پنجشنبه، 18 تیر 1405 - 21:59

به بهانه سالروز درگذشت مهدی آذر یزدی

نامه‌ای خواندنی از خالق «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» به ایرج افشار


آیین باور_  همزمان با سالروز درگذشت استاد مهدی آذر یزدی، نویسنده نام‌آشنای ادبیات کودک و نوجوان، بخش‌هایی از نامه‌ای کمتر دیده‌شده از او به ایرج افشار، پژوهشگر و کتاب‌شناس برجسته، بازخوانی می‌شود؛ نامه‌ای که دغدغه‌های این نویسنده درباره معرفی آثار ارزشمند، بی‌مهری به ادبیات و امید او به ماندگاری شعر فارسی را به‌خوبی نشان می‌دهد.
آذر یزدی در این نامه می‌نویسد: ««آدرس آقای جمال‌زاده را از آقای کیانوش گرفتم و یک نسخه از قند و عسل را برای ایشان فرستادم. انتظار پاسخ نداشتم، اما نامه‌ای ۲۵ صفحه‌ای به خط خودشان، به‌وسیله آقای خدیو جم، به دستم رسید. رونوشت آن را برای اطلاع جناب‌عالی تقدیم می‌کنم.»» او سپس از ایرج افشار می‌خواهد در صورت صلاحدید و با کسب اجازه از محمدعلی جمال‌زاده، بخش‌هایی از این نامه در نشریه «راهنمای کتاب» یا «یغما» منتشر شود؛ چراکه به اعتقاد او، نظر جمال‌زاده درباره نمونه‌ای از شعر معاصر فارسی و نیز معرفی منظومه قند و عسل می‌تواند برای نسل جوان سودمند باشد.
آذر یزدی در ادامه توضیح می‌دهد که پیش‌تر این منظومه را برای چاپ به مجله «یغما» سپرده بود، اما منتشر نشد؛ در حالی که به باور او، شعرهای ضعیف‌تری در آن نشریه به چاپ می‌رسید. با این حال، تأکید می‌کند که به احترام دوستی با مدیر مجله، هرگز نخواسته موجب دلخوری او شود.
او همچنین پیشنهاد می‌کند اگر قرار بر انتشار نامه جمال‌زاده باشد، بهتر است بخش‌هایی که جنبه خصوصی دارند حذف شوند؛ زیرا احتمال می‌دهد خود نویسنده نیز در صورت انتشار عمومی، برخی قسمت‌ها را کنار می‌گذاشت.
یکی از مهم‌ترین بخش‌های این نامه، ارزیابی آذر یزدی از منظومه قند و عسل است. او با اعتماد به اثر خود می‌نویسد: ««این شعر در زبان فارسی هم‌سنگ بهترین آثار ایرج است و شاید اگر با آثار لافونتن در زبان اصلی فرانسه مقایسه شود، از برخی از آن‌ها شیرین‌تر و روان‌تر باشد. حیف است امروز درباره آن سخنی گفته نشود و سال‌ها بعد، زمانی که ما نیستیم، بگویند قند و عسل نمونه‌ای درخشان از شعر فارسی قرن بیستم بوده است.»»
آذر یزدی در پایان نامه از منظومه دیگری با عنوان جنگل مولا نیز یاد می‌کند و ابراز امیدواری دارد که این اثر حتی از قند و عسل نیز موفق‌تر باشد. او همچنین با اشاره به نامه‌های تشویق‌آمیز دکتر حمیدی و لیلی ایمن، از انگیزه خود برای ادامه این مسیر سخن می‌گوید.
شاید صریح‌ترین و تلخ‌ترین بخش این نامه، گلایه او از نادیده گرفته شدن تلاش‌هایش باشد؛ آنجا که می‌نویسد: ««می‌دانم اگر پسر وزیر و وکیل و از این قبیل بودم، برای همین قند و عسل جنجال می‌شد؛ ولی حالا که هیچ‌کس آذر یزدی را نمی‌شناسد و با او کاری ندارد، حیف است اگر این پانصد نسخه هم فروش نرود و مردم از خواندن این اثر محروم بمانند. به خدا که استحقاق معرفی را دارد.»»
این نامه در سال ۱۳۴۵ در تهران نوشته شده و امروز، پس از گذشت دهه‌ها، تصویری روشن از فروتنی، دغدغه‌های فرهنگی و امید نویسنده‌ای ارائه می‌دهد که آثارش بعدها به بخشی ماندگار از ادبیات کودک و نوجوان ایران تبدیل شد.
منبع: سوگنامه ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴–۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم، ۱۴۰۴، جلد دوم، صص. ۱۵۰۲–۱۵۰۳.

کدخبر: 3647

تعداد بازدید: 790