یادداشت

نخستین دیدارِ نخستین های رسانه البرز

نخستین دیدارِ نخستین های رسانه البرز

آدمی بی تجربه هیچ نیست تجربه یادش آرد که کیست

آیین باور - پیش‌کسوت فقط یک واژه است می تواند اقیانوسی به عمق بند انگشت پنداشت یا مشتی آب با عمق اقیانوس تعریف کلاسیک هم دارد" هر کس که در کاری سابقه و تجربه زیادی داشته باشد اطلاق می‌شود. بدین سان به شکل سنتی افزایش سن افراد شاغل در کاری به دلیل تجربه بیشتر پیشکسوتان آن حرفه یا رسته ورزشی محسوب می‌شود."

 

اما به گمانِ دل من ، نه سن و سال آدمها و نه سالهای حضور، قدر کسوتشون رو مشخص می کنه . شاید سی سال مث یک آدم ماشینی بری سر کاری و خودت سرکار باشی. ته تهش هیچی نشی ، کسی نباشی . اما اگر جزو اونایی که صبح با عشق به کارشون از رختخواب گرم و نرم میان بیرون و عاشقانه تو گرما و سرما و شرایط مختلف روحی و جسمی به کارشون روح و جون می دن ، وقتی بازنشسته می شن بازم دارن ادامه می دن .....تعریفت درست درسته...

شغل ما، یکجور دیگه است. پیش‌کسوت امروز شغل خبرنگاری یعنی آدمی که ازش حرف می زنی از کاغذ جمع کنی خبرنگارای کار درست زمون خودش شروع کرده و قلم دست گرفتن آموخته . می دونه باید چی بنویسه . وقتی یادگرفت یعنی کسیه که پیاده ، جیب خالی فقط با یک خودکار و یک پیش‌ نویس بزرگ دست و پا گیر از این سر شهر به اون سر شهر دویده . یعنی شهر و مردم شهرش رو از خطوط کف دستش بیشتر دیده . سرد و گرم چشیده دروغ و راست و از هم تشخیص می ده یعنی گره های زیادی دیده و سعی کرده با به خطر انداختن خودشو قلمش باز کنه . یعنی خیلی خواب مونده ها رو بیدار کرده یا حداقل دوتا قوقولی قوقوی جانانه بالای سرشون زده که این روزا می گن (سوت زنی ).

تو همین شغلم پیش‌کسوت اونی نیست که سی یا شصت سال فقط یک تابلو بالاسرش بوده اینجا آگهی جذب می شود! یا فقط خبر آورده و یا خبرنویسی کرده . اونیه که سالها دویده ، دیده و روزها و بارها و هزاران یادداشت و گزارش نوشته . شاید ازش بپرسی حتی یادش نیاد کجا و چه طور اما برق چشماش ، آهنگ صداش ، نجابت و صبوریش نشون می ده یک پختگی تو وجودشه که پخمه های مدعی ندارن حتی اگه سالها اسم رسانه ای روشون باشه و از ماشین زیر پا و سقف بالاسر و حساب پس اندازشونم می تونی بفهمی کی پیش‌کسوته . هرکی بامش بیش تو خبرنگارا برفش کمتر .

امروز دیدن برخی چهره های تاریخی رسانه البرز که معنای واقعی کسوت تو وجودشون هویدا بود قلبم را به طپش انداخت . اون همه کسوت یکجا زیر یک سقف حال خوب کن بود.

شرم حضور داشتم که به لطف دوستان توی این لیست بودم . به قول خودم سی سال خبرنگار بودم اما "آن پشه هم من نیستم" جایی که استاد مرتضوی مدیر قدیمی خبرگزاری ایرنا بعد پنجاه سال با اون همه توان و تجربه  می گفت " هنوز خودم رو خبرنگار نمی دونم "

تو نمی توانی تجربه خلق کنی؛ باید آن را متحمل شوی….
” آلبر کامو”


فایل تصویری: [دانلود]

ثبت نظر