جوابیه سیما منظر چه چیز را نگفت؟
از مدیریت پیشگیرانه تا سرنوشت درختان باغ فاتح
درخت یکشبه خشک نمی شود. خشکسالی پاسخ همه پرسشها نیست.
آیینباور | کرج – در پی انتشار گزارش آیینباور درباره قطع درختان باغ تاریخی فاتح، سازمان سیما، منظر و فضای سبز شهرداری کرج با انتشار جوابیهای، خشکسالی، کاهش منابع آب، افزایش دما، کهولت سن درختان و شیوع آفات و بیماریها را علت اصلی خشکیدگی درختان گردو عنوان کرد.
این توضیحات از منظر علمی قابل تأمل است، اما هنوز به مهمترین پرسشها پاسخ نداده است. نخست باید تأکید کرد که هیچ متخصص باغبانی یا گیاهپزشکی نمیتواند نقش خشکسالی، تغییرات اقلیمی و افزایش سن درختان را انکار کند. اما همین جوابیه چندین بار از عبارتهایی مانند «طی سالهای اخیر»، «روند تدریجی زوال» و «پایش مستمر» استفاده کرده است؛ عباراتی که یک سؤال اساسی را پیش میکشد: اگر زوال درختان تدریجی بوده، مدیریت آن نیز باید از سالها قبل آغاز میشد، نه زمانی که تنها راه، اره و کامیون باشد.
مدیریت یک باغ تاریخی، صرفاً به حذف درختان خشک محدود نمیشود. در چنین باغهایی، هر درخت کهنسال یک سرمایه زنده است و از نخستین نشانههای ضعف باید تحت مراقبت ویژه قرار گیرد.
پایش سلامت تاج درخت، بررسی وضعیت ریشه، آنالیز خاک، اصلاح برنامه آبیاری، تغذیه هدفمند، کاهش تنشهای محیطی، کنترل زودهنگام آفات و بیماریها، هرس درمانی و ثبت مستمر وضعیت هر درخت، بخشی از اصول شناختهشده مدیریت باغهای ارزشمند است.
در جوابیه آمده است که آبیاری هدفمند، اصلاح خاک و کنترل آفات انجام شده، اما هیچ گزارشی از نتیجه این اقدامات منتشر نشده است. چه تعداد درخت نجات یافتهاند؟ روند خشکیدگی در سالهای گذشته چگونه بوده است؟ چه زمانی نخستین علائم زوال ثبت شده و چه اقداماتی برای هر درخت انجام گرفته است؟
بدون ارائه این مستندات، نمیتوان درباره موفقیت مدیریت باغ قضاوت کرد. نکته مهم دیگر، نبود برنامه جانشینپروری است. در باغهای تاریخی، وقتی مشخص میشود بخشی از درختان کهنسال در سالهای آینده از بین خواهند رفت، از همان زمان نسل بعدی آنها پرورش داده میشود تا هویت باغ حفظ شود. اگر گردوهای باغ فاتح از نظر تاریخی و ژنتیکی ارزشمند بودهاند، آیا از آنها پیوندک تهیه شده است؟ آیا نهالهایی از نسل همین درختان در باغ کاشته شده تا با از دست رفتن درختان کهنسال، میراث ژنتیکی آنها از بین نرود؟
پاسخ این پرسشها در جوابیه دیده نمیشود. اما شاید مهمترین بخش مغفولمانده، مدیریت پس از قطع درختان باشد. اگر بنا بر تشخیص کارشناسان، این درختان دیگر قابل احیا نبودهاند، آیا تنها سرنوشت ممکن آنها خروج از باغ با کامیون بود؟
در بسیاری از باغها و پارکهای تاریخی جهان، تنه درختان کهنسال پس از پایان عمرشان نیز بخشی از هویت باغ باقی میمانند. از آنها نیمکت، آلاچیق، خانه پرندگان، پناهگاه حیوانات، مجسمههای چوبی، المانهای هنری و یادمانهای تاریخی ساخته میشود تا درخت، حتی پس از مرگ نیز به زندگی شهر ادامه دهد.
کرج نیز از هنرمندان توانمند منبتکار، مجسمهساز و طراحان شهری بیبهره نیست. آیا نمیشد بخشی از این تنههای ارزشمند به آثار ماندگاری تبدیل شوند که یاد درختان باغ فاتح را برای نسلهای آینده حفظ کنند؟
جوابیه شهرداری همچنین درباره سرنوشت این حجم از چوبهای خارجشده از باغ نیز توضیحی ارائه نمیدهد. این الوارها به کجا منتقل شدهاند؟ بر چه اساسی درباره نحوه استفاده یا واگذاری آنها تصمیمگیری شده است؟ و چرا از ظرفیت آنها برای ارتقای هویت فرهنگی و زیستمحیطی خود باغ استفاده نشد؟
خشکسالی، تغییرات اقلیمی و کهولت سن واقعیتهای انکارناپذیر امروز هستند، اما مدیریت علمی دقیقاً برای مواجهه با همین واقعیتها معنا پیدا میکند. هنر مدیریت آن نیست که تنها مرگ درخت را تأیید کند؛ هنر مدیریت آن است که با پیشگیری، جانشینپروری و بهرهگیری خلاقانه از آخرین یادگار درختان کهنسال، هم میراث طبیعی را حفظ کند و هم سرمایه فرهنگی شهر را غنا ببخشد.
امروز مطالبه شهروندان تنها دانستن علت قطع درختان نیست؛ مطالبه اصلی، شفافیت در مدیریت گذشته، برنامهریزی برای آینده و پاسداری از هویت باغ تاریخی فاتح است.
فریبا کلاهی
کدخبر: 3673
تعداد بازدید: 224