گردشگری

به یاد زاینده رود، لبی ترکنیم به تاریخ نصف جهان

روز ملی اصفهان گرامی باد
به یاد زاینده رود، لبی ترکنیم به تاریخ نصف جهان

کلیدواژه این روزهای مردمان نصف‌جهان، زاینده رود است و فرونشستی بر اثر بی آبی، که آثار تاریخی را به قعر زمین فرو می برد و حسرت دیدارش به دل آیندگان می ماند.

تاریخچه شهر اصفهان به قدمت تاريخ ايران است. بناي اصفهان را به طهمورث، سومين پادشاه از سلسله پيشداديان نسبت داده اند و اصفهان در تاريخ قديم به نام (گي) در پارس عليا معرفي گرديده و اين شهر محل تقاتطع راه های عمده و اقامتگاه سلطنتي پادشاهان هخامنشي بوده است.مهمترين رودخانه ای که در مرکز فلات ايران جاری است(بود!)، زاينده رود نام دارد که از ارتفاعات زردکوه بختياری(کوهرنگ) سرچشمه گرفته و پس از طی مسافتی در حدود 360 کيلومتر از مغرب به مشرق منطقه اصفهان را ابياری مي کند و در 140 کيلومتری مشرق اصفهان در باتلاق گاوخونی فرو مي رود.

ریشه نام اصفهان منبع: دهخدا

اصفهان . [ اِ ف َ ] (اِخ ) نام شهر بدین صورتها آمده است : انزان . گابیان . گابیه . جی . اسپاهان . سپاهان . اسپهان . صفاهان . اسفاهان . اصفاهان . اسبهان . اسفهان . اسباهان . اصبهان . در کتب تاریخی قدیم بنام گابا یا کی معرفی گردیده است . در قدیم آنرا اسپادانا میگفتند . در دائرةالمعارف جغرافی فرانسه اسپدان و در نوشته های بطلمیوس آپادان و آپادانا نامیده شده است . (اصفهان نورصادقی ). و دمشقی نام قدیم آنرا رشورجی آورده است و در گذشته آنرا یهودیه یا دارالیهودی می خواندند. (برهان ). در جغرافیای بطلمیوس اصبدانه نامیده شده است .و لقب آن دارالسلطنه بود ، زیرا دیرزمانی پایتخت ایران بود. اصفهان و اصبهان معرب اسباهان یا بسفاهان است . مردم می گفتند اسفاهان یعنی لشکر، تداول کلام عوام اصفهان را بدان نام نهاد . و رجوع به اصبهان شود.

 پیشینه شهر اصفهان

 این شهر در بین سال‌های ۱۰۵۰ تا ۱۷۲۲ میلادی به ویژه در سدهٔ شانزدهم میلادی در هنگام پادشاهی صفویان پایتخت ایران شد و رونق فراوانی گرفت. بناهای تاریخی متعددی در شهر وجود دارد که شماری از آن‌ها به عنوان میراث تاریخی در یونسکو به ثبت رسیده‌اند. این شهر به داشتن معماری زیبای اسلامی، پل‌های سرپوشیده، مسجدها و مناره‌های منحصربه‌فردش نام‌آور است. یکی از دلایلی که اصفهان را «نصف جهان» می‌نامند این است که این شهر بیش از شش هزار اثر تاریخی با قدمت صدها و بلکه هزاران سال را در خود جای داده است. میدان نقش جهان نمونه برجسته‌ای از معماری اسلامی است.   

در تاریخ از اصفهان با نام گی یا جی در پارس علیا یا گابای یا تابای یاد شده است. در زمان هخامنشیان به دلیل قرار گیری محل تقاطع راه های عمده و اقامتگاه سلطنتی در آن به عنوان یکی از شهرهای مهم محسوب می گردید تا آنجا که استرابون جغرافی دان یونانی، از این شهر به عنوان مرکز کشور ایران نام می برد.

در زمان اشکانیان نیز اصفهان به عنوان مرکز و پایتخت یکی از ایالت های وسیع پادشاهان اشکانی در نظر گرفته شد.

اسپهان و ارمنستان همواره یکی از محل های اسکان ولیعهد ساسانیان بوده اند اما اسپهان نشیمن‌گاه و قلمرو نفوذ اعضای هفت خانواده بزرگ ایرانی صاحب نفوذ در پادشاهی (واسپوهران) نیز بوده است و به همین دلیل در آن زمان امتیازات خاصی برای آن در نظر گرفته می شد.

بر اصفهان چه گذشته است ؟

در سال ۳۱۹ ه.ق. مرداویج زیاری اصفهان را تصرف کرد و آن را به عنوان پایتخت در نظر گرفت. رکن‌الدوله دیلمی نیز در سال ۳۲۷ قمری این شهر را به عنوان پایتخت سلسله ی دیلمیان برگزید. از همین دوران سیر پیشرفت در اصفهان از سر گرفته می شود و بسیاری از اهل دانش به سوی آن می آیند.

در سال ۴۴۲ هجری قمری، طغرل سلجوقی اصفهان را با ویرانی های بسیار به دست آورد و سپس ابوالفتح مظفر نیشابوری حاکم طغرل در این شهر ۵۰۰٬۰۰۰ دینار را صرف آبادانی شهر نمود و به مدت سه سال دریافت مالیات از مردم را منع کرد. توسعه ی سریع شهر باعث شد که مردم گریخته از شهر دوباره به آن باز گردند و رونق در اصفهان از سر گرفته شد. طغرل، پایتخت حکومتش را در اصفهان نهاد و این پیشرفت و گسترش تا زمان آلب ارسلان نیز ادامه پیدا کرد. اوج شکوه اصفهان را می توان در دوران ملکشاه مشاهده کرد. در همین زمان بود که خواجه نظام الملک طوسی با تدابیر بسیار شهر را به منزلت بالایی رساند به طوری که جمعیت شهر دو برابر و بناهای زیبایی در آن ساخته شد.

با روی کار آمدن خوارزمشاهیان و حمله ی مغول آسیب های فراوانی به اصفهان وارد آمد و این شهر در سال ۶۳۹ هجری قمری به دست مغولان افتاد.

در سال ۱۰۰۶ هجری قمری، پایتخت صفویه، توسط شاه عباس صفوی، از قزوین به اصفهان منتقل شد. مسجدها، آب انبارها و کاروانسراها، پدید آمدن شبکه‌های کامل ارتباطی و آبیاری به ابتکار شیخ بهایی و تقویت زیربنای کشاورزی با بنیان نهادن شهر نجف آباد در چند کیلومتری غرب اصفهان برای تهیه ی آذوقه شهر از جمله اتفاقات مهم اصفهان در این دوره بود.
 
این اتفاقات سبب شد تا اصفهان برتری و اقتدار خود را در میان شهرهای خاورمیانه از دوره ی شاه عباس اول تا مرگ شاه عباس دوم حفظ کند. افزوده شدن محلات عباس‌آباد، جلفا، گبرآباد و اسپهان و ساخته شدن کاخ ها، مساجد، مدارس، حمام ها و گورستان ها برتری خاصی به این شهر بخشید.

 تاریخ این شهر از یک سو به سلیمان و نوح می رسد و از سوی دیگر پایگاه نهضت کاوه آهنگر بر علیه ضحاک خونخوار معرفی می گردد. اهمیت اصفهان به اندازه ای است که در اکثر دائره المعارفهای بزرگ جهان مدخلی به آن اختصاص یافته و سفرنامه هایی از محاسن و شکوه ظاهری و باطنی آن از پژوهشگرانی چون تاورنیه، شاردن و... به نگارش درآمده و مظاهر تمدن آن همانند سبک معماری، مکتب فلسفی و منهج فقهی آن چشمگیر است.

«یاقوت حموی» مورخ قرن هفتم، اصفهان را شهر سواران یا اسواران می نامید. «حمزه اصفهانی» نیز کلمه اصفهان را مشتق از سپاه و معرب شده آن می دانست. در کتاب «تقویم البلدان» از «ابن حوقل» نقل شده: «اصل نام اصفهان «سپاهان» است و به معنی لشگر زیرا که سپاه عجم (ایرانیان) در وقت بیکاری آنجا جمع بودند.» از تمام این نوشته ها می توان متوجه شد که اصفهان پیش از اسلام یعنی حدود قرن ششم میلادی تقریبا مکانی نظامی بوده.

در دوران اشکانی که ایران با نظام ملوک الطوایفی اداره می شد اصفهان هم شاه جداگانه داشت. در جنگی که اردشیر بابکان- موسس سلسله ساسانی- با اردوان اشکانی در حوالی اصفهان داشت، «شادشادپور» شاه اصفهان را کشت و ساتراپ آن را متصرف شد. در عصر ساسانی اصفهان و ارمنستان به دلیل اهمیت نظامی شان یکی از دو محل سکونت ولیعهد پادشاه ساسانیان بود. حتی معروف است که یزدگرد سوم پس از شکست در جنگ جلولا (در مقال اعراب) تصمیم گرفت مدتی دز اصفهان بماند چرا که این شهر ار از نظر نظامی و استحکامات، مناسب می دانست. ولی سرعت حمله اعراب آن قدر زیاد بود که باعث شد او به شرق کشور و خراسان (مرو) عقب نشینی کند.

ساخت پل «شهرستان» یا پل «جی» روی زاینده رود- که قدیمی ترین پل شهر است- مربوط به همین دوره ساسانی است که بعدها در دوران مختلف بارها آن را تعمیر کردند. مسلمانان وقتی آنجا را فتح کردند، شهر را مدتی به نام «جی» می شناختند که نام یکی از بزرگ ترین محله ها یا احتمالا یکی از روستاهای بزرگ منطقه بوده است. به جز آن اصفهان شامل منطقه ای بزرگ از یهودیان بود که به گفته «ارنست هرتسفلد» قدمت حضور آنان به یهودیان مهاجر بابل می رسد.

در حقیقت به نظرمی رسد پس از اسلام دو شهر اصلی یا دو محله بزرگ جی و یهودیه به دلیل افزایش جمعیت و بزرگ تر شدن شهر، تبدیل به یک شهر شدند و زیر پرچم حکومت خلفای اسلام رفتند.

 

اصفهان را بدون اغراق، می توان شهر هنرهای دستی و سنتی ایران نامید. هنرهای سنتی و صنایع دستی اصفهان، از دیرباز شهرت جهانی داشته و محصولات آن به کشورهای مختلف جهان به ویژه کشورهای اروپایی صادر می شده است.

در اوایل قرن یازدهم هجری که اصفهان به عنوان پایتخت دولت صفوی انتخاب شد و این شهر مرکز مهم تجارت، فرهنگ و صنعت کشور گردید، زمینه های رشد و شکوفایی آن در تمامی ابعاد علمی، ذوقی و هنری فراهم آمد. در این عصر بیشتر هنرهای ایران به ویژه معماری و خوشنویسی به عالی ترین مرتبه کمال خود دست یافت.

          آثارهنری این دوره از سه جنبه دقت و ظرافت هنری، دوام و سودمندی قابل توجه است و ادامه طبیعی اما خلاقانه و مبتکرانه هنر دوره های پیشین و مرحله ای از رشد و کمال آنهاست، که نیازهای فرهنگی اقتصادی زمان را مورد توجه قرار داده است.

          برخی محصولات هنری این دوره مانند فرش ها، منسوجات ابریشمی، ظروف سفالین و کارهای فلزی جنبه کاربردی دارند و بیشتر به عنوان کالاهای تجارتی در بازارهای داخلی و بین المللی دارای اهمیت اند؛ برخی دیگر مانند آثار معماری و خوشنویسی به منظور انتقال شکوه و جلال حکومت و یا تجلیل ایمان مذهبی و ارزشهای معنوی ساخته شده اند. اما در تمامی این آثار سنت های اصیلی تجلی یافته است که ریشه در قرون و اعصار گذشته ایران دارد. حتی در سبک ساخت محصولات هنری تجاری نیز، ضمن در نظر گرفتن سلیقه مصرف کننده خارجی، سنتهای ایرانی دقیقا رعایت شده است.

          هنرهای سنتی و صنایع دستی معاصر اصفهان در واقع ادامه هنرهای دوره صفوی است که توسط استادکاران هنرمند پدید می آید و مورد توجه و استقبال هنردوستان داخلی و خارجی قرار می گیرد و از اقلام مهم صادرات اصفهان به شمار می رود. از مهمترین این هنرها می توان از قالیبافی، قلمزنی، ابریشم بافی، منبت کاری، ملیله دوزی، مینیاتور، خاتم کاری، کاشی سازی، سفالگری، زری بافی، ، پولک دوزی، میناکاری و ... نام برد که امروزه رونق خوبی در بخش جهانگردی دارد.

 هنرمندان معاصر اصفهان در سالهای اخیر در رشته های مینیاتور، کاشی معرق و قلمزنی ابتکارات تازه ای انجام داده اند که قابل توجه است.

   اصفهان در زمینه هنر موسیقی نیز سابقه ای دیرین و برپا دارد و امروز از موسیقی مکتب اصفهان سخن گفته می شود.

معماری شهر اصفهان

از دوره پیش از اسلام، چیزی به جز بقایای آتشکدهای در کوه آتشگاه، اکتشافات اندکی در تپه اشرف و همچنین پل شهرستان متعلق به دوران ساسانیان بجا نمانده‌است که از میان آن سه، تنها بنای برپا و برجا پل شهرستان است.

بیشتر آثار تاریخی بجا مانده مربوط به دوره اسلامی است. آثاری از تمامی دوره‌های تاریخی پس از اسلام بجا مانده‌است اما آثار دو دوره باشکوه تاریخ اصفهان یعنی دوره سلجوقی و دوره صفوی برجستگی ویژه‌ای دارد، که هر کدام دارای ویژگی‌ها و سبک معماری یگانه خود است.

 آنچه از معماری گذشته به جا مانده استحکام طراحی و زیبائی فرم و درخشش بیان است. در آثار به جا مانده، دوره تابش رنگ و نور، جذابیت سطوح و شکوه چشمگیر آنها، احساس زیبایی خیره کننده ای در بیننده ایجاد می کند.  مساجد باشکوه، پل های زیبا، مدارس، بازارها، کاروانسراها در اصفهان ساخته شد و همه در نوع خود در اوج کمال هنری، استحکام و کارایی و بعضی چنان باشکوه و زیبا و کامل که نمی توان باور کرد که انسانی ناچیز آن را پدید آورده باشد.

عمارت نمکدان

عمارت نمکدان پشت سر عمارت آینه خانه رو به جنوب واقع بود. این عمارت هشت ضلعی نوعی حوض خانه بوده و شامل یک اتاق مرکزی و چند اتاق فرعی می شده است. در سال 1320 هجری قمری همه عمارت ها به دستور ظل السلطان و به دست منشی او در حضورش تخریب می شود.

کاخ آینه خانه یا پارک آینه خانه فعلی

عمارت یا کاخ «آینه خانه» درون مجموعه باغ سعادت آباد واقع شده بود. «ارنست هولتسر» که اواخر قاجاریه در اصفهان سکونت داشته، این کاخ را شبیه چهل ستون توصیف کرده است. محل این کاخ بین کاخ هفت دست و پل خواجو بوده است. تالار آن وسیع و دارای 16 ستون بوده است که با آینه ها، طلا، نقاشی و صفحه های مرمر منقش به سبک چهل ستون تزیین شده بود. کاخ آینه خانه در سمت شرق کاخ هفت دست، دو ستون عالی داشته که گفته می شود آنها را بعد از تخریب در کلیسای جلفا کار گذاشته اند.

باغ هزارجریب

جابر انصاری در کتاب گنجینه های اصفهان نزدیک به 60 باغ ایرانی را از اصفهان دوره صفوی نام می برد که از بسیاری شان حتی نامی هم باقی نمانده است. عظیم ترین و زیباترین آنها که امروزه شاهدی برای آن نیست و طبق نوشته ها باغ فین کاشان و شازده کرمان فرزندان کوچک آن محسوب می شوند؛ باغ «هزارجریب» در جنوب اصفهان بوده است. این باغ از ابتدای سی و سه پل تا دامنه های کوه صفه امتداد داشته است و در محدوده شهرک فرح آباد مشتمل بر ده قطعه بوده که چندین کاخ، استخر و آبشار درون آن بوده است.

ثبت نظر