یکشنبه، 07 دی 1404 - 20:27

بهرام بیضایی؛ بازآفرین زبان، اسطوره و تاریخ ایران 

ادای دین, به زبانی که هویت ایرانی را بازآفرینی و به جهان معرفی کرد.

یادداشت آیین باور _بهرام بیضایی از آن نام‌هایی است که با شنیدنش، پیش از آن‌که به یاد تئاتر و سینما بیفتیم، به زبان، حافظه و تاریخِ زخمی ایران فکر می‌کنیم. او نه فقط روایتگر داستان‌ها، که بازپرسِ روایت‌ها بود؛ کسی که اسطوره را از موزه بیرون کشید، تاریخ را از قطعیت انداخت و زبان را دوباره به صحنه بازگرداند. بیضایی در تمام عمرش، به شکلی وسواس‌گونه، از ما پرسید: چه کسی روایت را می‌نویسد و چرا؟ و همین پرسش، او را به یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های فرهنگ و ادبیات نمایشی ایران بدل کرد.

. بیضایی بیش از آن‌که صرفاً هنرمند عرصه تئاتر و سینما باشد، یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های فرهنگ و ادبیات نمایشی ایران در قرن بیستم بود؛ کسی که با سبک کاری منحصر به فرد خود، پیوندی میان اسطوره، تاریخ و دغدغه‌های انسانی برقرار کرد و متنی خلق نمود که هنوز چراغ راه آینده فرهنگی ماست.

او در خانواده‌ای پیوند خورده با شعر و ادب متولد شد، که از همان نوجوانی او را به زبان و روایت کشاند. آثار ابتدایی او، از جمله «عروسک‌ها»، نشان می‌دهند که بیضایی از آغاز به بازآفرینی فرم‌های نمایشی سنتی با رویکردی نوآورانه علاقه داشت، نه تقلید از الگوهای غربی.

او به زبان‌ورزی بی‌بدیل در فارسی معاصر رسید؛ با مهارت یک شاعر، هویت و بحران‌های جامعه را بر صحنه آورد و متنی برای فهم ایران خلق کرد. سبک کاری و جایگاه در ادبیات نمایشی بیضایی با سبک کاری ویژه‌ای شناخته می‌شود: ترکیبی از پژوهش عمیق، زبان شاعرانه و بازاندیشی در اسطوره و تاریخ.

او نمایشنامه و فیلم‌هایش را نه به قصد تقلید، بلکه با هدف کاوش در هویت انسانی و اجتماعی می‌آفرید. همین رویکرد باعث شد او تبدیل به ستون اصلی ادبیات نمایشی و تئاتر مدرن ایران شود و نسل‌ها از آثار و شیوه‌اش الهام بگیرند.

اسطوره و تاریخ؛ بازاندیشی ایرانی

آن‌چه بیضایی را متمایز می‌سازد، آشتی‌دادن اسطوره‌های کهن ایران با دغدغه‌های معاصر است. برای او اسطوره فقط میراث نیست؛ ابزار فهم خویشتن است. او با مطالعه متون کهن و نمایش‌های سنتی مانند نقالی، تعزیه و خیمه‌شب‌بازی، این شکل‌های بومی را نه بازسازی، بلکه بازاندیشی کرد و نشان داد چگونه روایت‌های کهن می‌توانند درامی انسانی و رهایی‌بخش بسازند.

در «مرگ یزدگرد»، اسطوره‌ی تاریخ ایران به آینه‌ای برای بحران‌های قدرت، حقیقت و مسئولیت فرد و جامعه بدل می‌شود.

آثار کمتر دیده‌شده؛ جسارت و بازاندیشی در روایت

بهرام بیضایی تنها با آثار مشهورش شناخته نمی‌شود؛ آثار کمتر دیده‌شده‌اش مانند «چهار صندوق» و «مجلس ضربت زدن»، نشان‌دهنده جسارت او در بازاندیشی تاریخ، اسطوره و مناسبات انسانی هستند و به ما امکان می‌دهند وجه دیگری از خلاقیت و نگاه انتقادی بیضایی را ببینیم.

چهار صندوق: نمایشی که با فضاسازی نمادین و زبان شاعرانه، پیچیدگی روابط انسانی در بستر تاریخی و اسطوره‌ای ایران را به تصویر می‌کشد. در این اثر، چهار صندوق نماد حقیقت و وجدان انسانی‌اند که در دل تاریخ گم شده است: «چهار صندوق نه برای نگه‌داشتن گنج، بلکه برای نگاه داشتن حقیقت انسان است؛ و هر صندوق، داستانیست از فراموشی و یادآوری که در دل تاریخ ما گم شده است.»این نمایش، نمونه‌ای از سبک ویژه بیضایی است: ترکیب پژوهش تاریخی، اسطوره‌گرایی و نگاه فلسفی به انسان.

مجلس ضربت زدن: بازآفرینی قتل ناصرالدین شاه، اما نه صرفاً به عنوان یک روایت تاریخی، بلکه با تمرکز بر تناقضات قدرت، ترس، وفاداری و مسئولیت فرد در جامعه. این نمایش کوتاه و قدرتمند، فضایی برای تأمل مخاطب ایجاد می‌کند و نشان می‌دهد که تاریخ چگونه به زندگی انسان‌های عادی نیز ضربه می‌زند: «ضربت، نه فقط به شاه که به نفس همه ما زده می‌شود؛ ما که می‌خواهیم شاهد باشیم و نمی‌توانیم، ما که می‌خواهیم عمل کنیم و نمی‌دانیم چگونه.»

این آثار، با وجود کمتر دیده شدن، عمق نگرش بیضایی به انسان و جامعه ایرانی را آشکار می‌کنند و نشان می‌دهند که او همواره به دنبال کاوش لایه‌های پنهان تاریخ و هویت انسانی بوده است.

سینما؛ پل بین سنت و نوآوری

در سینما نیز، بیضایی نه صرفاً واقعیت را ثبت کرد، بلکه با فیلم‌هایی چون «رگبار» و «باشو»، فضایی برای گفت‌وگو با مخاطب فراهم آورد؛ درباره تعلق، وطن، بیگانگی و امید، و بازنمایی ایران در برابر بحران‌های اجتماعی و انسانی.

 بیضایی از دانشگاه تهران اخراج و فیلم‌هایش ممنوع شد، با پیگیری پژوهش و آموزش در دانشگاه استنفورد، میراث فرهنگی ایران را جهانی کرد. میراثی بی‌انتها.

بیضایی با بیش از ۷۰ کتاب، ده‌ها نمایشنامه و فیلم و نسل‌ها دانشجو و هنرمند، نه تنها هنرمند، بلکه اندیشمندی درباره ایران و انسان بود. یادنامه او، فراتر از جمع‌آوری آثار، ادای دینی است به زبانی که هویت ایرانی را بازآفرینی و به جهان معرفی کرد؛ زبانی که پس از مرگش، هنوز در دیالوگ میان گذشته و آینده، می‌تپد.

کدخبر: 3395

تعداد بازدید: 1090