هرکس در رسانه است، خبرنگار نیست
چند خط برای دفاع از شأن خبرنگار و روزنامهنگار حرفهای
یادداشت آیین باور _فریبا کلاهی
شاید وقت آن رسیده باشد یک بار برای همیشه، محترمانه اما صریح، درباره واژههایی صحبت کنیم که سالهاست بیحساب به کار میروند: خبرنگار، روزنامهنگار، رسانهای و پیشکسوت.
این نوشته علیه هیچ شغل و هیچ فردی نیست؛ اتفاقاً برای احترام به همه مشاغل رسانهای و مهمتر از آن، برای دفاع از هویت حرفهای کسانی است که واقعاً روزنامهنگاری میکنند.
هرکس در یک رسانه کار میکند، خبرنگار نیست.
رسانه به خبرنگار، روزنامهنگار، عکاس خبری، تصویربردار، گرافیست، ویراستار، صفحهآرا، نیروی فنی، مسئول آگهی، بازاریاب، مسئول اشتراک، توزیعکننده و نیروهای متعدد دیگری نیاز دارد. همه این مشاغل محترم و ضروریاند؛ اما قرار نیست عنوان «خبرنگار» بر همه آنها گذاشته شود.
خبرنگار کسی است که بهطور مستمر و حرفهای به جستوجو، جمعآوری، بررسی، راستیآزمایی و انتقال اخبار و اطلاعات عمومی میپردازد.
روزنامهنگار نیز مفهومی گستردهتر است و میتواند در حوزههایی چون خبر، گزارش، مصاحبه، تحقیق، تحلیل، نقد، تفسیر و یادداشت فعالیت کند.
بنابراین، استخدام رسمی شرط خبرنگار بودن نیست؛ اما انجام واقعی کار روزنامهنگاری شرط آن است.
خبرنگار آزاد هم میتواند خبرنگار حرفهای باشد و نماینده یک رسانه نیز اگر واقعاً وظیفه پوشش خبری یک منطقه را انجام دهد، خبرنگار یا مراسل محسوب میشود. اما صرف عنوان «نماینده»، «فعال رسانهای» یا داشتن نام یک رسانه روی کارت، کسی را خبرنگار نمیکند.
همینطور تایپیست رسانه خبرنگار نیست؛ مسئول آگهی خبرنگار نیست؛ بازاریاب خبرنگار نیست؛ فروشنده و توزیعکننده روزنامه خبرنگار نیست؛ مسئول روابط عمومی خبرنگار نیست.
و مهمتر:
بازنشر عین خبر روابط عمومی، روزنامهنگاری مستقل نیست.
اطلاعیه روابط عمومی میتواند سرنخ و ماده اولیه یک خبر باشد؛ اما خبرنگار حرفهای پس از دریافت آن، سؤال میپرسد، اطلاعات را بررسی میکند، منابع دیگر را میبیند، روایتهای متفاوت را پیدا میکند، زمینه و پیامدهای موضوع را درمییابد و در صورت لزوم از مسئول مربوطه پاسخ میخواهد.
تفاوت روابط عمومی و روزنامهنگاری همینجاست:
روابط عمومی از سازمان اطلاعرسانی میکند؛ روزنامهنگار برای جامعه اطلاعرسانی میکند.
روابط عمومی مأمور معرفی و دفاع از سازمان خویش است؛ روزنامهنگار مأمور پرسشگری و رساندن اطلاعات قابل اتکا به مردم.
به همین دلیل، کسی که بخش عمده فعالیتش انتشار سفارشی مطالب مسئولان، تبلیغ افراد خاص، تأمین منافع صاحبان قدرت یا درآمدزایی از عنوان رسانه است، صرف داشتن مجوز یا امتیاز یک نشریه، روزنامهنگار حرفهای محسوب نمیشود.
ممکن است او صاحب امتیاز، مدیرمسئول، نماینده، فعال رسانهای یا صاحب یک کسبوکار رسانهای باشد؛ اما این عناوین با «روزنامهنگار» یکی نیستند.
و اما «پیشکسوت»
پیشکسوتی هم نباید با سن و سال یا صرفاً قدمت حضور در محیط رسانه اشتباه گرفته شود.
سابقه زمانی ارزشمند است، اما بهتنهایی پیشکسوتی نمیسازد.
پیشکسوت روزنامهنگاری کسی است که در طول سالهای فعالیت خود، سابقه واقعی و مستمر در حرفه داشته و اثری قابل تشخیص بر این حرفه گذاشته است؛ با خبر، گزارش، تحقیق، مصاحبه، تربیت نسل بعد، توسعه یک حوزه تخصصی، دفاع از اصول حرفهای، ایجاد جریان خبری یا هر دستاورد ماندگار دیگری.
ممکن است فردی ۳۰ سال در یک رسانه حضور داشته باشد؛ اما اگر عمده فعالیتش نمایندگی، آگهی، امور اجرایی یا بازاریابی بوده، سابقه او محترم است، ولی الزاماً سابقه ۳۰ ساله روزنامهنگاری نیست.
در مقابل، ممکن است روزنامهنگاری با سابقه کمتر، آرشیوی از گزارشها، تحقیقات، مصاحبهها و پیگیریهای اثرگذار داشته باشد و سهم بیشتری در ساختن این حرفه ایفا کرده باشد.
حضور در رسانه با اثرگذاری بر روزنامهنگاری یکی نیست.
و یک نکته مهم دیگر:
نوشتن یادداشت، شرط خبرنگار بودن نیست. یک خبرنگار حرفهای ممکن است تمام عمر خود را صرف خبر، گزارش، مصاحبه یا روزنامهنگاری تحقیقی کند.
معیار، تولید مستقل و واقعی روزنامهنگارانه است، نه اینکه فرد حتماً همه قالبهای نوشتاری را تجربه کرده باشد.
اما اگر در آرشیو کاری فرد، نه خبر واقعی مستقلی، نه گزارش، نه مصاحبه، نه تحقیق، نه سوژهسازی و نه اثر حرفهای قابل تشخیصی وجود دارد، صرفاً نمیتوان به استناد سالهای حضور یا ارتباط با رسانه، عنوان روزنامهنگار حرفهای و بهویژه «پیشکسوت روزنامهنگاری» را به او نسبت داد.
معیار ساده است
از خودمان بپرسیم:
این فرد چه چیزی تولید کرده است؟
چه خبری را کشف کرده؟
چه گزارشی نوشته؟
چه موضوعی را پیگیری کرده؟
چه پرسشی از مسئولان پرسیده که روابط عمومی نپرسیده بود؟
چه مسئلهای را برای افکار عمومی روشن کرده؟
چه تحقیقی انجام داده؟
چه نسلی از خبرنگاران را آموزش داده؟
چه اثری در حرفه از خود باقی گذاشته است؟
اگر پاسخ روشنی وجود دارد، درباره یک سابقه حرفهای سخن میگوییم.
اگر فقط «حضور» وجود دارد، باید همان را محترمانه «سابقه حضور» بنامیم؛ نه الزاماً سابقه روزنامهنگاری.
این تفکیک، تحقیر هیچکس نیست.
برعکس، احترام به همه است.
بازاریاب، بازاریاب است و کارش ارزشمند.
عکاس، عکاس است.
تایپیست، تایپیست است.
نماینده رسانه، نماینده رسانه است.
مدیرمسئول، مدیرمسئول است.
صاحب امتیاز، صاحب امتیاز است.
فعال رسانهای، فعال رسانهای است.
و خبرنگار، خبرنگار است.
هیچکدام برای ارزشمند بودن، نیاز ندارند عنوان دیگری را بر خود بگذارند.
اما خبرنگاری هم نباید آنقدر بیمعیار و گسترده تعریف شود که کسی که سالها برای یافتن خبر، پیگیری حقیقت، پرسیدن سؤال و پاسخگو کردن صاحبان قدرت وقت گذاشته، با کسی که صرفاً نام رسانه را یدک میکشد یا اخبار سفارشی را عیناً منتشر میکند، در یک جایگاه قرار بگیرد.
این نوشته یک مطالبه ساده دارد:
عنوانها را به صاحبان واقعیشان برگردانیم.
پیشکسوتی را با اثرگذاری بسنجیم، نه فقط سن.
خبرنگاری را با تولید و مسئولیت حرفهای بسنجیم، نه کارت و عنوان.
روزنامهنگاری را با استقلال، تحقیق و حقیقتجویی بشناسیم، نه تعداد مطالب سفارشی.
و «رسانهای بودن» را با «روزنامهنگار بودن» یکی نگیریم.
چون اگر قرار باشد هرکس به هر شکلی با رسانه ارتباط دارد «خبرنگار» نامیده شود، در نهایت کسی که واقعاً خبرنگار است، چیزی را از دست میدهد که بهسختی به دست آورده:
هویت حرفهای.
و دفاع از این هویت، دفاع از یک عنوان نیست؛
دفاع از شأن حرفهای روزنامهنگاری و حق مردم برای دسترسی به اطلاعات مستقل و قابل اعتماد است.
کدخبر: 3724
تعداد بازدید: 304