ارزیابی کارنامه سدسازی در عصر خشکسالی
سدسازی و برقآبی ایران، معلق بین امید و بحران
کاهش ذخایر مخازن تا حدود ۳۴ درصد، تکیه محدود برق کشور بر نیروگاههای آبی و افت شدید تولید در دوره خشکسالی.
آیین باور _۱۸ آذر روز سد سازی و صنعت برق آبی کشور است پس نگاهی بیاندازیم به کارنامه این صنعت.
در سالهای گذشته، ساخت سد و ایجاد نیروگاههای برقآبی برای ایران بهعنوان راهکاری مؤثر برای تأمین آب و انرژی در نظر گرفته میشد. با اینحال دادهها و رخدادهای تازه نشان میدهند که واقعیت پیچیدهتر از این است و سدها نه تنها نتوانستهاند بحران آب و خشکسالی را بهطور مؤثر حل کنند، بلکه در بسیاری موارد خود به بخشی از مشکلات تبدیل شدهاند.
سهم سدها و نیروگاههای آبی در تامین برق
کاهش ذخایر مخازن تا حدود ۳۴ درصد، تکیه محدود برق کشور بر نیروگاههای آبی و افت شدید تولید در دوره خشکسالی، دوباره بحث درباره هزینهفایده سدسازی را در ایران زنده کرده و پرسشهای مهمی درباره کارآمدی این پروژهها در مدیریت منابع آب و انرژی ایجاد شده اسا.
سدسازی در ایران برای دههها راهکاری مطمئن برای تأمین آب کشاورزی، شرب و تولید برق تصور میشد اما دادههای تازه نشان میدهد این پروژهها در برابر تغییرات اقلیمی و کاهش بارش، با محدودیتهای جدی روبهرو شدهاند. ظرفیت نصبشده نیروگاههای برقآبی کشور حدود ۱۲ هزار مگاوات است و بر اساس آمار وزارت نیرو، این نیروگاهها در بهترین شرایط حدود ۱۴تا ۱۶ درصد از ظرفیت تولید برق را تشکیل میدهند اما عملکرد واقعی آنها وابسته به حجم آب مخازن است و اکنون با کاهش ذخایر، نقششان در شبکه برق ملی بهشدت تضعیف شده و بیش از ۸۵ تا ۹۰ درصد برق کشور همچنان از سوختهای فسیلی تأمین میشود در بخش آب نیز وضعیت مشابهی دیده میشود.
بر پایه گزارشهای رسمی پاییز سال جاری، تنها ۳۴ درصد از حجم مخازن سدهای کشور پر است و ذخیره بسیاری از سدهای بزرگ به کمتر از ۲۰ درصد رسیده و برخی سدها عملاً خالیاند.
کاهش ورودی آب در برخی حوضهها به حدود ۳۵تا ۴۲ درصد رسیده و این افت شدید جریان سطحی موجب شده سدهایی که زمانی برای تأمین آب شرب و کشاورزی نقاط حساس طراحی شده بودند، امروز در وضعیت اضطراری قرار بگیرند.
بهطور نمونه کاهش جدی ذخیره سد امیرکبیر باعث افت توان نیروگاه و فشار بر تأمین آب تهران شده است.
کارشناسان تأکید میکنند تکیه صرف بر سدسازی بدون مدیریت مصرف، اصلاح الگوی کشت، حفاظت از آبهای زیرزمینی و تعیین حقابههای زیستمحیطی، نه تنها بحران آب را کاهش نداده بلکه در بسیاری مناطق به تشدید افت سفرههای زیرزمینی، خشک شدن رودخانهها و تالابها، ناپایداری اکولوژیک و حتی فرونشست زمین منجر شده است.
واقعیت اقلیمی ایران امروز با دهههای گذشته تفاوت بنیادین دارد و سدها دیگر نمیتوانند نقش ستون فقرات امنیت آبی را ایفا کنند زیرا کارکردشان بر پایه وجود روانآب مستمر است و در شرایط خشکسالی ممتد، مخازن خالی میمانند و سرمایهگذاریهای چند ده هزار میلیارد تومانی عملاً بلااستفاده میشود بررسی کارنامه چند دهه اخیر نشان میدهد سدسازی زمانی که بارش نرمال باشد، قادر به تأمین آب و برق است اما به محض کاهش بارندگی، نه تنها کارآمدی خود را از دست میدهد بلکه به منشأ بحران نیز تبدیل میشود.
با این شرایط بسیاری از متخصصان از لزوم بازنگری در سیاستهای توسعه آب و انرژی سخن میگویند.
گذار از وابستگی به سدها، گسترش انرژیهای تجدیدپذیر غیرآببر، مدیریت یکپارچه منابع آب شامل ترکیب آب سطحی و زیرزمینی، بازچرخانی گسترده آب و کنترل شدید مصرف کشاورزی و شهری از جمله راهکارهای پیشنهادی است.
همچنین تاکید میشود که نظام تصمیمگیری کشور بدون شفافیت داده و انتشار عمومی گزارشهای واقعی بارش، ذخایر سدها و مصرف آب، نمیتواند راهبرد مؤثر و متناسب با شرایط اقلیمی تعیین کند
جمعبندی این است که سدسازی و نیروگاههای برقآبی که روزگاری نماد توسعه به شمار میرفتند، در عصر خشکسالی و تغییرات اقلیمی به گزینهای پرریسک و کمبازده تبدیل شدهاند. سهم محدود برقآبی، وابستگی شدید عملکرد سدها به بارش و پایین بودن ظرفیت پرشدگی مخازن در سالهای اخیر نشان میدهد ایران برای مدیریت پایدار آب و انرژی ناچار به بازنگری اساسی در سیاستهای خود است.
فریبا کلاهی
کدخبر: 3353
تعداد بازدید: 2431