  • زورگران به ورزش زورخانه پروده می شدند. بدن خود را با افزار ورزش نیرومند می ساختند. سپس زیر دست استادان این حرفه در خارج از زورخانه تمرین می کردند و به مرتبه زورگری می رسیدند که از جمله پاره کردن مجمع مسی، کردن میله آهنی، برداشتن وزنه های سنگین، خردکردن سنگ به مشت، کشتی گرفتن با گاومیش، برداشتن و بردن الاغی روی گردن به پشت بام بود. اینان با اینکه این عملیات را در فضای باز به نمایش می گذاشتند، ورزش در زورخانه را رها نمی کردند.
  • عیارنمایان یا لوطی ها و گردن کلفت ها قهار ترین گروه های زورخانه بودند. اینان در نظم مردم از پهلوانان و کشتی گیرن و زورگران اعجاب انگیز تر و قدرتمند تر می نمودند. چرا که از بسیاری دلیری و بی پروایی، نه از کشتن و از کشته شدن و نه از زخم های مهلک خوردن بیم به دل راه می دادند. شغل اینان در جوامع نو پیدای شهری باج گرفتن از کسبه و متمکنین محلی و گرفتن تلکه قمار و تا بیست سال پیش شیره کش خانه داری بود. گاه قهوه خانه و یا زورخانه ای (البته از اواخر عهد ناصری به بعد) داشتند. تا پیش از پیدایش جوامع نوین شهری همین سنخ از گروه های گوناگون عیاران بودند که به راه زنی و بردن خانه توانگران و دستبرد به شهرها اشتغال داشتند و علی الاصول مطابق مرام و مسلک خود که همان پیروی از آیین فتوت بود تمام اموال کاروانیان را نمی گرفتند، متعرض جان و ناموس کسی نمی شدند و سهمی و یا مازاد غنایم را به بینوایان می دادند. گروه بیابان گرد اینان را عیار و گروه شهر گزین را لوطی یا گردن کلفت می گفتند. تا آنجا که نگارنده خصوصیات عیاران شهر گزین یعنی لوطی ها و گردن کلفت هارا در آخرین مراحل انقراض مطالعه کرده به طور اختصار دارای شرایط زیر بودند:

الف نیرومندی و تندرستی و ورزیدگی

ب- پرطاقتی در تحمل سهتی ها به خصوص در کتک خوردن چنانکه در حد مرگ اظهار عجز ننمایند

ج- چالاکی، تندگری،تیزروی،جست و خیز

د- جگر داری، بی باکی و دل به دریا زنی

ه- موقع شناسی که کجا ایستادگی کنند و کجا بگریزند

اینان تا پایان قرن گذشته هجری با قداره کشی و پس از آن با چاقو کشی؛ خواسته های خود را از پیش می بردند و از صلابت رعبی که در دلها انداخته بودند، هنگام ورود و خروج از زورخانه، مرشد مجبور بود با زدن به طبل استقبال و بدرقه شان کند و همه جا ظاهرا احترامی آمیخته به ترس داشتند.

  • شیرین کاران کسانی بودند و هستند که به فنون ورزشی مانند میل بازی، تند چرخیدن، پشتک زدن، آموخته شده و از این نظر در جامعه ورزشی شانی بدست آورده و با دل خوش کردن به آن به زورخانه وابسته شدند.
  • در این زمره دارندگان مشاغل پردرآمد مجبور بودندکه از بیم تعرض و تجاوز گردن کلفت ها خود را جزو اهل زور قلمداد کرده و گاه موقع گلریزان جزء مدعوین با دادن پول های چشم گیر در تحت حمایت آنان قرار بگیرند.
  • سادات از نسل منسوب به پیغمبر به خاطر احترامی که برای جدشان می بینند و بالاترین جای گود می ایستند، و شانی که برای روی دست همه چرخیدن و کباده زدن و ملاحظات دیگر دارند بیش از همه به زورخانه رفتن و ورزش کردن راغب هستند.

زورخانه در پایان دوره انحطاط و آغاز دوره جدید

 عوامل پديد آورنده انقلاب مشروطه تمام ضوابط و قواعد نظام توليدي قديم را در هم شكست و اصولي راکه طي هزاران سال به طور يكنواخت درنهاد اجتماعی و بنیاد مالی نیروهای مولده جاري و بود براي هميشه دگرگون ساخت.

 فرآورده هاي انبوه صنايع ماشيني وانگيزه هاي ذهني و فكري آن، تومار معیار شناخت های حاکمیت تولید پیشه وری را در هم نورديد و نظام جديد گروه کاری را درکارخانه جانشین روش کهن تک کاری در دکان هاساخت. سنت هاي تكليف اجراي اصول آیین فتوت که به چگونگی تاثیر پذیری احساسات و عواطف فردی بستگی داشت، جای خود را به قوانین مدنی و مراجع قضایی و مقررات موضوعه جمعی داد.  شاطران و عیاران این نیروهای پر تحرک و حادثه آفرین، قدرت اجتماعی کلوها و پیشه وران و طبقه زحمتکش بودند که برای همیشه از صحنه زندگی پر تلاش آدمی خارج و فقط نامی از رفتارشان در اوراق تاریخی باقی ماند.

با حضور نیروهای جدید انتظامی، و تکیه قوای مجریه به قانون، در عرصه جوامع، دیگر نیازی به تربیت زیردست مرشدان و عیاران نبود تا اصناف برای حفاظت اموال وجان خود وارد زورخانه ها شوند.  

در حقيقت، تمام پديده ها، چه مادي و چه ذهني- فكري، مانند همه جانداران به تناسب استعداد وزمينه تاريخي خاص خود دوره ای برای زندگی دارند. روزی زاده می شوند، دوره ای رشد می کنند، کمال می پذیرند و زمانی به فرسودگی می روند. باز پدیده ای دیگر جان می گیرد و این جایگزین یکدیگر شدن پیوسته جاودانه ادامه دارد. البته درمورد زورخانه؛ دوره های مختلف به سرحد انحطاط رسیده و باز جانی دوباره یافته است. چنانکه در دوره صفویه به روزگار شاه عباس کبیر، تا لبه این ورطه رسید، ولی با اعمال قدرت آن پادشاه مقتدر و همکاری پیشه وران و اصناف یعنی صاحبان اصلی زورخانه به منظور حفظ زمینه اقتصادی اجتماعی خود، از سقوط نجات یافت. در حقیقت از عوامل غیر تولید کننده مثل اوباش، لوطی ها، بزن بهادرها و باجگیران تصفیه شده و جانی تازه گرفت. ناگفته نماند این درگیری جنگی بود میان حکام شرع از یک طرف و صوفیان و دراویش از طرف دیگر که به پیروزی متشرعین و از اسب پیاده شدن صوفیان منجرگردید.

عبدالحسین زرین کوب در "ارزش میراث صوفیه" درباره این جنگ می نویسد: زوال تشکیلات فتوت در ایران گویا در قرن دهم هجری به عمل آمد. آن موقع به امر شاه عباس صفوی لنگرهای فتیان در سراسر ایران بسته شد و کیفیت پراکندگی فتیان بدین شرح است که اهل فتوت به سبب ظهورگروه های لوطی و مشدی که در حقیقت ثمره و میوه لنگرهای خودشان بود، رفته رفته نزد صفویه منفور و منسوخ شدند. در آن زمان لنگرگاه ها مرکز فساد شده بود و بدین اقدام ، از بین رفت و از آن پس فتیان درگوشه وکنارکشور پراکنده ماندند. در نتیجه این برخورد، فتیان و صفویان از میان بدر شدند و موقعیت خود را از لحاظ تسلط برمردم از دست دادند و متشرعین از زمان شاه عباس کبیر جانشین شان شدند.

زین پس احتمالازورخانه ها از زاویه های لنگرگاه ها درآمده و هم آنها که بیرون از لنگر گاه ها بودند مستقل از حاکمیت دراویش و صوفیان درچهارچوب منافع پیشه وران و جوامع شهری به فعالیت خود ادامه دادند و سهم حاکمیت متشرعین را هم ضمن حفظ اصول تصوف، ظاهرا برگردن گرفتند. آثار این انحطاط هم در پایان صفویه ظاهر شد چنانکه از قول شاردن آمده است: بزرگان و حکام، محل هایی در خانه های خود برای کشتی گرفتن پهلوانان دایر کردند.

معلوم است که در آن زمان هم بزرگان و محتشمان این اقدام را به منظورحفظ موقعیت وگاه هم برای اعمال زور به مردم انجام داده بودند و به نظر نمی رسد که این اقدام مثل پایان دوره قاجاریه با وجود نبودن زمینه تاریخی به دایر کردن زورخانه در خانه های اشراف و خان ها انجامیده باشد.

از اواسط دوره ناصرالدین شاه که آثار انحطاط ظاهرمی شود، دیگر آخرین کهنه سواران این راهبران فکری و عقیدتی گروه های اصیل اجتماعی زورخانه رو از میان می روند و کار زورخانه به دست پهلوان باشی ها و لوطی ها می افتد و نقش کهنه سوار تا حد ضرب گیر زورخانه ولو با نام تعارف آمیز مرشد تنزل می کند.

رقابت ها و دشمنی ها همراه باز شدن پای اشراف به زورخانه ها  دایر شدن زورخانه هایی سرخانه ای ، در خانه های رجال و وابستگی پهلوانان به ایشان شدت می گیرد. هدف اصلی از روی آوردن به ورزش زورخانه ای فراموش و فقط پهلوان شدن و تن پروردن بوده است. مقام پهلوانی پایتخت منشاء فساد و دسیسه چینی و بدکرداری و موجب بروز جنایات می گردد. بارزترین مظهر آن اعمال پهلوان اکبر خراسانی است که نه نشان و نسب از خانواده پيشه وران داشت و نه در عمر خود ازکار وتولید خود نان خورده بود و فقط به تن پروری و خود نمایی می پرداخت....نا تمام

 

 

 

ثبت نظر