اقدس پورتراب؛
زنی که سالها پشت پیانو، نسل موسیقی ایران را تربیت کرد
موسیقیدان، پیانیست و مدرس پیشکسوت شامگاه جمعه در فرانسه درگذشت.
آیین باور_ اقدس پورتراب، موسیقیدان، پیانیست و مدرس پیشکسوت موسیقی، شامگاه جمعه ۱۰ مهر ۱۴۰۵ در ۸۷سالگی در فرانسه درگذشت؛ اما برای شناخت جایگاه او، خبر مرگ بهانه تلخی است. باید به کلاسهایی برگشت که سالها پیش در آنها، دستهای کودکی یا نوجوانی روی کلاویههای پیانو مینشست و استادی، چیزی بیش از نواختن نتها را به او میآموخت.
اقدس پورتراب از آن نامهایی است که شاید برای عموم مردم چندان آشنا نباشد، اما اگر ردپای او را در تاریخ موسیقی معاصر ایران دنبال کنیم، به نامهای مهمی میرسیم.
او ۱۸ مهر ۱۳۱۸ در تهران به دنیا آمد؛ در خانوادهای که موسیقی در آن حضور پررنگی داشت. برادر بزرگترش، مصطفی کمال پورتراب، از موسیقیدانان و نظریهپردازان شناختهشده موسیقی ایران بود و برادران دیگرش، امیرتیمور و محمدعیسی پورتراب نیز در موسیقی فعالیت داشتند.
اما اقدس پورتراب را نباید تنها در سایه نام خانوادهاش دید؛ مسیر او، از همان کودکی، راه مستقلی پیدا کرد.
دختری که از دبستان وارد هنرستان موسیقی شد
پورتراب از کلاس پنجم دبستان وارد هنرستان عالی موسیقی شد. به واسطه برادرش مصطفی کمال، به کلاس گیتی امیرخسروی راه یافت و آموزش پیانو را آغاز کرد. زاون هاکوپیان نیز از استادان موسیقی او بود.
نکته جالب در زندگی او این است که آموزش موسیقی برایش تنها به یادگیری ساز محدود نماند. او در همان سالهای نوجوانی، پیانو و آکاردئون تدریس میکرد؛ یعنی هنوز در ابتدای راه بود که خود به انتقال دانستههایش به دیگران پرداخت.
در هنرستان، جلال آلاحمد نیز به او ادبیات میآموخت؛ ترکیبی که تصویری متفاوت از آموزش هنری آن نسل به دست میدهد: موسیقی، ادبیات و آموزش آکادمیک در کنار یکدیگر.
شومان و ارکستر سمفونیک تهران
یکی از نقاط مهم کارنامه نوازندگی اقدس پورتراب، اجرای کنسرتو پیانوی روبرت شومان با ارکستر سمفونیک تهران در پایان دوره کارشناسی بود.
این فقط یک اجرای دانشجویی ساده نبود؛ اجرای کنسرتو با ارکستر سمفونیک، از دشوارترین تجربههای یک نوازنده پیانو در مسیر حرفهای است؛ چرا که پیانیست باید همزمان با تکنیک فردی، با ساختار ارکستر، رهبر و دهها نوازنده دیگر هماهنگ شود.
پورتراب پس از این دوره، برای ادامه تحصیل راهی اروپا شد.
ابتدا به پاریس رفت و سپس با دریافت بورس تحصیلی، راهی فرایبورگ آلمان شد و نزد ادیث پیچت-اکسنفلد، پیانیست و مدرس برجسته آلمانی، آموزش دید.
دوره تحصیل او در اروپا شش سال و نیم طول کشید و سرانجام با دریافت مدرک ویرتوز به ایران بازگشت.
بازگشت؛ این بار برای ساختن نسل بعد
شاید مهمترین بخش زندگی اقدس پورتراب، نه سالهای تحصیل در اروپا، بلکه سالهایی باشد که پس از بازگشت به ایران پشت میز و پیانو در کلاس درس نشست.
او در هنرستان موسیقی و هنرستان موسیقی ملی تدریس کرد و سالها به آموزش هنرجویان پرداخت.
اینجاست که اهمیت او از یک «پیانیست» فراتر میرود.
نوازندهای که روی صحنه میرود، ممکن است با یک اجرا در حافظه بماند؛ اما معلم موسیقی، اگر اثرگذار باشد، میتواند در دهها و صدها نوازنده ادامه پیدا کند.
و اقدس پورتراب چنین میراثی از خود به جا گذاشت.
در میان نامهایی که به عنوان شاگردان او ثبت شدهاند، احمد پژمان، نادر مشایخی، آندره مرادیان، نیلوفر بدریکوهی، محمد شمس و لیلا رمضان دیده میشوند؛ هنرمندانی که هر یک بعدها در عرصههای مختلف موسیقی، آهنگسازی، نوازندگی و آموزش جایگاهی پیدا کردند.
این فهرست شاید مهمترین توضیح درباره جایگاه اقدس پورتراب باشد.
نادر مشایخی و خاطره یک استاد
یکی از روایتهای قابل توجه درباره پورتراب را نادر مشایخی سالها بعد نقل کرده است.
مشایخی گفته است که پس از پایان دبیرستان و ورود به هنرستان موسیقی، موسیقی را به شکل حرفهای نزد اقدس پورتراب دنبال کرده است.
در روایت او، پورتراب فقط به اجرای موسیقی توجه نداشت؛ وقتی مشایخی جوان، اثری ساخته بود و از او خواست آن را بشنود، درباره ضرورت یادگیری هارمونی، ارکستراسیون و فرم با او صحبت کرد.
این روایت کوچک، چیزی از روش آموزشی پورتراب را نشان میدهد: نوازنده را فقط برای نواختن تربیت نمیکرد؛ او را به فهم موسیقی سوق میداد.
مشایخی بعدها یکی از چهرههای مهم موسیقی معاصر ایران و موسیقی مدرن شد.
مهاجرت؛ اما نه پایان ارتباط با ایران
اقدس پورتراب در سال ۱۳۶۲ همراه فرزندانش به فرانسه مهاجرت کرد.
اما مهاجرت برای او به معنای پایان رابطه با موسیقیدانان و هنرجویان ایرانی نبود.
در فرانسه نیز تدریس پیانو را ادامه داد و در سالهای بعد، با افزایش سفرهایش به ایران، ارتباط آموزشی خود با هنرجویان ایرانی را حفظ کرد.
در واقع، بخشی از زندگی حرفهای او در میان دو جغرافیا گذشت: ایران و فرانسه؛ اما زبان مشترک هر دو، پیانو بود.
گزارشهای منتشرشده از سالهای بعد نیز نشان میدهد که آموزش برای او تا پایان یک فعالیت حاشیهای نبود؛ بخش اصلی هویت حرفهایاش باقی ماند.
اقدس پورتراب چرا کمتر شناخته شد؟
این شاید مهمترین پرسشی باشد که پس از خبر درگذشت او باید پرسید.
چرا نام زنی که دههها در آموزش موسیقی ایران حضور داشته و شاگردانی با چنین کارنامههایی تربیت کرده، برای بخش بزرگی از جامعه ناشناخته است؟
یک پاسخ را باید در ماهیت کار او جستوجو کرد.
آموزش، برخلاف صحنه، کمتر دیده میشود.
صدای کنسرت در سالن میپیچد و نام نوازنده روی پوستر میرود؛ اما کلاس درس معمولاً جایی است بیسروصدا، میان استاد و چند هنرجو.
با این حال، گاهی باید تاریخ موسیقی را برعکس خواند؛ نه فقط از روی نامهای روی صحنه، بلکه از روی نام استادانی که آن هنرمندان را ساختهاند.
از این منظر، اقدس پورتراب یکی از حلقههای مهم زنجیره آموزش پیانو در ایران بود.
زنی از نسلی که موسیقی را جدی گرفت
زندگی اقدس پورتراب را اگر در بستر زمان خودش ببینیم، معنای دیگری پیدا میکند.
او در دهههایی آموزش حرفهای موسیقی را آغاز کرد که حضور زنان در عرصههای هنری و آموزشی، مسیر سادهای نداشت و امکانات آموزشی موسیقی نیز با امروز قابل مقایسه نبود.
با این همه، از یک دختر دبستانی که وارد هنرستان عالی موسیقی شد، به نوازندهای رسید که کنسرتو شومان را با ارکستر سمفونیک تهران اجرا کرد؛ سپس سالها در اروپا تحصیل کرد، به ایران بازگشت و آموزش داد و بعد از مهاجرت نیز همان مسیر را در فرانسه ادامه داد.
این مسیر، فقط زندگی یک پیانیست نیست؛ روایت یک عمر ماندن پای موسیقی است.
میراث او کجاست؟
شاید بهترین جا برای پیدا کردن اقدس پورتراب، در عکسهای قدیمی یا عنوانهای رسمی نباشد.
باید او را در دستهای هنرمندانی جستوجو کرد که زمانی هنرجوی او بودند.
در موسیقیای که احمد پژمان نوشت؛ در مسیر هنری نادر مشایخی؛ در نوازندگی لیلا رمضان و دیگر هنرجویانی که هر کدام راه خود را رفتند.
استاد واقعی شاید همان کسی باشد که نامش همیشه در کنار شاگردش دیده نمیشود، اما چیزی از او در شیوه شنیدن، نواختن، اندیشیدن و فهمیدن موسیقی شاگرد باقی میماند.
اقدس پورتراب از همین جنس بود.
او فقط پیانو نمیآموخت؛ بخشی از سنت آموزش موسیقی کلاسیک را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکرد.
و حالا که سکوت بر زندگی او نشسته است، شاید وقت آن باشد که موسیقی ایران، پیش از آنکه نام چنین استادانی را تنها در خبر درگذشتشان به یاد بیاورد، به سراغ آرشیو کلاسها، روایت شاگردان و شیوههای آموزشی آنان برود.
چون بعضی هنرمندان، با آثارشان میمانند؛
و بعضی دیگر، با آدمهایی که تربیت کردهاند.
اقدس پورتراب از دسته دوم بود.
او ۱۰ مهر ۱۴۰۵ در فرانسه درگذشت؛ اما موسیقیای که به نسلهای بعد سپرد، با رفتنش خاموش نمیشود.
کدخبر: 3775
نویسنده: فریبا کلاهی
تعداد بازدید: 267