فرهنگی و هنری

برنامه سیاسی شاه اسماعیل صفوی برای وحدت ملی ایرانیان

برنامه سیاسی شاه اسماعیل صفوی برای وحدت ملی ایرانیان

در سراسر تاریخ دنیا دو رجال سیاسی وجود دارد که از اوان کودکی برنامه زندگی سیاسی بلند مدت خود را طوری آگاهانه و سنجیده طراحی و تدوین کردند که رسیدن به سن بلوغ آن را اجرا و هرگز تغییر ندادند.

در سراسر تاریخ دنیا دو رجال سیاسی وجود دارد که از اوان کودکی برنامه زندگی سیاسی بلند مدت خود را طوری آگاهانه و سنجیده طراحی و تدوین کردند که به محض رسیدن به سن بلوغ آن را اجرا و هرگز تغییر ندادند.
به طوری که حتی پیشامدهای سیاسی نتوانست آنها را از برنامه مدون خود باز بدارد، یکی شاه اسماعیل صفوی و دیگری سلطان سلیم اول پادشاه عثمانی که معاصر هم بودند و بعد با هم جنگیدند.همانا ایشان بودند که به موقع مصلحت اندیشیدند و تشخیص دادند که برنامه شان قابل اجرا و مردم آماده پذیرفتن آن هستند.

روزی که شاه اسماعیل در مجمع گنجه مسئله وحدت ایران را مطرح و برنامه زندگی سیاسی خود را به آنها ارائه داد کمتر از 15 سال سن داشت.
استعداد ذاتی این نوجوان 15 ساله که به نیازهای جامعه و اقتضای آنروز ایران پی برده بود، بسی شگفت و قابل تأمل است.
به طور مثال اگربخواهیم ناپلئون اول یکی از شخصیت های سیاسی مطرح اروپا را یا شاه اسماعیل مقایسه کنیم می بینیم که ناپلئون سه قرن و نیم بعد از شاه اسماعیل صفوی آمد و این تأخیر از لحاظ پیشرفتهایی که نصیب جامعه آنزمان شده بود بهره جست مردی بدون برنامه و اهداف سیاسی بود. چرا که دیدیم زمانی که به امپراطوری رسید به جای اینکه کشور فرانسه را وسعت بخشد، باعث فروپاشی امپراطوری فرانسه شد و یک سوم کشور کنونی ایالات متحده آمریکا که رود معروف
می سی سی پی با شاخه هایش در آن جاریست به قیمت فقط پنج میلیون فرانک از دست داد و هندوستان در دوره ی او به طور کل از دست رفت و سرزمین وسیع کانادا که پنج برابر خاک خود فرانسه وسعت دارد و برای فرانسه منافع بسیار داشت از کشور فرانسه جدا شد.


شاه اسماعیل اول و مبارزان قزلباش با اجبار و تحت فشار قرار دادن جماعت سنی به منظور تغییر مذهب خود به شیعه اثنی العشری. یک قدرت رهبری متهاجم را تشکیل دادند که
این نیرو و توان و قابلیت رهبری و نظامی در کنار هم توانست یک پشتوانه و پتانسیل فکری و روحی و افتخار بزرگی برای صفویان به وجود آورد و از طرفی نیز غرور ملی عظیمی در سراسر ایران ایجاد کرد که تا پیش از آن در طی ده قرن به سبب ظلم و ستمی که
مردم از حکومت های اموی، عباسی، غزنوی، سلجوقی، تیموری، خوارزمشاهی و .. دیده بودند، بی سابقه بود.

قدیمی ترین سلسله شیعی مذهب این زمان سلسله صوفیه صفویه پیروان شیخ صفی الدین اسحاق اردبیلی بودند که به تدریج در آذربایجان و سرزمین های اطراف قدرتی به وجود آوردند و در تمام قرن نهم بر اثر وصلت با ترکمانان آق قویونلو و عوامل مساعد دیگر در حال توسعه خواهان قدرت فزاینده و حکومت شیعی سلطنتی بودند که در آغاز قرن دهم به سلطنت رسیدند. نام سلسله صفویه از شیخ صفی الدین اردبیلی (نیای شاه اسماعیل اول) گرفته شده است.

شیخ امین الدین جبرئیل، پدر شیخ صفی الدین اردبیلی که در کلخوران اردبیل سکونت داشت، پیروان زیادی داشت که دارای تفکرات و منش صوفی (دوست خالص) گرایانه بودند. محل و مرکز عبادت و همایش آنها خانقاه اردبیل بود. سازمان مذهبی سیاسی صفویه سازمانی خاص و منحصر به فردی بود که در تشکیلات صوفیان صفوی ریاست ارشد با نام (پیر) یا (مرشد) همواره با یکی از افراد خاندان صفوی بود. همچنین مقررات حاکم بر تشکیلات صفوی بر پایه اطاعت مطلق اعمال شده بود.

در بین نهضت های تشیع در ایران نهضت و جنبش صفویان به دلیل جایگاه مذهبی سیاسی ویژه ای که به دست آورد دارای اهمیت ویژه ای است.زیرا صفویان موفق به ایجاد نوعی همبستگی و تمرکز مذهبی شیعه شدند. یا به تعبیری آنان به زعم خود بدعت گذار زمامداری معنوی دنیوی بودند.ایدئولوژی و بینش حکومت صفوی بر دو اصل بنیان نهاده شد; یکی مذهب شیعی و دیگری ملی گرایی و اصالت خاک و خون. 


سخنرانی شاه اسماعیل در مجمع گنجه 

هیچیک از درباریان و سران اقوام که در آن مجمع گنجه حضور داشتند نمی دانستند که ایران کجاست؟ و تا آخرین روز زندگی شاه اسماعیل در ایران کسی نبود که نداند ایران عبارت از مجموع سرزمین هایی که پنجاه پادشاه در قسمت های مختلف آن سلطنت می کردند پادشاهی خود را از دست دادند و یا شاید برای حفظ سلطنت خود توافق کردند که برای اینکه جزو خاک ایران باشند، شاهنشاهی شاه اسماعیل را بپذیرند.

پیش از شاه اسماعیل، تمام فلات ایران از هندوکوش تا رودهای بین النهرین و از کوههای قفقازیه و دریای مازندران تا خلیج فارس و دریای عمان جزو خاک ایران بود و هریک حکومت جداگانه ای داشت و شاه اسماعیل آنها را تبدیل به یک کشور واحد کرد. پیش از شاه اسماعیل اهالی و سکنه هر یک از سرزمین های متعدد ایران، اقوام سرزمین های دیگر را به چشم دشمن می نگریست.

بطور مثال از نظر یک خراسانی یک رازی دشمن بود و یا یک گیلکی یک آذری را خصم خود می دانست و در مقابل آذری هم عقیده داشت گیلک دشمن اوست.شاه اسماعیل برای اینکه سکنه و اقوام مختلف ایران را مبدل به ملتی واحد کند، از دو راه وارد شد; یکی استفاده از شیعه دوازده امامی و دومی بهره جستن از شاهنامه. 

وی مذهب شیعه دوازده امامی را وسیله قرار داد تا اینکه قلوب اقوام مختلف ایران را به هم نزدیک کند وزمینه را برای توحید ملی آماده نماید و شاهنامه فردوسی را وسیله قرار داد تا اینکه در مردم سرزمین های مختلف ایران تعصب و عرق ملی به وجود بیاورد چون به این باور یقین داشت که برای ایجاد تعصب ملی در بین ایل ها و تیره های متفاوت ایران و در نتیجه نزدیکتر کردن آنها بهم، شاهنامه فردوسی بهترین راهبرد است.

روزی که شاه اسماعیل در زندان استخر بسر می برد در تمام شهرهای ایران حتی در خراسان که زادگاه فردوسی سراینده شاهنامه بود' یک شاهنامه خوان نبود و روزی که شاه اسماعیل زندگی را بدرود گفت صدها شاهنامه خوان در قسمت های مختلف ایران پرورش یافته بودند و بعضی از آنها داستان های شاهنامه را برای مردم نقل می کردند و برخی از آنها هم فقط اشعار شاهنامه را با صدای رسا و خوش میخواندند و نقل داستان های آن کتاب را به دیگران وا می گذاشتند.

تبلیغ شاه اسماعیل برای ایجاد تعصب ملی از راه شاهنامه چنان در اقصی نقاط ایران مؤثر واقع شد که وقتی شاه اسماعیل از دنیا رفت تفریح عمومی مردم ایران شنیدن داستان ها و اشعار شاهنامه شده بود. بنا بر همین امر دو رشته هنری جدید شکل گرفت که در زمان حیات شاه اسماعیل وجود نداشت. یکی خواندن اشعار شاهنامه با صدای رسا و خوش و دوم نقل داستان های شاهنامه به شیوه ی تأثیرگذار و دلچسب و کش دار به طوری که هرگز حضار از شنیدن داستان ها خسته نشوند و منتظر دنباله وقایع باشند.

یکی از این نقالان شاهنامه که در زمان شاه اسماعیل شهرت پیدا کرد (بابای اصفهانی) بود که شنوندگان طوری تحت تأثیر کلام وی قرار می گرفتند که وقتی او صحنه های غم انگیز شاهنامه مثل کشته شدن سیاووش را شرح می داد صدای شیون از حاضرین برمیخاست و هنگامی که به شاهکارهای جنگی پهلوانان ایران می رسید بانگ شور و شعف در بین جمعیت طنین می افکند.

در آغاز سلطنت شاه طهماسب اول(پسر شاه اسماعیل) یک نقال شاهنامه به نام فتاح تبریزی (منظور تبریز در جنوب ایران است و نباید با تبریز اشتباه شود) بسیار از لحاظ نقل داستان های شاهنامه جلوه کرد و سبک نقالی او بخصوص در مورد پاره ای از داستان ها مانند سوگ سیاووش و کشته شدن سهراب و جنگ رستم و اسفندیار و یا اشکبوس، مکتب شد و نقالان دیگر از روش او پیروی کردند.

از دیگر نقالان برجسته اولیه می توان به اسماعیل بواناتی که صدای خوشی داشت و هنگامی که وقایع شاهنامه را با سبک خود بیان می کرد، اشعاری از شاهنامه را با صدای خوش می خواند.

پیش از قهوه خانه ها مکان های عمومی و تفریحی وجود داشت که به آن شربت خانه می گفتند و نقالان جهت بروز هنر نقالی و دوستداران شنیدن شرح داستان های شاهنامه شربت خانه ها را برگزیدند.

بازار گرم نقالی به طوری مؤثر واقع گشت که نقالان در فصل تابستان در میدان های عمومی شهر و در فصل زمستان که نمی توانستند در هوای آزاد نقالی کنند ناگزیر به شربت خانه ها می رفتند.

پس نقالان از جمله هنرمندان تأثیرگذار و از عوامل وحدت ملی ایران گردیدند. حتی بعدها که قهوه خانه در سراسر ایران به وجود آمد ارزش نقل داستان های شاهنامه از بین نرفت و طوری آن داستان ها شایع گردید که در ایران کسی نبود که داستان های شاهنامه را نداند به طوری مردانی که آن داستان ها را از زبان نقالان می شنیدند برای همسران خود نقل می کردند و آنها نیز برای کودکان با آب و تاب شرح می دادند.

نقال شاهنامه که با تعیین وقت داستان کشته شدن سهراب را نقل می کرد در یک شب به اندازه یکسال نقالی از داستان سرایی خود استفاده می نمود.

به طور مثال در شب موعود شاهنامه خوانی علاوه بر شنوندگان عادی، بزرگان شهر هم به شربت خانه می آمدند و بعضی از آنها از یک هفته قبل از داستان سرایی در قهوه خانه جا می گرفتند و برای دادن انعام به نقال بین بزرگان رقابت درمی گرفت و نقال برای این که نشان بدهد که هر کس چه مبلغ به او داده با صدای رسا، ضمن تشکر از انعام دهنده مبلغ آن را هم ذکر می کرد.

نقل داستان های شاهنامه از لحاظ ایجاد وحدت ملی و تقویت روحیه مردم به گونه ای مؤثر واقع شد که اگر شاه سلطان حسین صفوی از روی یک نوع تعصب با نقل داستان های شاهنامه مخالفت نمی کرد، شاید از محمود افغان شکست نمی خورد و بعد از این که محمود بر شاه سلطان حسین غلبه کرد.

برای اینکه که تعصب ملی مردم تحریک نشود قدغن کرد که در نقاطی که تحت سلطه او بود داستان های شاهنامه نقل نشود و نقالان اگر مکانی مناسب می یافتند، پنهان از مأموران محمود، داستان های شاهنامه را برای مردم نقل می کردند و چیزی برای ادامه معاش از جماعت حاضر دریافت می نمودند.

 

ثبت نظر