خانه / آداب و رسوم / آیین و باورهای ایرانی (۱۱):آشنایی با ریشه های تاریخی و منابع پژوهشی سیزده بدر

آیین و باورهای ایرانی (۱۱):آشنایی با ریشه های تاریخی و منابع پژوهشی سیزده بدر

آیین باور -هر جامعه و فرهنگی ، افسانه ها و باورهایی دارد که نه در یک شب،که در طول تاریخ آن قوم و ملت و نه به سبب تفریح و بیکاری، که به نیاز آن زمان و شیوه زندگی مردمان و سطح درک و سواد ایشان ساخته و زائیده می شد و بستگی مستقیمی  با نوعی درک ماورائی ایشان از ترس ها و انتظارات و رویا هایشان داشت.در ۱۰ شماره قبل باورهای ایرانیان را درباره “آل ،جن، اژدها ،ننه سرما یا اهمن“، جغد و نوعی جغد به نام  اَشوزوشت (Ašō.zušta) یا مُرغ بَهمَن،دیوها و ترسانک ها لولو ،همزاد، نسناس ،زیانکار ، چشم شور را بررسی کردیم در این شماره به معرفی جایگاه روز سیزدهم فروردین  در باور های ایرانی  می پردازیم :

سیزده‌بدر یکی از بهترین روزهای نوروز است که پس ۱۲‌روز انجام آداب دید و بازدید و نوروز، در دل طبیعت می‌گذرایم. این روز یک نمایش ملی است.

گروهی معتقدند که برای دور‌کردن نحسی این روز باید از خانه خارج شوند و سیزده بدر کنند تا نحسی روز در طبیعت به در شود.

اما کمتر کسی می داند که در دل تاریخ این سرزمین همه چیز به دیده مثبت نگریسته شده و امید به زندگی و شادمانی  از رحمت خداوند جایی برای نحسی و نکبت نمی گذارد. این اعتقاد به نحست سیزده به در از دوران قاجار وارد فرهنگ ایران شد چون قاجار بسیار خرافی بودند و تاریخ نگاری معاصر در دوره قاجار دسترس تر شد و این آداب کهن را اینطور تعریف کردند.

گروهی بر این گمان هستند که روز سیزده هر‌ماه در جدول سی روز ایران باستان، مربوط است به فرشته تیر یا تیشتر که ستاره “باران” است و ارتباط با آب و باران دارد، و بسیار روز خجسته و مبارکی است.

در مورد فرشته تیر و جشن تیرگان که در سیزدهم «تیرروز» در تیرماه، برگزار می‌گردد، در جای خود سخن به میان آمده است. پس روز سیزده در اعتقادات مردم ایران باستان به هیچ وضح نحس نبوده است. در جدول مربوط به سعد و نحس روزها نیز روز سیزدهم مبارک آمده است. مردم باستان در مورد این روز معتقد بودند که جمشید شاه (بنیانگذار نوروز) روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم، خیمه و خرگاه برپا می‌کرد و بار عام می‌داد. چندین سال متوالی این کار را انجام داد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و مراسم درآمد.

روایتی دیگر از دیدگاه مردم ایران باستان : 

به اعتقاد ایرانیان قدیم در سال ۱۲۳۲ میلادی (هفدهم ژانویه) یا ۶۱۰ خورشیدی می‌بایست کار جهان به پایان می‌رسید و رستاخیز آغاز می‌شد.
می دونین که الان ۲۰۱۹ هستیم.

برپایهٔ باور ایرانیان کهن با پیدایی سوشیانت و برانگیختن مردگان، رفتن نیکوکاران به بهشت و بدکاران به دوزخ، کار جهان پایان نمی‌یابد و از هزارهٔ سیزدهم، دور ۱۲ هزار سالهٔ نوینی آغاز می‌شود.  بر پایهٔ این باور، روز سیزدهم سال‌نو به عنوان نماد (هزارهٔ سیزدهم)، روز فرخنده‌ای بود که شگون داشت و مردم با رفتن به دامان طبیعت که زندگی تازه‌ای را آغاز کرده بود، روز سیزدهم یا آغاز دور نوینی از زندگی را جشن می‌گرفتند.

پس از یورش تازیان و دور شدن مردمان از ریشهٔ خود، رفته رفته این باورها کم‌رنگ شدند.  پیش از آن که به دست فراموشی سپرده شوند، فرزانگان ایرانی برای نگاهداری و ورجاوندی این تراداد (سنت)، به این خرافه دامن زدند که شمار ۱۳ نحس است و باید نحسی سال نو را با رفتن به دامان طبیعت، به‌ درکرد.  گسترش این خرافه، اجازه نداد تا این تراداد کهن به دست فراموشی سپرده شود.  این باور توانست این سنت را تا به روزگار ما که دیگر نیازی به خرافه نیست، پایدار نگاه دارد. اما منجر شد تا ریشه این آداب و رسم از خاطرها برود. از سوی دیگر تاریخ نویس انگلیسی جیمز موریه آورده : “چون شیعیان سیزده ماه صفر را بد و نحس می دانستند در سالی که مقارن با سیزده فروردین  شده بود برای فرار از نکبت و بلایایی چون خانه خرابی به صحرا رفتند و از این تاریخ تمام ۱۳ فرودینها را برای نحسی از خانه به صحرا می رفتند و آن را سیزده بدر خواندند.

بیشترین گزارش ها نیز مربوط به دوران ناصرالدین شاه است . عده زیادی از تاریخ نویسان انگلیسی که در ایران حضور داشتند از این رسم در تعجب بوده و بارها در نوشته های خود به این موضوع اشاره کرده اند که ایرانیان برای ترس و فرار از خراب شدن خانه هایشان به صحرا می روند و برای فراموش کردن این ترس به جشن و پایکوبی می پردازند!!!!

توماس هربرت و کمپفر آلمانی  نیز مطالب زیادی نوشته انداز این منبع معلوم میشود که همزمان با فرمانرواییِ صفویان در ایران، در هند مراسمِ نوروزی در هجده فروردین برگزار می شد و ربطی به روز سیزده و نحسی آن نداشت و از آنجا که بسیاری زرتشتیان پس از فشارهای مسلمانان برای تغییر دین به هندوستان و چین رفتند می توان ریشه این شباهات را به یکدیگرنسبت داد و نوعی تعامل و تبادل فرهنگ دانست .سفرنامه پولاک می تواند منبع خوبی برای مطالعه در این زمینه باشد.

سه بلای مطرح شده در ۱۳ بدر : 

۱- احتمال ویران شدن خانه ها در ۱۳ فروردین

۲- تقسیم بلاهای سال جدید در این روز

۳- راندن شومی روز ۱۳ به بیرون از شهر

نخستین بار ذبیح بهروز در مقاله ای به سال ۱۳۴۰ در بتره سابقه و منشا سیزده بدر اظهار نظر کرد و آن را از جشن های کهن ایرانی دانست که در گاه شماری ایرانی اولین بار در روز یکشنبه روز ماه بدر برگزار شده ( بلوکباشی : ۱۳۹۰:۹۲)

به نوشت یکی از پژوهشگران

چون در نخستین سال رصد زرتشت روز سیزدهم فروردین با روز سیزدهم ماه قمری همان سال مطابق گردید و آفتاب و ماه در مقابل یکدیگر قرار گرفتندمنجمان آن روز را نحس نامیدند و از مردم خواستند تا خانه های خویش را ترک کنند و به صحرا بروند.

این باور در درازای سالیان، چنان بر اندیشهٔ مردم ما اثر گذاشت که گمان کردند که به راستی این شمارهٔ پرشگون یعنی ۱۳، بدشگون و نحس است.  تا جایی که حتا شماره‌های خانه‌های خود را به ۱ + ۱۲ یا ۲ + ۱۱ بدل کردند. دیگر عددهای پرشگون در باور ایرانیان کهن، عبارت بودند از عدد هفت به نشانهٔ هفت امشاسپند.

چنان‌که گفته شد، شمار امشاسپندان، شش است که قرار دادن نام اهورامزدا بر بالای آن‌ها و گاه ایزد سروش، شمار آن را به هفت می‌رسانند. درباره عدد هفت. باید دانست که پایهٔ گاه‌شماری است و ۵۲ هفته برابر است با یک سال و…

عدد ۷۲ نیز در میان ایرانیان در عهد کهن و باستان، جایگاه ویژه‌ای داشته است. این عدد به نشانهٔ ۷۲ رشتهٔ کمربندی است به نام «کُشتی» که ایرانیان از دوردست‌های تاریخ بر میان می‌بستند و سپس این کمربند، به آیین زرتشت نیز راه یافت و آنان پس از رسیدن به سن بلوغ (۱۵ سالگی)، آن را به میان می‌بندند

در این روز سبزه‌های سبز شده را که چند روز اول سال نو مهمان سفره هفت سین بوده به آب روان می‌سپارند. خوراکیهای باقیمانده نوروز، به مصرف می‌رسد، بساط بازیهای دسته‌جمعی پهن است. روز سیزدهم، کمتر کسی در منزل می‌ماند. در ساعت اول روز خیابانها شلوغ و پر‌رفت و آمد است. پارکها مناظر طبیعی اطراف شهر پذیرای میلیونها زن و مردم و جوان و پیر و کودک است. خانواده‌ها با صفا و صمیمیت در کنار هم می‌نشینند و گل می‌گویند و گل می‌شنوند. مردمی که در طول سال، در هیاهوی شهر، پی نام و نان هستند و با هم روابطی سرد و خشک دارند، در این روز تغییری در رفتارشان روی می‌‌دهد، همه مهربان و شادمان هستند. گویی بهترین روز سال همین روز است. هر‌چند گروهی آن را نحس می‌شمارند، اما در این روز همه چیز و همه کس رنگ شادی دارد. پس آیا روز سیزده‌بدر نحس است یا مبارک؟

سجاد آیدانلو دانشیار ادبیات فارسی در مقاله ای می نویسد: نظریات گوناگون که حداقل شمار آن به ۱۴ نظر می رسد؛ نمادینگی روز سیزدهم برای هزاره سیزدهم در باورهای ایرانی – که زمانپایان عمرِ دوازده هزار سال گیتی و یغازِ یشوب و تباهیِ نوایی است- محتملتر می دانند.

در حدودِ جستوجوهای نگارنده نخستین و قدیمی ترین نوشت فارسی درباره سیزده بدر است که مراد اورنگ در سال ۱۳۳۵ در مجله هوخت نگاشته است. بعد از او محمد جواد بهروزی ،جهانگیر اوشیدری،محمد محیط طباطبایی،محمد روح الامین ،حسین تجدد، علی بلوک باشی ،رضا مرادی غیاث آبادی و بسیاری دیگر مقالات تحقیقی پیرامون ریشه های آن ارائه کرده اند.

آیدانلو می نویسد تا جایی که کاوش کرده ام کرده است در مآخذ کهنِ فارسی و عربی اعم از ادبی، تاریخی و جغرافیایی به نظم یا نثر پیش از قاجار برگزاری آیین سیزده بدر در متنی یافت نشده است تنها دو نکته کلی پیرامون ویس و رامین در شاهنامه چنین آدابی را مطرح می کند. که در فصل بهار و نوروز مردم به طبیعت می روند و به جشن و پایکوبی می پردازند.

در شاهنامه در داستان خسرو و پرویز می خوانیم که خسرو پرویز باغی داشت” بدان باغ رفتی به نوروز شاه  دو هفته ببودی بدان جشنگاه” 

فخرالدین اسعد گرگانی نیز می نویسد:

یکی جشن نوآیین کرده بد شاه که بد درخورد آن دییهیم و آن گاه

چه خرم جشن بود اندر بهاران   به جشن اندرسراسر نامداران

همه کس رفته از خانه به صحرا    برون برده همه ساز تماشا

اگر چه بود بزم شاه خرم     دگر بزمان نبود از بزم او کم

کجا در باغ و راغ و جویباران ز جام می همی بارید باران

ز هر باغی و هر راغی و رودی   به گوش آمد دگر گونه سرودی

زمین از بس گل و سبزه چنان بود که گفتی پر ستاره آسمان بود

گروهی در نشاط و اسپ تازی  گروهی در سماع و پای بازی

گروهی می خوران در بوستانی    گروهی گل چنان در گلستانی

گروهی بر کنار رود باری        گروهی در میان لاله زاری

روایتی دیگر  :

«… جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز (سیزده بدر)را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند …»
اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع مکتوب، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده بدر در فروردین یا صفر داده اند، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که جشن سیزده بدر بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی جشن سیزده بدر وجود دارد.
همانطور که پیش از این گفته آمد، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری یک آیین، و دامنه ی گسترش فراخ تر یک باور در میان مردمان، بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه، نشان دهنده ی دیرینگی زیاد آن است.
همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.

افسانه ی آفرینش در ایران باستان و موضوع نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی «کیومرث» دارای اهمیت زیادی است، در «اوستا» چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را نخستین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است.
گفته های «حمزه ی اصفهانی» در کتاب «سِنی ملوک الارض و الانبیاء» صفحه های ۲۳ تا ۲۹ و گفته های «مسعودی» در کتاب «مروج الذهب» جلد دوم صفحه های ۱۱۰ و ۱۱۱ و «بیرونی» در کتاب «آثار الباقیه» بر پایه ی همان آگاهی است که در منبع پهلوی وجود دارد که :
«مَشیه» و «مَشیانه» که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته نشده بود ! آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی «موُرد»، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت روز سیزده بدر انجام می دادند، امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند.این رسم (علف گره زدن در روز سیزده بدر)از زمان «کیانیان» تقریبا فراموش شد و در زمان «هخامنشیان» دوباره آغاز شد و تا امروز باقی مانده است.
در کتاب «مُجمل التواریخ» چنین آمده است :
«… اول مردی که به زمین ظاهر شد، پارسیان آن را «گل شاه» نامیدند، زیرا که پادشاهی او الا بر گل نبود، پس پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مُردند، جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند.»

برای مطالعه بیشتر روی لینک زیر زده، دانلود کنید و بخوانید : 

سابقه و سبب برگزاری سیزده بدر در سنت های ایرانی

فریبا کلاهی کارشناس مدیریت جهانگردی

درباره‌ی فریبا کلاهی

روزنامه نگار و مدیر مسئول پایگاه خبری آیین باور

همچنین ببینید

مدیریت شهری متناسب با نظر مردم و شورا روند اجرای پروژه میدان جمهوری را تغییر دهد

رحیم خستو سخنگوی شوبای اسلامی کلانشهر کرج گفت مدیریت شهری متناسب با نظر مردم و …

افزایش ۵ برابری آمار فوت و ابتلای کرونا در البرز

آیین باور_ اطلاعیه شماره (۲) کمیته امنیتی، اجتماعی و انتظامی مدیریت بیماری کرونا استان البرزدر …

روز جهانی قربانیان ترافیک گرامی باد

Covidiot نوع مدرنی از (Idiot) ابلهان هستند که اصول قرنطینه را رعایت نمیکند و به این شکل جان خود و دیگران را به خطر می اندازد. روزتان مبارک

دیدگاهتان را بنویسید