«کرجشناسی» «وسیه» حصار
درهٔ وسیه، با طول تقریبی ۱۰ کیلومتر تا عباسدار/درهٔ عباس پای کوه دشته امتداد مییابد.
آیین باور_ وسیه و سرجوب، از سکونتگاههای کهن کرجاند که با مختصات جغرافیایی زیر شناخته میشوند: شمال: بیلقان جنوب: کلاک شرق: کوه دشته غرب: رودخانه کرج.
وسیه سرزمینی زیبا و حاصلخیز، واقع میان حصار و سرجوب است. «وسیه» واژهای اوستایی و به معنای اقامتگاه و روستا بوده و غالباً به اقامتگاهی عشیرهای، ویژه یک قبیله، اطلاق میشده است.
در زبانهای باستانی ایران، واژگانی چون ویسبَد، ویسپَذ و ویسار به معنای بزرگ دودمان یا کدخدا بهکار رفتهاند. اینکه واژههایی همچون ویسی، اویسی، ویسا و ویستا از نظر معنایی با «وسیه» مرتبطاند یا نه، نیازمند پژوهش بیشتر است. همچنین گفته شده «ویسه» نیز صورتی دگرگونشده از «وسیه» است.
درهٔ وسیه این منطقه را به دو بخش شمالی (متصل به سرجوب) و جنوبی (متصل به حصار) تقسیم میکند. چندین چشمه، جوی و درهٔ دیگر که شمار آنها از مجموع جویهای حصار و سرجوب بیشتر است، همگی از این درهٔ زیبا ـ که تقریباً همواره دارای آب گواراست ـ منشعب میشوند؛ از جمله: درهٔ اژدر، لانهدره، درهٔ کارتین/کارده، کندیلکمر و درهٔ گلچال. «لانهدره» کنایه از جریان آب در کوههای سنگی و تختهای است.
(کارتین/کاردین یا کارده نام گیاهی زیبا، شبیه نیلوفر است. کمر به معنای سنگ و کوه سنگی و کندیل واژهای بومی و کنایه از سنگ سخت و مقاوم میباشد.) دیگر چشمههای وسیه عبارتاند از: چشمهٔ خداکِرَم، چشمهٔ قُلقُلَک، جوزگلک، وجارگلک، سرچشمه، چشمهٔ رحمت، چشمهٔ زالزالک و چشمهٔ تیرولی. (چشمهٔ تیرولی از نظر جاینامشناسی، احتمالاً با کوه تیرباز در دامنهٔ دشته ارتباط دارد.)
کوه و درهٔ مقابل تیرباز ـ در دامنهٔ کوههای مشرف به روستای کندر ـ خشکدره نام دارد. چند چشمهٔ دیگر این ناحیه که آب آنها در بستر درهٔ وسیه جاری میشود عبارتاند از: میوناِفتو (آفتابمیانین؛ چشمهای رو به آفتاب)، کوچکاِفتو (چشمهای با تابش کمتر آفتاب)، کبودبَند (چشمهای جاری در کوه با خاک و سنگهای تیره و کبود).
علاوه بر این مجموعهٔ چشمگیر از درهها، جویها و چشمهها، دو کانال انتقال آب رودخانهٔ کرج ـ از آبگیر بیلقان به تهران ـ نیز در راستای شمال به جنوب از وسیه عبور میکنند. جاینامها در وسیه، خیرهکننده و الهامبخشاند.
برای نمونه: قلقلک ـ که نمونههای فراوانی با این نام در البرزکوه دیده میشود ـ به معنای جوشش و رقص آب است؛ آبی که عمدتاً از دل سنگ میجوشد. جوزگلک؛ «جوز» به معنای گردو و گردکان است و جوزگلک یعنی چشمهای که در میان جوزستان میجوشد. جارگلک؛ «جار» کنایه از مرتع، چمنزار و بوتهزار، و «گلک» به معنای بیشهزار است؛ در مجموع کنایه از چشمهای در دل چمنزار. زار (همچون لالهزار) قرائتی دیگر از «جار» است.
از دیگر جاینامهای وسیه میتوان به این موارد اشاره کرد: یونجهزار، سرتپه، قلاچه (به معنای دژ یا قلعهٔ کوچک؛ نام دیگر آن باغ انگوری بوده است)، میانجو (جوی میانین)، سرچمن، گلچال (محل برداشت خاک برای اندود دیوار و ایوان خانهها)، ایسیوسر (سر آسیاب)، گوکَش، دمینجار (محل کشت دیم)، و توکال (مکانی برخوردار از درختان توت). توتستانهای وسیه شهرت فراوان داشتهاند و هنوز آثاری از آنها، با درختان کهنسال توت ـ بهویژه در ناحیهٔ باغلات ـ برجای مانده است.
واژهٔ گوکَش را اغلب بومیان با کاف مضموم تلفظ کرده و به محل کشتار گاو تعبیر میکنند؛ حال آنکه کاف در «کَش» میبایست مفتوح خوانده شود و کنایه از کش و دامنهٔ کوه است؛ یعنی مرتع چرای گوسفند و گاو.
در گورستان کهن وسیه از مزاری با نام «ناصرشاه ویسیه» یاد شده و کراماتی نیز در وصف او نقل کردهاند. ماهیسرا ـ که در سال ۱۳۴۳ توسط شادروان دکتر معتمد تأسیس شد و هنوز دایر است ـ مقابل آسیاب قدیمی وسیه قرار داشت؛ آسیابی که متأسفانه بهعلت توسعهٔ جادهٔ وسیه به سرجوب، هیچ اثری از آن برجای نمانده است. گفته میشود این آسیاب از بزرگترین آسیابهای کرج بوده و بسیاری از روستاهای پیرامون، گندم خود را برای آرد کردن به آنجا میآوردند.
بخشی از زمینهای ضلع جنوبی آسیاب، در دههٔ ۴۰ خورشیدی توسط شادروان دکتر کریم ساعی، استاد جنگلداری دانشکدهٔ کشاورزی کرج، به نهالستان کاشت و پرورش درخت چنار اختصاص یافت و از همین رو این ناحیه به کریمآباد شهرت یافت. خانچشمه محل اولیهٔ اسکان بومیان بوده است. درهٔ مشهور دیگری با نام تاریکدره در ضلع جنوبشرقی درهٔ وسیه قرار دارد که بومیان در گذشته افسانههایی از جن و پری و طلسم دربارهٔ آن نقل میکردند.
درهٔ وسیه، درهای زیبا با طول تقریبی ۱۰ کیلومتر است که تا مکانی به نام عباسدار/درهٔ عباس در پای کوه دشته امتداد مییابد. این مسیر دلانگیز، بهسبب شیب ملایم، حتی برای سالمندان نیز سهلالعبور است؛ همواره آبی کمحجم در آن جریان دارد و ظرفیت بالایی برای توسعهٔ گردشگری و آرامش ساکنان کرج دارد.
وصف وسیه: مردی است ستبرسینه و مصمم، که با قامتی افراشته بر فراز دشته ایستاده؛ امور مردم کلاک، سرحدآباد، مرادآباد، کندر، پورکان، آدران و ارنگه را زیر نظر دارد؛ آب را به عدالت تقسیم میکند و از رهگذر قدرشناسی و فتوت، سهم تهرانیان و اهل ری را با ملاطفتی افزونتر، همراه با توت و جوز و انواع لبنیات، روانه میسازد.
مهراب رجبی ۱۴۰۴/۱۰/۶
کدخبر: 3388
تعداد بازدید: 1410