دوشنبه، 17 فروردین 1405 - 01:24

یادداشت:

طراوت بهار، خشونت جنگ

جان، طاقت آتش و آوار ندارد. 

یادداشت آیین باور _فریبا کلاهی

از آسمان شهر باران‌خورده، آتش و آهن می‌بارد. موشک‌ها با ناله‌ای ناکوک، چون سفیر مرگ بر سقف‌ خانه ها فرود می‌آیند و سکوت را می‌شکنند. چه بسیار زنانی که زندگی را در آغوش گرفته و فردا را در بطن خود می پرورند.

  سقف های امن، آوار می شوند.

نوزادان نارس در آغوش مادر دفن می شوند. 

 خونِ کودکان بر دیوارهای "نقاشی ممنوع" خانه‌، نقش می بندد.

  هیاهوی شادی کودکانه، جیغ هایی بلند و وحشت زده می شوند.

بوی خاکستر و گوشت سوخته با طراوت بهار درآمیخته است.

زمین کار خود را می کند و انسان نیز. از چشم مردم که بنگری، جنگ، پولاد گداخته است و آتش و بی خبری.زمین بهار و شکوفه هدیه می دهد. 

جان، طاقت آتش و آوار ندارد. 

می جنگیم تا آینده را برای کودکانی بسازیم که فردا را نخواهند دید.  کودکانی که با ذوق، بوی عیدی و تخم مرغ رنگی را خواب می دیدند.   

قهرمانان فردا، امروز درخاک خفته اند و سیاوش هایی دیگر در بطن مادران جان می گیرند، برای ایران. 

در دل این ویرانی، حماسه‌ای از جنس مقاومت می‌درخشد. این شهر، با وجود تمام آوارها و خون‌های ریخته شده، همچنان ایستاده است.

زنان و کودکانی که شهید شده‌اند، با خون خود بذر امید را در دل خاک کاشته‌اند و کودکانی که مصدوم شدند، با چشمانی بیدار، آینده‌ای را می‌سازند که در آن، هیچ کودکی زیر آوار نخواهد ماند و هیچ مادری در آغوش نوزادشهیدش به خاک نخواهد رفت.

این شهر، با تمام رنج‌ها و مصیبت‌هایش، نمادی از مقاومت و امید است و این حماسه، هرگز فراموش نخواهد شد.

کدخبر: 3565

عکاس: عکاس امیر خلوصی / ایسنا

نویسنده: فریبا کلاهی

تعداد بازدید: 584